درآمدی بر اجتهاد تمدن‌ساز (کتاب)

درآمدی بر اجتهاد تمدن‌ساز،

درآمدی بر اجتهاد تمدن‌ساز (کتاب)
اطلاعات کتاب
نویسندهعلیرضا اعرافی
موضوعفلسفه فقه
سبکتحلیلی
زبانفارسی
گرداوریعلی بخشی
تعداد صفحات۴۰۸
اطلاعات نشر
ناشرمؤسسه اشراق و عرفان
محل نشرقم
تاریخ نشر۱۳۹۵ش
نوبت چاپاول
  • چکیده

معرفی و ساختار کتاب

کتاب «درآمدی بر اجتهاد تمدن‌ساز» در زمره آثار فلسفه فقه قرار دارد و با دغدغه بررسی قابلیت تمدن‌سازی بر اساس اجتهاد شیعی به رشته تحریر درآمده است. در شناسنامه کتاب، علیرضا اعرافی (زاده: ۱۳۳۸ش، از اعضای مجلس خبرگان رهبری و از فقیهان شورای نگهبان) به‌عنوان نویسنده کتاب درج شده و تحقیق و نگارش آن به نام علی بخشی ثبت شده است. با این حال، در مقدمه‌ای که علی بخشی بر کتاب نوشته، او از نکات علیرضا اعرافی برای نگارش کتاب قدردانی نموده و کتاب را برآمده از طرح «اجتهاد تمدن‌ساز» تحت اشراف و نظارت علیرضا اعرافی معرفی کرده است.

این کتاب در سال ۱۳۹۵ش به کوشش مؤسسه اشراق و عرفان در ۴۰۸ صفحه منتشر شد. کتاب با فهرست مطالب و مقدمه آغاز، و با پیوست‌ها، نمایه‌ها و فهرست منابع پایان می‌یابد. مباحث اصلی کتاب در هشت فصل سامان یافته است. فصل نخست به کلیات اختصاص دارد. نگارنده در این فصل، پیش‌فرض‌های کتاب را (مانند خاتمیت و جامعیت اسلام، قرارگرفتن غرب در برابر اسلام، و ضرورت تولید دانش اسلامی در حوزه‌های علوم انسانی و اجتماعی) برشمرده و فرضیه رقیب را جریان‌های فکری درون جامعه اسلامی (جریان اخباری‌گری و روشن‌فکران دینی و سکولار) قرار داده است (ص۲۵-۲۸). ارائه پیشینه بحث و روش کتاب حاضر از مباحث دیگر این فصل است (ص۲۹-۴۰).

در فصل دوم تحلیلی از وضعیت اجتهاد موجود در حوزه و آسیب‌شناسی آن ارائه شده، در فصل سوم چرایی و چگونگی اجتهاد تمدن‌ساز توضیح داده می‌شود و در چهار فصل بعدی مراحل رسیدن به تمدن اسلامی مبتنی بر اجتهاد بررسی می‌گردد؛ ازاین‌رو نویسنده در فصل چهارم به منظومه‌سازی و در فصل پنجم به نظام‌سازی فقه می‌پردازد. او بازسازی و ساماندهی حوزه معرفت بشری را در فصل ششم توضیح داده و در فصل هفتم و هشتم به مدل‌سازی و تمدن‌سازی فقه پرداخته است.

