فقه معاصر:پیشنویس مسئولیت مدنی در فقه امامیه (کتاب)
- چکیده
معرفی و ساختار
کتاب «مسئولیت مدنی در فقه امامیه، مبانی و ساختار» نوشته محمود حکمتنیا (عضو هیئت علمی گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) در حوزه فقه قضایی است. در این اثر تلاش شده مباحث پراکنده فقهی درباره مسئولیت مدنی در چارچوبی نظاممند ارائه شود تا زمینهای مناسب برای حل مسائل نوپدید و نیز نظریهپردازی در این عرصه فراهم گردد. انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی چاپ سوم این اثر را در سال ۱۴۰۱ش در ۳۸۳ صفحه منتشر کرده است.
کتاب با مقدمهای از نویسنده و فهرست مطالب آغاز، و با جمعبندی، فهرست منابع و نمایهها پایان مییابد. مباحث اصلی کتاب در دو بخش کلی سامان یافته است. بخش نخست در قالب دو فصل، به بررسی مفاهیم اصلی پژوهش، روششناسی و شیوه تحلیل میپردازد. بخش دوم کتاب به مبانی نظری مسئولیت مدنی اختصاص دارد و در آن اصلیترین مبانی مسئولیت مدنی در ضمن سه فصل (فعل زیانبار، رابطه سببیت، و زیان) تحلیل گردیده، وضعیت حقوق اسلامی و جایگاه مبنای مسئولیت مدنی در آن بررسی میشود.
ضمان قهری مبنای مسئولیت مدنی
نویسنده در بخش نخست، ابتدا به تعریف مسئولیت مدنی میپردازد و آن را در اصطلاح حقوقی به «تعهد به جبران خسارت» تعریف میکند. به بیان او، کارکرد این نهاد حقوقی آن است که مشخص کند در چه شرایطی زیاندیده میتواند جبران خسارت خود را از عامل ورود زیان مطالبه کند (ص۲۷). نویسنده تأکید میکند که پایه اساسی مسئولیت مدنی، گزارۀ فقهیِ «اشتغال ذمه به پرداخت خسارت» است و این گزارۀ فقهی با دو گزارۀ فقهیِ «حرمت اضرار به دیگری» و «وجوب پرداخت خسارت» رابطه دارد (ص۲۸). او در ادامه به بررسی «ضمان قهری» پرداخته، که منشأ قراردادی ندارد. حکمتنیا پس از تبیین مفهوم لغوی و اصطلاحی ضمان، ضمان قهری را بهعنوان یکی از مبانی مسئولیت مدنی در فقه امامیه معرفی میکند (ص۳۰-۳۲).
مقایسه مسئولیت مدنی با سایر مسئولیتها (کیفری، اخلاقی، و قاعده علیالید)
نگارنده در ادامه به مقایسه مسئولیت مدنی و مسئولیت کیفری میپردازد. به گفته وی، اگرچه در نظامهای حقوقی گذشته بهجز مسئولیت کیفری، مسئولیت مدنی را به رسیمیت نمیشناختند (ص۳۳)، ولی در حقوق اسلامی، مسئوليت مدنى از مسئوليت كيفرى جدا گردید و منشأ مسئولیت کیفری، تخلف از یک حکم تکلیفی الزامی (مشروط به داشتن عقل، بلوغ، اختیار و علم) و منشأ مسئولیت مدنی، اشتغال ذمه به یک حکم وضعی (غیر مرتبط با شرایط عمومی تکلیف) دانسته شد (ص۳۷-۳۸). در مسئولیت کیفری نیت نقش اساسی دارد، اما در مسئولیت مدنی نیت شرط مسئولیت نیست. نویسنده سپس درباره مفاهیم حقالله و حقالناس در فقه اسلام بحث کرده و تأثیر آنها را بر تفکیک مسئولیتها بررسی مینماید (۳۹).
مؤلف در مقایسه مسئولیت مدنی و مسئولیت اخلاقی، پس از اشاره به تفاوتهایی که حقوقدانان بیان کردهاند (ص۴۱-۴۲)، بیان میکند که در حقوق اسلامى مواردى وجود دارد كه عامل واردكننده زيان به خاطر احسان به زيانديده يا عموم مردم، فاقد مسئوليت مدنى تلقى مىشود. در چنین مواردی که برای تحقق مسئولیت مدنی تعدی و عدوان لازم است، مسئولیت اخلاقی و مدنی به هم پیوند میخورند (ص۴۳-۴۴).
