امروزه سفر حج ایرانیان تنها از راه هواپیما و با پروازهای مستقیم از ایران به شهرهای عربستان صورت می‌گیرد. راه هوایی از سال ۱۳۲۸ش به راه‌های حج ایرانیان افزوده شد. در سال‌های آغازین، مسیر هوایی میان ایران تا جده به‌طور مستقیم وجود نداشت و حاجیان یا از راه زمینی یا با هواپیما از تهران به بغداد، بصره، بیروت یا شهرهای اردن و سوریه می‌رفتند و از فرودگاه این شهرها راهی جده می‌شدند.[۱][۲] در سال ۱۳۲۷ش. حدود ۶۰۰ تن از ایرانیان با هواپیما به مکه رفتند.[۳] راه هوایی به تدریج رونق گرفت و پس از چندی پرواز مستقیم از ایران به جده برقرار و این راه به مسیر اصلی حج ایرانیان تبدیل شد و حج‌گزاری از راه زمینی ممنوع گشت.

راه عراق

کهن‌ترین و مهم‌ترین راه حج ایرانیان، مسافران کاروان عراق در این راه که در طول تاریخ با عناوینی مانند درب زبیده، راه کوفه، راه نجد و راه جبل شناخته شده،[۴] از بغداد به کوفه و از آن‌جا به جنوب عراق می‌رفتند و با عبور از صحرای نفود و نجد و گذر از منازلی مانند قادسیه، عذیب، مغیثه، زباله، ثعلبیه، فید، حاجر و معدن النقره به حجاز می‌رسیدند و به مدینه یا مکه می‌رفتند.[۵]

راه دیگر که از عراق به مکه می‌رفت، راه بصره بود که از بصره آغاز می‌شد و در معدن النقره به راه کوفه می‌پیوست.[۶] راه عراق برای حاجی ایرانی کوتاه‌ترین راه بود؛ اما به دلیل وضعیت بد آب و هوایی و خطر همیشگی حمله راهزنان، بدترین راه حج نیز به شمار می‌رفت. در بیابان‌های راه مکه، تهیه آب تنها از چاه‌ها و برکه‌های محدود و شناخته شده‌ای میسر بود که میزان آب آن‌ها همیشه به یک‌اندازه نبود و بعضی سال‌ها کاروانیان را به دشواری می‌انداخت. نبود آب و وقوع طوفان در برخی سال‌ها باعث توقف کاروان حج یا کشته شدن بسیاری از حاجیان می‌شد.[۷]

پس از تشکیل دولت صفوی در ایران و فراگیری مذهب تشیع در این سرزمین، راه عراق به دلیل وجود مزارهای امامان شیعه در عتبات برای ایرانیان اهمیتی بیشتر یافت. در این دوران، راه عراق در سرزمین‌های زیر سلطه دولت عثمانی قرار داشت. حکومت عثمانی بر سرزمین‌های جنوب عراق نظارت کامل نداشت و این سرزمین‌ها معمولاً شاهد قدرت یافتن قبایل عرب بود. ناامنی، گرفتن مالیات فراوان از حاجیان در طول مسیر، و معطل کردن آنان به بهانه‌های گوناگون باعث می‌شد گاه عبور کاروان‌های حج از این مسیر، از سوی شاهان ایران ممنوع شود. در نامه‌ای که شاه عباس دوم به شریف مکه نوشت، به منع حاجیان برای عبور از راه بصره اشاره و بازگشایی راه حج وابسته به تعهد حاکم بصره و شریف مکه به برقراری امنیت در طول مسیر شده است.[۸]

در دوران حکومت قاجار، راه عراق را بیشتر با عنوان راه نجد یا راه جبل می‌شناختند.[۹] از نیمه سده سیزدهم ق دولتی نیمه مستقل در سرزمین نجد یا جبل با نام آل‌رشید (۱۲۵۲–۱۳۴۰ق) تشکیل شد. آل‌رشید مسؤولیت حفظ امنیت راه جبل را بر عهده داشتند و در برابر از کاروان‌داران مالیات می‌گرفتند.[۱۰] مسافران زیر نظر شخصی که از سوی او به عنوان امیرالحاج تعیین می‌شد، سفر می‌کردند.[۱۱]

