کاربر:Salehi/صفحه تمرین
دولت انتخابی اسلامی
معرفی اجمالی نظریه
دولت انتخابی اسلامی عنوان کلان نظریهای است که کتاب نظریههای دولت در فقه شیعه، آن را برای اشاره به آرای سه متفکر عراقی و لبنانی درباره چگونگی شکلگیری دولت در فقه شیعه به کار میبرد.[۱] اصول این نظریه از مجموع آرای سید محمدباقر صدر، محمدجواد مغنیه و محمدمهدی شمسالدین استخراج شده است.[۲] نظریه دولت انتخابی اسلامی همچنین قرابتهای زیادی با نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع دارد که توسط مهدی حائری یزدی تدوین شده است؛[۳] بههمیندلیل عنوان دولت انتخابی اسلامی برای اشاره نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع نیز به کار رفته است.[۴]
اصل اساسی نظریه دولت انتخابی اسلامی، مشروع و ضروری دانستن تشکیل حکومت در عصر غیبت با نقشآفرینی مردم و عدم اختصاص حق ویژه برای فقها در این باره است.[۵] چنانکه در نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع درباره نوع ارتباط میان حاکمیت و مردم، آن را از رابطه ولایت تبدیل به رابطه وکالت میکند و نقش اساسی را به مردم میهد.[۶] به گفته پژوهشگران سیاسی، این نظریه در پی ایجاد سازگاری میان دولت اسلامی با مدلهای نظامهای دموکراتیک هستند.[۷]
نظریههای رقیب و همسو
نظریه دولت انتخابی اسلامی با دو نظریه دیگر درباره ماهیت دولت در فقه سیاسی شیعه نیز شباهتهایی دارد. نظریه خلافت مردم با نظارت مرجعیت دیگر نظریه سید محمدباقر صدر[۸] و نظریه ولایت انتخابی مقیده فقیه که توسط برخی فقهای مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی ایران ازجمله حسینعلی منتظری، مرتضی مطهری و نعمتالله صالحی نجفآبادی طرح شد.[۹] این دو نظریه به دلیل تأکید بر نقش مردم در تعیین نوع حکومت و حاکم، تصویر منشأ الهی-مردمی برای حاکمیت و تلقی محدود از اختیارات دولت، با نظریه دولت انتخابی اسلامی همسو هستند.[۱۰]
در مقابل، نظریه دولت انتخابی اسلامی در تقابل با دو نظریه دیگر مطرح شد. یک؛ نظریههایی که تشکیل حکومت در زمان غیبت را نامشروع میدانستند و باور داشتند که در حوزه عمومی وظیفهای خاص برای مؤمنان ترسیم نشده و دخالت فقها در این حوزه را محدود به امور حسبیه میکردند[۱۱] و دو؛ نظریههای ولایت انتصابی فقیه که اگرچه همانند نظریه دولت انتخابی اسلامی، تشکیل حکومت در عصر غیبت را مشروع و ضروری میدانند، ولی آن را فقط به عهده فقیه جامعالشرایط واگذار میکنند و نقش مردم را نهایتا در به فعلیت رساندن ولایت و حاکمیت برای فقیه و پیروی از فقیه حاکم محدود میکنند.[۱۲]
اصول و مبانی نظریه
نظریه دولت انتخابی اسلامی دارای مبانی و اصولی است که مرزهای آن را با دیگر نظرات درباره ماهیت دولت در اندیشههای شیعی مشخص میکند. منشأ مشروعیت دوگانه الهی-مردمی دولت اسلامی، شورایی بودن شکل حکومت، تعیین مقدرات سیاسی با مراجعه به آرای عمومی و بر اساس مصالح جامعه، استفاده از تجارب بشری برای اداره جامعه و سیاست، پذیرش آزادیهای سیاسی و اجتماعی به شرط عدم مغایرت با احکام ثابت شرعی، برابری سیاسی و حقوقی انسانها، برابری همه افراد در برابر قانون، نفی حقوق ویژه برای مردان، مسلمانان، شیعیان و فقها در حوزه عمومی، مشارکت و رضایت عمومی، اصل پاسخگویی حکومتگران و قانونگرایی، لزوم رعایت احکام ثابت شرعی و عمل به احکام متغیر بر اساس مصالح شهروندان و قانونگذاری بر اساس شرع اسلام و تطبیق احکام شرع با مسائل روزمره، از مهمترین مبانی و اصول این نظریه است.[۱۳]