حکمتنیا تفاوتهای مسئولیت مدنی و قاعده «علیالید» را در چهار محور بررسی میکند: موضوع ضمان (استیلا بر مال در علیالید، بدون نیاز به استیلا در مسئولیت مدنی)، رابطه سببیت (لزوم رابطه سببیت در مسئولیت مدنی، کافیبودن استیلا در علیالید)، محدوده شمول (محدودبودن قاعده علیالید به اموالی که تحت ید قرار میگیرند، عدم محدودیت مسئولیت مدنی به آن) و ضمان منفعت (تابع عین در علیالید، متفاوت در مسئولیت مدنی) (ص۴۴-۴۶).
قلمرو مسئولیت مدنی
نویسنده توضیح میدهد که مسئولیت مدنی در معنای اعم، در مقابل مسئولیت کیفری و اخلاقی قرار دارد و خود به دو شاخه اصلیِ مسئولیت مدنی قراردادی (تعهد به جبران خسارت ناشی از تخلف از مفاد یک قرارداد خصوصی) و مسئولیت مدنی خارج از قرارداد (جبران خسارت ناشی از اتلاف یا تسبیب در مال یا جان دیگران) تقسیم میشود. سؤال محوری این بخش آن است که آیا قوانین حاکم بر این دو نوع مسئولیت (قراردادی و قهری) یکسان است یا هر کدام نظام حقوقی جداگانهای دارند (ص۴۶).
نویسنده تفاوتهای عمدهای را که باعث شده برخی قلمرو این دو را جدا بدانند، بررسی کرده (ص۴۸)، نتیجه میگیرد که این تفاوتها را نباید دلیلی بر تفاوتداشتن ماهیت مسئولیت انگاشت. او چنین استدلال کرده است که منشأ مشروعیت جبران خسارت در هر دو حالت (چه قراردادی و چه قهری) به حکم قانون و شرع است، نه صرفاً اراده افراد؛ اراده افراد فقط «موضوع» قرارداد را ایجاد میکند، اما وجوب جبران خسارت ناشی از تخلف، یک حکم شرعی است. علاوه بر اینکه در هر دو حالت، ریشه مسئولیت «تخلف از یک تعهد پیشین» است؛ چه این تعهد ناشی از قرارداد باشد و چه ناشی از قانون (ص۴۹-۵۰).
او در ادامه، قابلیت پیشبینی خسارت را بررسی کرده و توضیح میدهد که این معیار در واقع به بحث «رابطه سببیت» برمیگردد و نه ماهیت مسئولیت. اگر خسارتی آنقدر دور از ذهن باشد که عرف آن را مستند به فعل شخص نداند، در واقع رابطه سببیت قطع شده است، چه در قرارداد باشد و چه خارج از آن.
💡 نکته کلیدی فصل
این بخش نشان میدهد که اگرچه در آثار و شرایط تفاوتهایی بین مسئولیت قراردادی و قهری وجود دارد، اما از نظر مبنا و ساختار کلی، هر دو ذیل یک نظام واحد به نام «مسئولیت مدنی» قرار میگیرند که هدف آن جبران خسارت و بازگرداندن حقوق تضییعشده است.
لینک دسترسی به این بخش:
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش اول، فصل اول، مبحث قلمرو مسئولیت (صفحات ۴۶-۵۶)»
آیا مایلید درباره یکی از این تفاوتهای هفتگانه (مثلاً بحث اهلیت یا قابلیت پیشبینی خسارت) توضیحات دقیقتری از متن کتاب ارائه دهم؟
است:
فصل دوم از بخش اول
این فصل با عنوان «مبانی مسئولیت مدنی»، قلب تپنده نظری کتاب است که چرایی و فلسفه الزام به جبران خسارت را در فقه امامیه تبیین میکند.