راه احساء

از دیگر راه‌های حاجیان ایرانی که از صحراهای شبه جزیره می‌گذشت، راه احساء یا لحساء بود. احساء یا لحساء، سرزمینی در جنوب غرب خلیج فارس و نام قدیم آن بحرین بود.[۱۲] حاجیان ایرانی برای گذر از راه احساء معمولاً با عبور از عرض خلیج فارس، نخست به بحرین می‌رفتند و سپس با عبور از یمامه به حجاز می‌رسیدند. این راه از دیرباز مورد استفاده ایرانیان بوده است. سفر از راه خلیج فارس به بحرین و احساء در دوران صفویه رونقی بیشتر یافت و مورد استفاده برخی دانشوران شیعه ایرانی قرار گرفت.[۱۳]

راه شام

این راه از شهرهای شام آغاز می‌شد و با گذشتن از سرزمین‌های سوریه و اردن امروزی و منازلی چون بصری، کرک، معان، عقبه، ذات حج، و تبوک به مدینه و مکه می‌رسید.[۱۴] این راه معمولاً مسیر اصلی ایرانیان نبود؛ اما در برخی دوره‌ها بیشتر مورد استفاده ایرانیان قرار می‌گرفت. تا پیش از دوران صفویه، این راه یا از سوی افرادی که می‌خواستند در مسیر حج از بیت‌المقدس یا مصر دیدن کنند، استفاده می‌شد یا هنگامی که راه عراق به دلیل خطر هجوم راهزنان بسته بود. با قدرت یافتن حکومت عثمانی در عراق و آناتولی و شبه جزیره، راه عراق اهمیت خود را از دست داد و راه شام به عنوان مسیر اصلی حج از سوی دولت عثمانی مورد توجه قرار گرفت. از این دوران، معمولاً ایرانیان از دو راه به شام می‌رفتند. راه معمول، عراق و بغداد و سپس کرکوک، موصل و عرفه به حلب و دمشق بود. راه دیگر، شمال ایران و نخجوان و اردوباد و آناتولی و حلب و دمشق بود.

راه دریایی جنوب ایران

راه دریایی جنوب ایران نیز از راه‌های قدیم بود که از دوران صفویه و در پی رواج کشتیرانی اروپاییان در اقیانوس هند، رونقی بیشتر یافت. برای عبور از این راه، حاجیان در بنادر جنوبی ایران مانند بندر کنگ و بوشهر به کشتی می‌نشستند و با گذر از خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و جنوب شبه جزیره عربی، وارد دریای سرخ می‌شدند و به بندر جده می‌رفتند.[۱۵] بهره‌وری از این راه در دوران قاجار بیشتر شد. در این دوران، افزون بر بهره‌وری از بنادر جنوب ایران، برخی از حاجیان نخست به عتبات می‌رفتند و پس از زیارت عتبات، از بصره به قصد جده سوار کشتی می‌شدند.[۱۶]

راهی دیگر که در اوایل دوران پهلوی استفاده می‌شد، مسیر زمینی از ایران به بمبئی و از آن‌جا با کشتی به سوی جده بود.[۱۷] سفر دریایی در این دوران معمولاً با کشتی‌های اروپایی موجود در خلیج فارس انجام می‌شد.[۱۸] راه طولانی دریایی که بیشتر با بیم از طوفان و غرق شدن می‌گذشت، برای حاجی دشوار بود.[۱۹]

راه استانبول

راه دیگر که تنها از دوران قاجاریه استفاده می‌شد، راه استانبول بود. ایرانیانی که این مسیر را انتخاب می‌کردند، معمولاً از شهرهای نیمه شمالی کشور به سوی انزلی راهی می‌شدند. در انزلی با کشتی به باکو می‌رفتند و از باکو به سوی باتوم یا یکی از دیگر بنادر دریای سیاه می‌رفتند. مسافرت در این مسیر پس از احداث راه‌آهن باکو تا باتوم بسیار رونق گرفت و مورد استفاده ایرانیان به ویژه ثروتمندان بود. مسافران معمولاً از باتوم با کشتی به استانبول می‌رفتند و از استانبول با کشتی به اسکندریه در مصر رهسپار می‌شدند و سپس در خاک مصر به بندر سوئز می‌رسیدند و با کشتی به سوی جده راهی می‌گشتند. کسانی که قصد داشتند نخست به مدینه بروند، در ینبع؛ و آنان که نخست به مکه می‌رفتند، در جده پیاده می‌شدند.[۲۰]

راه دریایی از بیروت

در دوران معاصر و پیش از رواج هواپیما، برای سفر به حج، راه دریایی بیروت مورد استفاده حاجیان ایرانی قرار می‌گرفت. در این مسیر، حاجیان ایرانی نخست از راه زمینی و با اتومبیل و قطار به عراق سفر و سپس بیروت سفر می‌کردند و با کشتی‌های اروپایی به جده راهی می‌شدند. بهره‌وری از راه دریایی بیروت تا مدت‌ها ادامه داشت و در دوران پهلوی اول، از راه‌های اصلی حاجیان ایرانی بود. در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، سفیر ایران در جده برای حمل و نقل حاجیان ایرانی از بیروت به جده و بر عکس، با یک شرکت فرانسوی قراردادی امضا کرد.[۲۱] به سال ۱۳۲۷ش؛ که پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار حج ایرانیان به‌طور رسمی انجام شد، حدود دو هزار تن از جمعیت چهارده هزار نفری حاجیان ایرانی، از این راه به حج رفتند.[۲۲]

  1. مجله خاطرات وحید، ش7، اردیبهشت1351، ص38، «مقدمات عزیمت به مکه.
  2. خاطرات زیارت خانه خدا، ص35، 39؛ خاطرات سفر حج، ص12؛ به سوی خدا می‌رویم، ص105، 113؛ سفرنامه حج و راهنمای حاج، ص9.
  3. میقات حج، ش51، ص170، 185.
  4. نک: الکامل، ج8، ص147؛ درب زبیده، ص65؛ نک: فارسنامه ناصری، ج1، ص710؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171.
  5. المناسک، ص269-356؛ المسالک و الممالک، ص125-127؛ البلدان، ص150؛ رحلة ابن جبیر، ص162-163.
  6. المسالک و الممالک، ص146-147؛ احسن التقاسیم، ج1، ص361؛ الخراج، ص84؛ جغرافیای حافظ ابرو، ج1، ص232.
  7. تاریخ طبری، ج8، ص150؛ ج9، ص150، 501؛ ج10، ص139؛ الکامل، ج7، ص34؛ ج9، ص205؛ درب زبیده، ص99-100.
  8. سفرنامه شاردن، ج2، ص616؛ نک: احیاء الملوک، ص479؛ مقالات تاریخی، دفتر11، ص62-68.
  9. نک: سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص171؛ تذکرة الطریق، ص22؛ سفرنامه فرهاد میرزا، ص196.
  10. خاطرات سرهارد فورد، ص13.
  11. مقالات تاریخی، دفتر8، ص187.
  12. احسن التقاسیم، ص93؛ معجم البلدان، ج1، ص112؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج1، ص234.
  13. نک: تاریخ و سفرنامه حزین، ص243؛ تاریخ عالم‌آرای عباسی، ج1، ص156.
  14. درباره راه شام، نک: الحقیقة و المجاز، ج3، ص387-411.
  15. تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، ص192-194؛ مقالات تاریخی، دفتر8، ص183؛ وقایع السنین، ص557؛ تاریخ و سفرنامه حزین، ص241.
  16. نک: شرح زندگانی من، ج2، ص80؛ فارسنامه ناصری، ج1، ص27؛ روزنامه سفر حج، ص45-62.
  17. میقات حج، ش54، ص1492، «حج‌گزاری در سال‌های آغازین انقلاب.
  18. پنجاه سفرنامه، ج1، ص596؛ سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی، ص66، 77؛ نک: خاطرات سفر مکه، ص62.
  19. روزنامه سفر حج، ص57.
  20. سفرنامه فرهاد میرزا، ص19-127؛ سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی، ص57-158؛ سفرنامه امین الدوله، ص58-156؛ پنجاه سفرنامه، ج6، ص18؛ ج7، ص200.
  21. روابط سیاسی ایران و عربستان، ص71.
  22. میقات حج، ش51، ص170، 185، «خاطرات سرپرست حجاج در سفر سال 1327ش.».