طبق آموزههای این نظریه، دولت اسلامیِ مبتنی بر مشروعیت الهی بلاواسطه و نصب خاص تنها در زمان حضور معصومان(ع) امکان تحقق دارد؛ بنابراین در زمان غیبت، تدبیر امور سیاسی جامعه به عهده مردم واگذار شده است.[۱۴] به همین دلیل در این نظریه، بر این نکته تأکید شده است که فقیهان به واسطه فقاهتشان هیچ امتیاز سیاسی بر دیگر مردم ندارند و فاقد ولایت شرعی در تدبیر امور سیاسی هستند. به گفته نظریهپردازان دولت انتخابی اسلامی، وظیفه فقها منحصر به استنباط احکام شرعی، قضاوت در مرافعات و دعوت به خیر است.[۱۵] آنان معتقدند شرط اسلامی بودن دولت در این نظریه، فقط با حاکمیت و اجرای احکام شرعی و دنبال کردن اهداف دین تأمین میشود، نه اینکه حاکم اسلامی نیز فقیه باشد.[۱۶]
مبدعان این نظریه چون اداره امور جامعه و سیاست را امری عقلایی میدانند، تأکید زیادی بر سود بردن از تجربیات بشری دارند.[۱۷] به گفته آنان مردم امور اجتماعی خود را بر اساس مصالحی سامان میدهند که در شرایط مختلف زمانی و مکانی تشخیص دادهاند.[۱۸] البته به باور آنها در تدبیر امور سیاسی توسط مردم، نباید تصمیماتی اتخاذ شود که با احکام ثابت الهی و مصالح اسلام و مسلمانان ناسازگار باشد.[۱۹] به همین منظور گفته شده، برای تطبیق قوانین و مسائل روزمره با احکام ثابت شرعی، باید از اصل اجتهاد استفاده شود.[۲۰]
نظریهپردازانِ نظریه دولت انتخابی اسلامی
نظریه دولت انتخابی اسلامی، نظریهای کلان درباره ماهیت دولت در فقه شیعه است که از مجموع اندیشههای چند تن از فقهای شیعی ایرانی، عراقی و لبنانی استخراج شده است. اندیشههای محمدمهدی شمسالدین، مهدی حائری یزدی، محمدجواد مغنیه و سید محمدباقر صدر در تدوین این نظریه تأثیرگذار بوده است.
ولایت امت (نظریه محمدمهدی شمسالدین)
نظریه ولایت امت بر خویش اثر شیخ محمدمهدی شمسالدین، فقیه شیعی لبنانی، به دلیل تلاش برای ایجاد همراهی میان دموکراسی و شریعت از نظریاتی است که ذیل کلان نظریه دولت انتخابی اسلامی قرار میگیرد.[۲۱] او در خلال برخی از آثار خود نکاتی را درباره چگونگی شکلگیری دولت در فقه شیعه ارائه داده و مدعی ابداع نظریه ولایت امت است.[۲۲] گفته شده شمسالدین با طرح این نظریه به دنبال از میان برداشتن جدال همیشگی میان دموکراسی و شریعت بود و اینکه قانون شرع باید بتواند خود را با مقتضیات زمان وفق دهد.[۲۳]
شمسالدین پس از اثبات ضرورت تشکیل حکومت در آموزههای اسلامی،[۲۴] نوع مطلوب حکومت را نه حکومت ولایی (ولایت فقیه)، بلکه حکومتی با کمترین حد از سلطه و نفوذ میداند که آن هم در نظریه ولایت امت بر خویش امکانپذیر خواهد بود.[۲۵]عناصر اصلی نظریه ولایت امت به خویش عبارتند از: امت (مردم)، امارت (قوه مجریه)، پارلمان و نهاد قضاوت.[۲۶]
شمسالدین ولایت منصوص را ویژه معصومان در عصر حضور میداند و معتقد است این ولایت مقید به انتخاب نیست؛ ولی در عصر غیبت، ولایت به امت منتقل خواهد شد و آنان از طریق روشهای دموکراتیک این حق خویش را اعمال خواهند کرد؛[۲۷] بنابراین فقیه تنها از آنرو که عضوی از امت است، حق مشارکت دارد و دارای حق ویژهای نیست.[۲۸] به اعتقاد او، دولت باید با طبیعت جامعهای که از آن جوشیده، تناسب داشته و به عقول مردم ایمان داشته باشد و از تجربه بشری استفاده کند.[۲۹]