📚 گزارش تفصیلی فصل دوم: مبانی مسئولیت مدنی
(بخش اول: کلیات و مفاهیم)
این فصل در صفحات ۷۹ تا ۱۱۸ کتاب قرار دارد و ساختار آن به شرح زیر است:
۱. مقدمه: مفهوم «مبنا» در مسئولیت مدنی (صفحات ۷۹-۸۲)
نویسنده بحث را با تعریف «مبنا» آغاز میکند. مبنا پاسخ به این سوال است که «چه عاملی باعث میشود قانونگذار، فرد زیانزننده را ملزم به جبران خسارت کند؟».
تمایز مبنا و منبع: نویسنده تأکید میکند که «مبنا» با «منبع» (که همان ادله فقهی مثل قرآن و سنت است) تفاوت دارد. مبنا، فلسفه و حکمتِ پشتِ این احکام است.
اهمیت بحث: تعیین مبنا در حل بسیاری از مسائل مستحدثه (نوظهور) و موارد سکوت قانونگذار راهگشاست. اگر بدانیم ملاک مسئولیت «تقصیر» است یا «ایجاد خطر»، میتوانیم حکم حوادث جدید (مثل آلودگیهای صنعتی یا تصادفات رباتیک) را استنباط کنیم.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش اول، فصل دوم، صفحه ۸۰»
«مبناى مسئوليت، همان فلسفه و چراییِ الزام به جبران خسارت است... شناخت مبنا در مواردی که نصّ خاصی وجود ندارد، برای استنباط حکم شرعی ضروری است.»
۲. بررسی مکاتب حقوقی غرب در باب مبنا (صفحات ۸۲-۹۲)
نویسنده پیش از ورود به فقه، سه نظریه اصلی در حقوق غرب را نقد و بررسی میکند تا زمینه مقایسه فراهم شود:
الف) نظریه تقصیر (Fault Theory):
محتوا: مسئولیت تنها زمانی محقق میشود که فرد در انجام فعل خود کوتاهی کرده باشد (تخطی از رفتار متعارف).
نقد نویسنده: این نظریه در دنیای صنعتی امروز ناکارآمد است، زیرا اثبات تقصیر در حوادث پیچیده (مثل انفجار کارخانه) برای زیاندیده بسیار دشوار است و باعث تضییع حق مظلوم میشود.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش اول، فصل دوم، صفحه ۸۵»
ب) نظریه خطر (Risk Theory):
محتوا: هر کس فعالیتی انجام دهد که ذاتاً خطرناک است (مثل رانندگی یا کار با مواد منفجره)، اگر خسارتی هم بدون تقصیر رخ دهد، ضامن است. «هر کس سود میبرد، باید زیان را هم بپذیرد.»
نقد نویسنده: اگرچه این نظریه به عدالت نزدیکتر است، اما دایره مسئولیت را بیش از حد گسترش میدهد و ممکن است باعث رکود فعالیتهای مفید اقتصادی شود. همچنین در فقه اسلامی، اصل بر برائت است و نمیتوان بدون دلیل شرعی، فرد بیتقصیر را ضامن دانست.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش اول، فصل دوم، صفحه ۸۹»
ج) نظریه تضمین حق (Guarantee of Right):
محتوا: هدف مسئولیت مدنی، حمایت از حقوق ذاتی افراد است. هرگاه حقی تضییع شد، باید جبران شود، فارغ از اینکه مقصر کیست.
۳. مبانی مسئولیت مدنی در فقه امامیه (صفحات ۹۲-۱۱۰)
این بخش اصلیترین قسمت فصل است. نویسنده استدلال میکند که فقه امامیه یک نظریه واحدِ افراطی (نه صرفاً تقصیر و نه صرفاً خطر) ندارد، بلکه نظامی ترکیبی و منعطف بر پایه قواعد فقهی است.
الف) قاعده لاضرر (صفحات ۹۳-۱۰۰):
این قاعده که از مشهورترین احادیث نبوی («لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ فِی الْإِسْلامِ») گرفته شده، به عنوان یکی از ارکان اصلی مبنا معرفی میشود.
تحلیل نویسنده: قاعده لاضرر هم جنبه «نفی حکم ضرری» دارد و هم جنبه «الزام به جبران». نویسنده توضیح میدهد که این قاعده بیشتر ناظر به مواردی است که فعلِ شخص، موجب ضرر غیر شده است، حتی اگر تقصیر مستقیم نباشد (در برخی تفاسیر).
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش اول، فصل دوم، صفحه ۹۶»
«قاعده لاضرر، حکمی حکومتی است که بر سایر احکام اولیه سایه میافکند و هر حکمی که موجب ضرر غیر باشد را نفی میکند... این قاعده میتواند مبنای مستقلی برای الزام به جبران خسارت در مواردی که ادله دیگر ساکتاند، باشد.»
ب) قاعده اتلاف (صفحات ۱۰۰-۱۰۴):
مستند به آیه «وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً...» و روایات متعدد.
ویژگی: در اتلاف، «تقصیر» شرط نیست. اگر کسی مستقیماً مال دیگری را تلف کند (حتی بدون قصد و حتی در خواب)، ضامن است. این نشان میدهد فقه در برخی موارد، نظریه «خطر» یا «نتیجهگرایی» را میپذیرد.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش اول، فصل دوم، صفحه ۱۰۲»
ج) قاعده تسبیب (صفحات ۱۰۴-۱۰۸):
وقتی شخص مستقیماً تلفکننده نیست، اما زمینهساز تلف شده است (مثل کندن چاه در راه عمومی).
چالش مبنا: در تسبیب، بحث «تقصیر» پررنگتر میشود. نویسنده بررسی میکند که آیا در تسبیب هم مثل اتلاف، ضمان مطلق است یا منوط به احراز تقصیر؟ نظر مشهور فقها این است که در تسبیب، احراز «عرفی بودن سببیت» و گاهی «تقصیر» لازم است.
د) قاعده غرور (صفحات ۱۰۸-۱۱۰):
«المَغْرُورُ یَرْجِعُ اِلی مَنْ غَرَّهُ». این قاعده مخصوص مواردی است که فریبخوردگی باعث خسارت شده است. مبنای مسئولیت در اینجا، «فریب دادن» (تقصیر اخلاقی-حقوقی) است.
۴. نتیجهگیری فصل: نظریه مختار نویسنده (صفحات ۱۱۰-۱۱۸)
محمود حکمتنیا در پایان فصل، با جمعبندی ادله فوق، به یک نتیجهگیری مهم میرسد:
رد نظریه واحد: نمیتوان گفت مبنای مسئولیت در فقه امامیه فقط «تقصیر» است یا فقط «خطر».
نظریه تعدد مبنا (سیستم ترکیبی): فقه امامیه بسته به نوع فعل (اتلاف، تسبیب، قرارداد، غرور)، مبانی متفاوتی را به کار میگیرد:
در اتلاف، مبنا «نتیجهگرایی» است (ضمان مطلق).
در تسبیب و عقود، مبنا غالباً «تقصیر» یا «تخلف از تعهد» است.
در موارد خاص، قاعده لاضرر به عنوان یک اصل حاکم، دایره مسئولیت را گسترش میدهد تا حق مظلوم ضایع نشود.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش اول، فصل دوم، صفحه ۱۱۵»
«به نظر میرسد نظام فقهی امامیه، نظامی منعطف و چندلایه است که با توجه به نوع رابطه حقوقی و کیفیت ورود خسارت، از مبانی مختلفی (تقصیر، خطر، یا تضمین حق) بهره میگیرد و نمیتوان آن را در چارچوب تنگِ یک نظریه واحدِ غربی محصور کرد.»
جمعبندی کاربردی فصل دوم
این فصل به خواننده میآموزد که برای حل مسائل جدید مسئولیت مدنی، نباید صرفاً به دنبال «تقصیر» گشت. گاهی در فقه، صرفِ ایجاد خسارت (در اتلاف) یا ایجاد زمینه خطرناک (در تسبیبِ قوی)، بدون نیاز به اثبات سوءنیت، مسئولیتآور است. این انعطافپذیری، نقطه قوت فقه امامیه در پاسخگویی به نیازهای جامعه مدرن است.
بخش دوم فصل اول
بخش دوم کتاب «مسئولیت مدنی در فقه امامیه» به «ارکان مسئولیت مدنی» اختصاص دارد که قلب تپنده مباحث عملی کتاب است. فصل اول از این بخش، به مهمترین رکن، یعنی «رکن مادی» یا همان «عمل زیانبار» میپردازد. در ادامه گزارش مبسوط و دقیقی از فصل اول بخش دوم (ارکان مسئولیت مدنی) را همراه با ارجاع به شماره صفحات برای شما ارائه میدهم.
📚 گزارش تفصیلی فصل اول بخش دوم: رکن مادی مسئولیت (عمل زیانبار) (صفحات ۱۲۱ تا ۱۸۵) این فصل با این پرسش آغاز میشود که: «چه رفتاری از سوی انسان میتواند منشأ مسئولیت مدنی قرار گیرد؟» نویسنده در این فصل، انواع افعال و ترک افعالی که در فقه امامیه موجب ضمان میشوند را دستهبندی و تحلیل میکند. ساختار این فصل به چهار مبحث اصلی تقسیم شده است: ۱. مفهوم و ماهیت «عمل زیانبار» (صفحات ۱۲۱-۱۳۰) نویسنده در آغاز فصل، تعریف دقیقی از «فعل زیانبار» ارائه میدهد و تفاوت آن را با اعمال عادی مشخص میکند.
تعریف: هر رفتار اختیاری (فعل یا ترک فعل) که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، موجب ورود خسارت به مال، جان یا آبروی دیگری شود. شرط اختیار: تأکید میشود که رکن مادی باید ناشی از اراده باشد. افعال غیرارادی (مثل حرکات рефлекسی یا اعمال در حالت خواب عمیق یا جنون مطلق) معمولاً فاقد این رکن هستند، مگر در موارد خاصِ «اتلاف» که بحث آن جداگانه میآید. تمایز فعل و ترک فعل: نویسنده توضیح میدهد که در فقه، هم «انجام دادن کار ممنوع» (فعل مثبت) و هم «انجام ندادن کار واجب» (ترک فعل) میتواند رکن مادی مسئولیت باشد.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش دوم، فصل اول، صفحه ۱۲۵»
«رکن مادی مسئولیت، همان رفتار خارجی انسان است که با هنجارهای حقوقی و شرعی در تعارض قرار گرفته و منجر به ضرر میشود. این رفتار میتواند به صورت ایجابی (انجام فعل ممنوع) یا سلبی (ترک فعل واجب) ظاهر گردد.»
۲. تقسیمبندی اصلی: اتلاف و تسبیب (صفحات ۱۳۰-۱۵۵) این بخش، مفصلترین و کلیدیترین قسمت فصل است. نویسنده تمام مصادیق عمل زیانبار را در دو قالب کلی «اتلاف» و «تسبیب» جای میدهد و تفاوتهای بنیادین آنها را بررسی میکند.
الف) اتلاف (صفحات ۱۳۲-۱۴۲):
تعریف: وارد کردن خسارت به صورت مستقیم و بیواسطه. (مثلاً شکستن شیشه با سنگ). حکم فقهی: در اتلاف، مسئولیت مطلق است. یعنی نیاز به اثبات تقصیر، قصد یا حتی آگاهی نیست. اگر کسی در خواب یا مستی مالی را تلف کند، ضامن است. مستند: قاعده فقهی «مَن اَتلفَ مالَ الغَیرِ فَهُوَ لَهُ ضامِن». تحلیل نویسنده: حکمتنیا توضیح میدهد که در اتلاف، رابطه علیت مستقیم است و فقه برای حمایت از مالکیت، مسئولیت را حتی بدون تقصیر میپذیرد.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش دوم، فصل اول، صفحه ۱۳۵»
«در اتلاف، مباشرت در تلف کردن مال محقق شده است و همین مباشرت، به تنهایی برای ایجاد ضمان کافی است. در اینجا بحث از تقصیر یا رعایت احتیاط نیست؛ بلکه نتیجهی عمل (تلف شدن مال) ملاک ضمان است.»
ب) تسبیب (صفحات ۱۴۲-۱۵۵):
تعریف: فراهم کردن زمینه خسارت به صورت غیرمستقیم. (مثلاً کندن چاه در راه عمومی که رهگذر در آن بیفتد). حکم فقهی: در تسبیب، مسئولیت مشروطتر است. معمولاً نیاز است که سببیتِ فرد، «قویتر» از عوامل دیگر باشد و در بسیاری از موارد، احراز نوعی تقصیر یا بیاحتیاطی لازم است. چالشها: نویسنده به مواردی میپردازد که هم «مباشر» وجود دارد و هم «سبب» (اجتماع مباشر و سبب). در این حالت، قاعده «المُباشرُ ضامِنٌ اِلاّ اَن یَکونَ السَّبَبُ اَقویٰ» (مباشر ضامن است مگر اینکه سبب قویتر باشد) حاکم میشود.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش دوم، فصل اول، صفحه ۱۴۸»
«در تسبیب، رابطه بین فعل و ضرر، مستقیم نیست. بنابراین، فقها برای احراز ضمان، به دنبال این هستند که آیا این سببچینی به حدی رسیده که عرفاً آن را علت اصلی خسارت بداند؟ و آیا شخص در ایجاد این زمینه، مرتکب بیاحتیاطی شده است؟»
۳. مسئولیت ناشی از ترک فعل (صفحات ۱۵۵-۱۷۰) این مبحث بسیار نوین و کاربردی است. نویسنده بررسی میکند که آیا «کاری نکردن» هم میتواند رکن مادی مسئولیت باشد؟
شرط تحقق: ترک فعل تنها زمانی مسئولیتآور است که شخص وظیفه قانونی یا شرعی برای انجام آن کار داشته باشد (وجوب مقدمه یا وجوب مباشر). مثالها: پزشک که از درمان بیمار خودداری میکند. نگهبانی که وظیفه دارد در را قفل کند اما نمیکند و دزدی رخ میدهد. والدینی که از تغذیه کودک خودداری میکنند.
تحلیل: حکمتنیا استدلال میکند که در فقه امامیه، اگر ترک فعل مصداق «تسبیب در تلف» باشد یا نقضِ «تعهد خاص» باشد، ضمان آور است.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش دوم، فصل اول، صفحه ۱۶۲»
«ترک فعل به خودی خود موجب ضمان نیست، مگر آنکه بر عهده شخص، تکلیفی برای انجام آن فعل وجود داشته باشد. در چنین مواردی، ترک فعل حکمِ فعلِ زیانبار را پیدا میکند و میتواند منشأ مسئولیت مدنی قرار گیرد.»
۴. نقش «تقصیر» در رکن مادی (صفحات ۱۷۰-۱۸۵) در پایان فصل، نویسنده به این پرسش پاسخ میدهد که آیا «تقصیر» جزئی از رکن مادی است یا رکنی جداگانه (رکن روانی)؟
دیدگاه نویسنده: او نتیجه میگیرد که در فقه امامیه، تقصیر در همه موارد شرط نیست (بهویژه در اتلاف). اما در موارد تسبیب و ترک فعل، معمولاً «بیاحتیاطی» یا «تعدی و تفریط» به عنوان بخشی از تحلیل رکن مادی لحاظ میشود تا سببیت احراز گردد. تعدی و تفریط: این دو مفهوم به عنوان مصادیق بارز تقصیر در رکن مادی بررسی میشوند. «تعدی» (زیادهروی در تصرف) و «تفریط» (کوتاهی در حفظ مال) هر دو میتوانند عمل زیانبار را محقق کنند.
«مسئولیت مدنی در فقه امامیه، بخش دوم، فصل اول، صفحه ۱۷۸»
«اگرچه در اتلاف محض، تقصیر شرط نیست، اما در گستره وسیعتری از مسئولیتهای مدنی (بهویژه در تسبیب و عقود)، احراز نوعی انحراف از رفتار متعارف (تقصیر) لازم است تا رفتار فرد به عنوان "رکن مادی مسئولیت" شناخته شود.»
💡 جمعبندی فصل اول بخش دوم
این فصل به خواننده میآموزد که برای تحقق مسئولیت مدنی، ابتدا باید ثابت شود که رفتاری (فعل یا ترک فعل) از سوی خوانده سر زده است. سپس باید مشخص شود این رفتار در کدام دسته از «اتلاف» (مسئولیت مطلق) یا «تسبیب» (مسئولیت مشروط به احراز سببیت و غالباً تقصیر) قرار میگیرد. این تفکیک، کلید حل بسیاری از پروندههای حقوقی و فقهی است.