نارسایی اجتهاد فردگرایانه در تحقق تمدن اسلامی

به گفته نویسنده، نگاه تک‌ساحتی به اجتهاد موجب متمرکزشدن فقیهان بر جنبه فردی اسلام و غفلت از آن در صحنه اجتماع می‌شود (ص۴۱). وی در ادامه نگرش فردگرایانه به فقاهت را در سه دوره ارزیابی کرده است: ۱. دوره انزوای فقه شیعه تا عصر صفویه، ۲. از عصر صفویه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ۳. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت اسلامی. در دو مقطع نخست، فقیهان در برابر دولت‌ها رویکرد انتقادی داشتند و با رویکرد فردی و سلبی به مبارزه با حاکمان مستبد می‌پرداختند (ص۴۶). اما با ورود به دوره سوم، رویکرد فردی به فقه که خود عهده‌دار نظام اسلامی شده، اگرچه لازم، اما ناکافی است و باید به فتواهایی در ارتباط با کل نظام اسلامی پرداخت (ص۵۰). اعرافی آسیب‌های اجتهاد مصطلح و راهکار‌های اجمالی برای برون‌رفت از آنها را توضیح داده است و در بیشتر موارد، برای تبیین این آسیب‌ها و راهکارها به نقل دیدگاه‌های متعددی از امام خمینی، سید علی خامنه‌ای، مرتضی مطهری و سید محمدباقر صدر که از طرفداران فقه حکومتی‌‌اند، تکیه کرده است.

آسیب‌ها عبارت‌اند از:

  • برجسته‌نبودن مباحث اجتماعی و حکومتی (ص۴۴)
  • توجه ناکافی به بُعد تطبیقی فقه (ص۵۲)
  • غفلت از علوم انسانی و اجتماعی (ص۵۳)
  • دوربودن از موضوع‌شناسی علمی و تخصصی (ص۵۵)
  • انحصار اجتهاد در فقه و غفلت از آن در ساحت‌هایی مثل اخلاق، تربیت، و کلام (ص۵۸)
  • ارائه تفسیرهای توجیهی از نصوص برای انطباق با واقعیت‌های عینی (ص۶۰)
  • انحصار در عرصۀ گزاره‌های تکلیفی و کم‌کاری در عرصه‌ گزاره‌های توصیفی (ص۶۱).

راهکارها عبارت‌اند از:

  • گسترش ابواب فقهی (ص۶۳)
  • بازسازی هندسه علوم حوزوی (ص۶۴)
  • اولویت‌سنجی و فرصت‌سازی (ص۶۵)
  • تخصصی‌شدن فقه (ص۶۶)
  • اهتمام به فقه مقارن و نگاه تطبیقی به حقوق جدید (ص۷۰)
  • رصد و احاطه بر موضوعات نوپدید (ص۷۳)
  • کلان‌نگری (ص۷۴)
  • توسعه اجتهاد در حوزه اخلاق (ص۷۶)
  • توسعه اجتهاد در گزاره‌های توصیفی اسلام (ص۷۷)
  • امتداد تفکر فلسفه اسلامی (ص۸۰)
  • امتداد اجتهاد در علوم انسانی (ص۸۱)

نگارنده مزیت‌های نسبی اجتهاد مصطلح را در تعمیق مباحث، طرح فروعات بسیار و پایبندی به حجت می‌داند و معتقد است، تربیت طلاب و اساتید، توسعه مرزهای دانش، و توسعه فقه و علوم وابسته از محصولات اجتهاد مصطلح است (ص۸۲-۸۵). به نظر نویسنده، با به‌کارگیری اجتهاد مصطلح در دانش‌های اخلاق و کلام می‌توان کارآیی اجتهاد مصطلح را در دانش‌های اسلامی سنجید (ص۸۶-۸۸).

فصل سوم

نویسنده در فصل سوم اجتهاد، تمدن و اجتهادِ تمدن‌ساز را تعریف می‌کند. او پس از بررسی اقوال مختلف درباره اجتهاد و تمدن (ص۹۲-۹۹)، تمدن را شبکه‌ای پایدار و درعین‌حال انعطاف‌پذیر از باورها، فرهنگ و نظام‌های اجتماعی معرفی می‌کند که در سطح کلان و برای پاسخگویی به همه نیازهای فردی و جمعی انسان شکل گرفته، تا او را در تمام ابعاد زندگی به سوی یک هدف بزرگ هدایت کند (ص۱۰۰). همچنین او اجتهادِ تمدن‌ساز را شاملِ گزاره‌های هنجاری و توصیفی، و نیز شامل موضوعات فلسفی، کلامی و اخلاقی می‌داند و معتقد است برای کشف حکم شرعی، تفقه در همه این آموزه‌ها لازم است (ص۱۰۲).