شمسالدین برای تبیین نظریه ولایت امت، افزون بر منابع سنتی فقه شیعه، قائل به اجتهاد در منطقة الفراغ بر اساس واقعیتهای اجتماعی و مقاصد الشریعة است.[۳۰] او با تکیه بر مبانی فقهی و کلامی متعددی همچون اصل عدم ولایت،[۳۱] انعطاف احکام مرتبط با امور غیرعبادی،[۳۲] تفکیک میان احکام تشریعی و تدبیری،[۳۳] عرفی بودن قدرت،[۳۴] و ضرورت شورا،[۳۵] نظریه ولایت امت را ساماندهی کرده است.
مجید مرادی پژوهشگر فقه سیاسی، طرح نظریه ولایت امت از سوی شمسالدین را به دلیل بهرسمیت شناختن حقوق کامل برای شهروندان تابع یک کشور بدون در نظر گرفتن تمایزات مذهبی، قومی و نژادی دانسته است. به باور او این نظریه ظرفیت بالایی برای مردمسالاری دینی فراهم میآورد؛ زیرا نه عنصر مردم را نادیده میگیرد و نه عنصر دین را و با اینکه ولایت را از آن امت میداند، نوعی نظارت را در در قالب ولایت قضائی برای فقیه محفوظ میشمارد.[۳۶]
مالکیت مشاع شهروندان (تقریر مهدی حائری یزدی)
تقریر محمدجواد مغنیه
محمدجواد مغنیه، نیاز جامعه به حکومت را امری طبیعی میداند که در زمان حضور معصوم(ع) ریاست آن بهعهده امام خواهد بود و در زمان غیبت، تعیین رئیس دولت بهعهده مردم گذاشته شده است. به گفته او مادامی که رئیس دولت بر اساس شریعت حکمرانی کند، پیروی از او بر همه مردم لازم است. مغنیه هدف از تشکیل حکومت را زمینهسازی برای اجرای احکام اسلامی میداند. به باور او معیار اسلامی بودن حکومت مبنا قرار گرفتن شریعت برای اجرای احکام است نه اینکه فقیه متصدی حکومتداری شود؛ به همین دلیل او معتقد است، وظیفه فقها در عصر غیبت منحصر در ولایت در امور حسبه، استنباط احکام شرعی، قضاوت و دعوت به خیر خواهد بود و آنان در امر حکومت با دیگران همسان هستند.[۳۷]
تقریر محمدباقر صدر
به گفته محسن کدیور، محمدباقر صدر در اولین نظریه سیاسی خود که در کتاب تعالیم حزبی الاسس الاسلامیه ارائه داده، گرایش به نظریه دولت انتخابی اسلامی پیدا میکند.[۳۸] صدر در این تعالیم به چند نکته اشاره کرده است که حدود نظریهاش را مشخص میکند. به باور او خداوند برای ساماندهی به همه عرصههای حیات انسان اعم از روحی، فکری و اجتماعی (اقتصادی، سیاسی و ...) مجموعهای از قوانین را ارسال کرده است.[۳۹] به گفته او دولت اسلامی باید این قوانین را منبع قانونگذاری خود قرار دهد و اسلامیت حکومت به پیاده کردن این قوانین و اداره جامعه بر اساس آن خواهد بود.[۴۰]
صدر با تقسیم حکومت به دو شیوه الهی و شورایی معتقد است، شیوه الهی فقط در زمان حضور معصوم(ع) قابل تحقق است و در زمان غیبت باید به سمت تشکیل حکومت با شیوه شورایی اقدام کرد.[۴۱] حکومت شورایی به نظر صدر شکل جایز حکومت در عصر غیبت است که هیچ نصی از سوی معصوم برای تعیین شکل حکومت در این دوران وارد نشده است. به گفته او امت در این زمان برای حکومت محدودهای را تعیین میکند که بیشترین سازگاری را با مصلحت اسلام و مسلمین داشته باشد. صدر تنها شرایط لازمِ تشکیل حکومت شورایی را عدم تعارض با احکام ثابت الهی و تطابق با مصالح مسلمانان میداند.[۴۲]
پانویس
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۵۹.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۵۹-۱۶۰.
- ↑ مرندی، «سه نظریه در مبنای مشروعیت دولت ...»، ص۱۶-۱۹.
- ↑ کمالی اردکانی، دولت انتخابی اسلامی و مردمسالاری (بررسی آراء شیخ محمد شمسالدین و دکتر مهدی حائری یزدی، ص۱۵۷-۲۰۳.
- ↑ مرادی رودپشتی، «بررسی و نقد مبانی نظریه سیاسی ولایت امت بر خویش»، ص۱۶۷؛ خواجه سروی، «بررسی مقایسهای مردمسالاری دین در نگاه آیتالله خامنهای و آیتالله شمسالدین»، ص۳۳.
- ↑ حائری یزدی، حکمت و حکومت، ص۱۰۶-۱۰۸.
- ↑ کمالی اردکانی، دولت انتخابی اسلامی و مردمسالاری، ص۱۴.
- ↑ صدر، خلافة الانسان، ص۱۳-۲۲.
- ↑ مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۸۰؛ منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۴۰۵ و ۴۰۷ و ۴۸۹؛ صالحی نجفآبادی، ولایت فقیه ولایت صالحان، ص۵۰-۵۱.
- ↑ کدیور، حکومت ولایی، ص۱۳۵.
- ↑ کمالی اردکانی و کدیور، «مردم سالاری در آرای شیخ محمدمهدی شمسالدین و دکتر مهدی حائری یزدی ...»، ص۶۲.
- ↑ مرندی، «سه نظریه در مبنای مشروعیت دولت...»، ص۱۴-۱۵.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۷۴؛ کمالی اردکانی دولت انتخابی اسلامی و مردمسالاری، ص۲۳۸-۲۳۹؛ کمالی اردکانی و کدیور، «مردم سالاری در آرای شیخ محمدمهدی شمسالدین و دکتر مهدی حائری یزدی...»، ص۷۳.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۷۳-۱۷۴.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۷۳.
- ↑ مرندی، «سه نظریه فقهی در مبنای مشروعیت دولت...»، ص۱۸؛ کمالی اردکانی و کدیور، «مردم سالاری در آرای شیخ محمدمهدی شمسالدین و دکتر مهدی حائری یزدی...»، ص۷۲.
- ↑ کمالی اردکانی و کدیور، «مردم سالاری در آرای شیخ محمدمهدی شمسالدین و دکتر مهدی حائری یزدی و مقایسه آن با مدل دموکراسی تکاملی (آرای روسو _ میل)»، ص۷۲.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۷۳-۱۷۴.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۷۳-۱۷۴.
- ↑ کمالی اردکانی و کدیور، «مردم سالاری در آرای شیخ محمدمهدی شمسالدین و دکتر مهدی حائری یزدی...»، ص۷۳.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۷۴.
- ↑ فیاض، نظریات السلطه فی الفکر السیاسی الشیعی المعاصر، ص۲۷۶.
- ↑ طباطباییفر، «مشروطه شیعی؛ نظریهای برای طرح»، ص۱۰۶.
- ↑ شمسالدین، فی الاجتماع السیاسی الاسلامی، ص۷۴.
- ↑ شمسالدین، حوار حول الشوری و الدیمقراطیة، ص۲۳؛مرادی، اندیشه سیاسی محمدمهدی شمسالدین، ص۹۵.
- ↑ مرادی، اندیشه سیاسی محمدمهدی شمسالدین، ص۱۱۷.
- ↑ شمسالدین، نظام الحکم و الاداره، ۱۹۹۵م، ص۲۰۹ و ۴۴۸.
- ↑ بررسی و نقد مبانی نظریه سیاسی ولایت امت بر خویش، مجید مرادی رودپشتی، ص۱۶۷
- ↑ طباطباییفر، «مشروطه شیعی؛ نظریهای برای طرح»، ص۱۰۷.
- ↑ شمسالدین، الاجتهاد و التقلید، ص۱۰۸-۱۱۳؛ مرادی، اندیشه سیاسی محمدمهدی شمسالدین، ص۷۹-۸۲.
- ↑ شمسالدین، ولایة الامة علی نفسها، ص۳۵؛ مرادی، «بررسی و نقد مبانی نظریه سیاسی ولایت امت بر خویش»، صفحه ۱۷۲.
- ↑ شمسالدین، فی الاجتماع السیاسی الاسلامی، ص۹۷.
- ↑ شمسالدین، فی الاجتماع السیاسی الاسلامی، ص۸۷.
- ↑ مرادی، اندیشه سیاسی محمدمهدی شمسالدین، ص۱۰۸-۱۱۴.
- ↑ شمسالدین، لبنان الکیان و المعنی، ص ۱۲۴-۱۲۶: مرادی، اندیشه سیاسی محمدمهدی شمسالدین، ص۱۱۴-۱۱۶.
- ↑ مرادی، اندیشه سیاسی محمدمهدی شمسالدین، ص۱۴.
- ↑ محسن کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، صفحات ۱۶۷-۱۷۰.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۵۹.
- ↑ الحسینی، الامام الشهید سید محمدباقر الصدر ...، ص۳۳۷.
- ↑ الحسینی، الامام الشهید سید محمدباقر الصدر ...، ص۳۴۳.
- ↑ الحسینی، الامام الشهید سید محمدباقر الصدر ...، ص۳۴۹.
- ↑ الحسینی، الامام الشهید سید محمدباقر الصدر ...، ص۳۵۰-۳۵۴.
فهرست منابع
- قرآن کریم
- الحسینی، محمد، الامام الشهید السید محمدباقر الصدر دراسة فی سیرته و منهجه، بیروت، دارالفرار، ۱۴۱۰ق.
- صالحی نجفآبادی، نعمتالله، ولایت فقیه ولایت صالحان، تهران، نشر رسا، ۱۳۶۲ش.
- فیاض، علی، نظریات السلطة فی الفکر السیاسی الشیعی المعاصر، مرکز الحضارة لتنمیة الفکر الاسلامی، بیروت، لبنان، ۲۰۰۸م.
- کدیور، محسن، نظریههای دولت در فقه شیعه، تهران، نشر نی، ۱۳۷۶ش.
- کمالی اردکانی، علیاکبر، دولت انتخابی اسلامی و مردمسالاری: بررسی آراء شیخ محمدمهدی شمسالدین و دکتر مهدی حائری یزدی، تهران، نشر کویر، ۱۳۸۳ش.
- کمالی اردکانی، علیاکبر و محسن کدیور، مردم سالاری در آرای شیخ محمدمهدی شمسالدین و دکتر مهدی حائری یزدی و مقایسه آن با مدل دموکراسی تکاملی (آرای روسو _ میل)،، دوفصلنامه هستی و شناخت، شماره ۴۴، ۱۳۸۳ش.لینک چکیده
- مرادی رودپشتی، مجید، مبانی نظریه سیاسی ولایت امت بر خویش، فصلنامه علوم سیاسی، شماره ۸۱ دوره ۲۱، ۱۳۹۷ش.لینک مقاله
- مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، نشر صدرا، ۱۳۶۱ش.
منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة،