|
|
| (۶۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{نگارش}} | | {{نگارش}} |
| == متن آیه ==
| | '''آیه ۳۴ سوره نساء''' از مهمترین آیات مرتبط با حقوق زن و مرد در خانواده است و به سه موضوع کلیدی میپردازد: [[قوامیت مردان]]، وظایف متقابل زوجین، و راهکارهای مواجهه با زن ناشزه. |
| الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا
| |
|
| |
|
| == ترجمه ==
| | برخی مفسران مفهوم قوامیت را به معنای ولایت و سلطه مرد دانستهاند، در حالی که گروهی آن را حمایت و خدمترسانی تفسیر کردهاند. درباره گستره آن نیز اختلاف نظر است: [[علامه طباطبایی]] قائل به عمومیت قوامیت نوع مردان بر زنان (و در نتیجه اختصاص مناصبی چون نبوت، [[قضاوت]] و حکومت به مردان) است، اما بسیاری از فقها و مفسران معاصر، قوامیت را محدود به روابط زناشویی و خانواده میدانند، بهویژه با توجه به قید «انفاق» که نقش اقتصادی مرد را برجسته میکند. در مسئله [[تنبیه بدنی زنان]] نیز بیشتر فقهای سنتی آن را با شرایط سختگیرانه (تنبیه بسیار خفیف، بدون کبودی و شکستگی) مجاز شمردهاند، اما برخی فقهای معاصر آن را مربوط به عصر نزول و نسخ شده یا منحصر به شرایط بحرانی خاص میدانند و اجرای آن را منوط به حکم حاکم شرع میکنند. |
| مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.
| |
|
| |
|
| == کاربرد در مباحث فقهی ==
| | آیه ۳۴ سوره نساء، کاربردهای گستردهای در استنباطات فقهی در ابواب مختلف فقهی پیدا کرده است؛ ازجمله درباره [[مناصب سیاسی زنان]]، بسیاری از فقها با استناد به این آیه، تمام مناصب ولایی (مانند رهبری، قضاوت و ریاست قوا) را مختص مردان میدانند. در مقابل، محققانی مانند [[مرتضی مطهری|مطهری]] و [[محمدمهدی شمسالدین|شمسالدین]] با تأکید بر اختصاص آیه به امور خانواده، این تعمیم را نادرست میخوانند. در [[قضاوت زنان]] نیز مشهور فقها، واژه قوامیت در آیه را از دلائل عدم جواز قضاوت زنان دانستهاند؛ درحالی که برخی فقها و پژوهشگران با استناد به سیاق آیه، قضاوت را خارج از موضوع قوامیت میدانند. در مسئله [[تقلید از زنان]]، یکی از دلائل عدم جواز مرجعیت زنان این آیه شمرده شده است؛ در حالی که برخی معتقدند افتای زن از باب رجوع به متخصص است، نه ولایت که با این آیه نفی شود. در [[وکالت]] و [[نمایندگی مجلس]]، برخی با استناد به آیه، زنان را فاقد اهلیت میدانند، که توسط دیگران این استدلال رد شده است. همچنین در [[حق باروری]] و اذن زوجه از زوج، برخی فقها با تکیه بر قوامیت، حق فرزندآوری را مختص شوهر و بسیاری از امور را منوط به اذن او دانستهاند، در حالی که محققان معاصر با استناد به اصل آزادی و قاعده معاشرت به معروف، این نگاه را نقد کردهاند. در نهایت، کاهش طلاق نیز یکی از نتایج متصور بر پذیرش ریاست مرد در خانواده ذکر شده است. |
|
| |
|
| === مخالفت با قیمومت مردان بر زنان === | | == بیان حقوق متقابل زن و مرد در خانواده == |
| به باور شمسالدین بنابر آیات قرآن کریم از جمله [[آیه ۱ سوره نساء|آیه اول سوره نساء]] و [[آیه ۱۹۵ سوره آلعمران]] هویت انسانی زن و مرد در قرآن کریم یکسان است و زن یا مرد بودن هیچکدام بهمعنای برتری یا فروتری نیست.<ref>الحسینی، الاجتهاد والحیاة، ص۲۴، به نقل از: قاسمی، نقد و بررسی فقه مقاصدی از نظرگاه اهل سنت، ص۱۲۰.</ref> | | آیه ۳۴ سوره نساء از مهمترین و چالشیترین آیات مرتبط با حقوق زن و مرد در خانواده دانسته شده است.<ref>نکونام و همکاران، «سیر تاریخی آراء مفسران پیرامون مفهوم قوّامون»، ص۲۰۰؛ دانش، «آیۀ ۳۴ سورۀ نساء: تفسیر تطبیقی فضل الرحمن و خامنهای»، ص۲.</ref> به گفته مفسران در این آیه به سه مطلب مهم در ارتباط با مسائل خانواده پرداخته شده است: یک؛ تبیین [[قوامیت مردان بر زنان|نقش مرد در ریاست بر زنان]]<ref name=":0">طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۶۷.</ref> و مدیریت امور خانواده،<ref name=":1">مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۶۹؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج۴، ص۱۱۷.</ref> دوم؛ وظایف متقابل زن و شوهر نسبت به همدیگر مانند پرداخت [[نفقه]] از سوی شوهر و حفظ اسرار و شأن خانواده از سوی زنان،<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۶۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۷۰؛ مغنیه، الکاشف، ج۲، ص۳۱۶-۳۱۷.</ref> و سوم؛ راهکارهایی برای مواجهه با نافرمانی همسر با ترتیبی از موعظه، ترک بستر و در نهایت [[تنبیه بدنی زن|تنبیه خفیف]] با قید رعایت عدالت و پرهیز از خشونت جهت حفظ خانواده از فروپاشی.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۷۳- ۳۷۴؛ مصطفویفرد و ایماندار، «رویکرد اندیشوران شیعه به مفهوم قوامیت مرد در آیه ۳۴ سوره نسا»، ص۸۲.</ref> |
|
| |
|
| وی همچنین با استناد به [[آیه ۳۴ سوره نساء]]، بر آن است که فراز «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساء» در آیه مذکور را باید در کنار قید «وَبِما أنفَقوا مِن أموالِهِم» تبیین کرد. وی بر این اساس معتقد است که علاوه بر آنکه قیمومت مرد بر زن تنها در رابطه زناشویی است، انفاق مال، یعنی پرداخت هزینه زندگی به زن نیز باید از جانب مرد صورت گیرد، در غیر این صورت قوامیت مرد بر زن وجود نخواهد داشت.<ref>وطنی، حقوق و تکالیف زوجین و...، ۱۳۸۸ش، ص۵۴-۵۵.</ref>
| | === متن و ترجمه === |
| | «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَیٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا» |
|
| |
|
| محمدمهدی شمسالدین همچون مرتضی مطهری بر آن است که روایات منع تدبیر زن ناظر به وضعیت صدور روایات مذکور است و نمیتوان آن را به دورههای دیگر تعمیم داد.<ref>مهریزی، حدیثپژوهی، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۸۳.</ref>
| | «مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بهخاطر برتریهایی که خداوند از نظر نظام اجتماع برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بهخاطر هزینههایی که از اموالشان در مورد زنان میکنند. و زنان شایسته، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب همسر خود، اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ میکنند. و زنانی را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید؛ و اگر مؤثر واقع نشد، در بستر از آنها دوری نمایید؛ و اگر راهی جز شدت عمل نبود آنها را تنبیه کنید. اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدّی بر آنها نجویید. بدانید خداوند، بلند مرتبه و بزرگ است. و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.» |
|
| |
|
| === نقد دلائل مخالفان حضور زنان === | | === جایگاه === |
| سید مهدی نریمانی در کتاب کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان در ادامه استفتاء مراجع در مورد اشتراط جنسیت در تصدی ریاست قوه مجریه و مقننه یا قضائیه، رهبری، مرجع تقلید شدن و قضاوت را مطرح میکند. برخی مثل [[سید محمدصادق روحانی]] تمام این شئون را از مختصات مردان میدانند. و برخی مانند [[سید موسی شبیری زنجانی]] و حسین مظاهری فقط شان قضاوت و مرجعیت را برای مردان میدانند و تعیین جنسیت ریاست قوا را بر عهده قانون میبینند.<ref>نریمانی زمانی، کاوشی در مسئله حضور اجتماعی زنان، ص۸۳-۸۵.</ref>
| | آیه ۳۴ سوره نساء یکی از پر استنادترین آیات مرتبط با [[فقه زنان]] است که علاوه بر تفاسیر، در کتابها و مقالات متعددی به آن پرداخته شده است. در این کتابها و مقالات با استناد به این آیه درباره مسائلی چون چگونگی مدیریت امور خانواده، حضور اجتماعی زنان و مشروعیت یا عدم مشروعیت دستیابی آنان به مناصب سیاسی-اجتماعی، وکالت، قضاوت و مرجعیت زنان، راهکارهای حفظ خانواده و برخورد با زنان ناشزه، و وظایف متقابل زن و شوهر نظریهپردازی شده است. |
|
| |
|
| === آیه قوّامیت ===
| | این آیه همچنین ازجمله آیاتی است که تحتتأثیر تحولات تاریخی، تفاسیر جدیدی یافته است و مفسران متأخر برخلاف مسیر متقدمان، تغییرات وسیعی در فهم متدوال از آیه ارائه دادهاند. مثلا در مسئله گستره قوامیت، دامنه برتری مردان و چگونگی تأدیب زنان کاملا متفاوت نظر داده شده است.<ref>فروتن تنها، «روند تاریخی فهم مفسران از آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۱۱۹.</ref> |
| مهمترین دلیل مخالفان به باور نویسنده [[آیه ۳۴ سوره نساء]] است که دلالت بر قوّامیت و برتری مردان بر زنان به دلیل انفاق اموال، دارد. این آیه در صورتی میتواند مورد استدلال باشد که مراد، سلطه مرد بر زن در خانه و اجتماع باشد نه در مقام بیان وظایف مردان در قبال همسرانشان.وی با بهره گیری از نظر مفسران شان نزول آیه را در مورد یک دعوای زناشویی و پرداخت نفقه، و آیه را دال بر حاکمیت مرد بر همسر خویش میداند.وی معتقد است حتی با قیاس اولویت هم قیومیت مرد بر زن در اجتماع، برداشت نمیشود. و اگر آیه را تعمیم به ولایت جنس مردان بر زنان بدانیم باز هم آیه دلیل بر منع نمیتواند باشد. زیرا که قیومیت به معنای تسلط نیست و اگر باشد باز هم از حضور زنان در این امور ممانعت نمیکند.<ref>نریمانی زمانی، کاوشی در مسئله حضور اجتماعی زنان، ص۸۶-۱۰۷.</ref>
| |
|
| |
|
| === آیات مورد استناد برای عدم اهلیت زنان در مناصب === | | == کاربست واژگان در فقه اسلامی == |
| حسین هاشمی شاهرودی در کتاب «شرط جنسیت در منصبهای ولایی و غیرولایی» در تبیین دلایل قرآنی عدم جواز بهدستگیری مناصب مختلف از سوی زنان، به پنج آیه از قرآن کریم استناد کرده است. مناصب مذکور عبارتند از: قضاوت، ریاستجمهوری، مرجعیت، ولایت امر، و مناصب ولایی. به نظر نویسنده، هیچکدام از آیات پنجگانه نمیتوانند اثباتکننده شرط مرد بودن و نفیکننده جواز قضاوت، ریاستجمهوری، مرجعیت زنان، ولایت امر یا مناصب ولایی و غیرولایی باشند (ص۱۰۵، ۲۳۲، ۲۷۹، ۳۴۱، ۴۱۳). آیات موردنظر عبارتند از: آیه سرپرستی خانواده: [[آیه ۳۴ سوره نساء]] (الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَى النِّساءِ): نویسنده در این بخش با بیان نظرات مفسران، ناظر به آیه مذکور، گفته است که این آیه یا ناظر به ولایت جنس مرد بر جنس زن است، و یا تنها در مقام لزوم اطاعت زوجه از زوج در امور زناشویی است؛ بدین ترتیب شیخ طوسی، فضل بن حسن طبرسی و ناصر مکارم شیرازی، از مفسرانی بیان شدهاند که آیه را ناظر به لزوم اطاعت زوجه از زوج تفسیر کردهاند (ص۷۷)، و در مقابل، زمخشری، فخر رازی و علامه طباطبایی، آن را بهمعنای برتری جنس مرد بر جنس زن دانستهاند (ص۷۸). بدین ترتیب به این آیه برای عدم جواز بهدستگیری مناصب مذکور برای زنان، تنها از سوی کسانی استدلال میشود که آیه را ناظر به برتری جنس مرد بر جنس زن تلقی میکنند (ص۷۸-۷۹). به باور نویسنده، قدر متیقن همان ولایت مرد بر زن در امور زندگی است و نفی اهلیت را نمیتوان از آن برداشت کرد (ص۲۲۷، ۳۳۵، ۴۰۸). بدین ترتیب، گفته است که حتی اگر آیه دلالت بر عدم جواز مرجعیت زن داشته باشد، مرجعیت زن بر زنان را نفی نمیکند (ص۲۷۵).
| | چند فراز از آیه ۳۴ سوره نساء در مباحث مربوط به حقوق متقابل زن و مرد در خانواده و همچنین مسائل اجتماعی مورد استناد مفسران، فقها و پژوهشگران فقهی قرار گرفته شده است. |
|
| |
|
| === حق قضاوت زنان === | | === الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ === |
| به باور ناصر قرباننیا در کتاب «تأمل در فقه؛ تحول در حقوق»، حق قضاوت زنان در قوانین حقوقی جمهوری اسلامی ایران بر اساس فتاوای مشهور تعریف شده است. در این قوانین، با وجود تحولات و اصلاحات متعدد، اما همچنان زنان حق دخالت در کار با ماهیت قضایی و صدور رأی ندارند (ص۱۱۶-۱۱۷).
| | {{اصلی|قوامیت مردان بر زنان}} |
| | بیشترین تمرکز مباحث فقهی و تفسیری ذیل این آیه، درباره مسئله قوامیت مردان بر زنان است. در این مباحث به چسیتی و تحول معنایی آن در طول تاریخ،<ref>نکونام و همکاران، «سیر تاریخی آراء مفسران پیرامون مفهوم قوّامون»، ص۱۹۹.</ref> گستره و نتایج قوامیت پرداخته شده است. |
|
| |
|
| قرباننیا، ضمن نقل دیدگاه مشهور فقهای امامیه و عامه، به بررسی ادله و مستندات این دیدگاه پرداخته است. به باور نویسنده، مستندات و ادله، دیدگاه مشهور را که قائل به عدم جواز قضاوت زنان هستند، ثابت نمیکند. این مستندات در دیدگاه مشهور عبارت است از:
| | درباره چیستی قوامیت مردان بر زنان در خانواده چند نظر ارائه شده است: |
|
| |
|
| ۱. آیات قرآن: به آیاتی از جمله [[آیه ۳۴ سوره نساء|۳۴ سوره نساء]] (الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ)، [[آیه ۲۲۸ سوره بقره|۲۲۸ سوره بقره]] (وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ)، [[آیه ۳۳ سوره احزاب|۳۳ احزاب]] (وَقَرْنَ فِي بُيُوتِکُنَّ) و [[آیه ۱۸ سوره زخرف]]، چنین استدلال شده است که بهدلیل برتری و فزونی نیروی تعقل و تحمل مرد در برابر سختیها، قیومیت مرد، محدود به روابط زن و شوهر نیست، بلکه در روابط اجتماعی و جهات عمومی مثل حکومت و قضاوت نیز مردان قیِّم زناناند، و زنان با توجه به احساساتی بودن، قاطعیت و صلابت لازم برای قضاوت را ندارند و خانهنشنی برای آنان توصیه شده است.
| | * برخی آن را بهمعنای سرپرستی (ولایت) و قیمومت،<ref>طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۳؛ قرشی بنایی، احسن الحدیث، ج۲، ص۳۵۴؛ مدرسی، من هدی القرآن، ج۲، ص۷۳؛ مغنیه، الکاشف، ج۲، ص۳۱۵.</ref> حاکمیت<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۴۴۸.</ref> و سلطه مرد بر زن<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۶۸.</ref> دانستهاند. |
| | * عدهای آن را به مراقبت نیکو از زنان، حمایت، کارگزاری و خدمت به زنان و در نهایت نوعی [[حضانت]] تفسیر کردهاند.<ref>صادقی تهرانی، الفرقان، ج۷، ص۳۶-۳۸؛ مصطفوی، تفسیر روشن، ج۵، ص۳۶۰؛ احمدینژاد، ریاست شوهر بر خانواده در پرتو فقه و حقوق اسلامی، ص۲۰-۲۵؛ مسعودی، «نقد نظریه سها درباره سیطره مردان بر زنان بر اساس آیه 34 سوره نساء از دیدگاه مفسرین فریقین»، ص۱۳.</ref> به باور [[مهدی مهریزی]] نظر گروه نخست ناشی از عرف حاکم بر جامعه بوده است نه از قرآن.<ref>مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، ص۲۵۸.</ref> |
| | * تعدادی نیز با تلفیق دو دیدگاه قبلی، قوامیت را فقط سرپرستی به معنای امر و نهی نمیدانند؛ بلکه رسیدگی به امور زنان را نیز در معنای قوامیت لحاظ میکنند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۷۰؛ بلاغی، حجة التفاسیر، ج۲، ص۳۹؛ فضل الله، من وحی القرآن، ج۴، ص۱۹۳.</ref> علیاکبر شعبانی در کتاب [[حق تأدیب زوج بر زوجه (کتاب)|حق تأدیب زوج بر زوجه]]، با بیان وجود تفاوت میان دو واژه «قوّام» و «قیّم، بر این تأکید میکند که مردان در این آیه مولای زنان نیستند، بلکه مسئولیت آنان نوعی سرپرستی توأم با خدمتگزاری است. به نظر او، بهترین معادل برای واژه «قوّام» در این آیه «سرپرست خدمتگزار» است.<ref>شعبانی، حق تأدیب زوج بر زوجه، ص۳۸-۴۵.</ref> |
|
| |
|
| اما نویسنده منصب قضاوت را نامربوط به قیم بودن دانسته و با استناد به نظر برخی فقهای معاصر، و شواهد در متن قرآن، دو آیه اول را منحصر به روابط زن و شوهر میداند. نویسنده، برداشت دیدگاه مشهور از آیات دوم و سوم را نوعی استحسان میداند که با وضعیت جامعه امروز که بیشتر زنان دارای تواناییهای فکری و تصمیمگیری هستند، سازگاری ندارد (ص۱۲۲-۱۲۸).
| | درباره گستره قوامیت مردان بر زنان نیز دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی مانند [[علامه طباطبایی]]، واژههای «الرجال» و «النساء» را نوع مردان و زنان و نه زن و شوهر دانسته و معتقدند که نوع مردان بر نوع زنان ریاست دارند و به همین جهت اموری مانند نبوت، ولایت، حکومت و قضاوت را مختص مردان میدانند.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۳؛ قرشی بنایی، تفسیر احسن الحدیث، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵؛ موسوی گلپایگانی، کتاب القضاء، ج۱، ص۴۴؛ حسینی طهرانی، «رساله بدیعه»، ص۷۸.</ref> در مقابل بسیاری از مفسران و فقها، با نفی عمومیت آیه و سرایت آن به مسائل اجتماعی، این آیه را منحصرا مربوط به امور خانواده و روابط میان زن و شوهر میدانند؛<ref>منتظری، دراسات فی الولایة الفقیه، ج۱، ص۳۵۰؛ صادقی تهرانی، «گفتگو با آیت الله دکتر صادقی تهرانی»، ص۲۷۶؛ هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ج۳، ص۳۰۱؛ جوادی آملی، زن در آینه جمال و جلال، ص۳۲۵.</ref> ازجمله [[محمدمهدی شمسالدین]]، بر آن است که فراز «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساء» در آیه مذکور را باید در کنار قید «وَبِما أنفَقوا مِن أموالِهِم» تبیین کرد؛ بر این اساس، علاوه بر آنکه قیمومت مرد بر زن تنها به زناشویی مرتبط است، پرداخت هزینه زندگی زن نیز باید از جانب مرد صورت گیرد، در غیر این صورت قوامیت مرد بر زن وجود نخواهد داشت.<ref>وطنی، حقوق و تکالیف زوجین و...، ۱۳۸۸ش، ص۵۴-۵۵.</ref> [[محمدجواد مغنیه]] نیز معتقد است که فقها گستره قوامیت را به اموری چون بودن طلاق در اختیار مردان، اطاعت زن از شوهرش در آمیزش و [[خروج زن از منزل|بیرون نرفتن از خانه بدون اجازه شوهر]]، محدود کردهاند.<ref>مغنیه، الکاشف، ج۲، ۳۱۴.</ref> |
|
| |
|
| === نقد و بررسی رویکرد ایرادهای شخصیتی زنان ===
| | برخی از فقها و پژوهشگران با تکیه بر [[قاعده معاشرت به معروف]] و [[قاعده مصلحت]] قائل به وجود محدودیتهایی برای قوامیت مردان بر زنان شدهاند. بر این اساس گفته شده بسیاری از حقوقی که بهطور سنتی برای شوهر مطلق پنداشته میشود، به رفتار متعارف و عقلایی و مصلحت مقیّد شدهاند؛ بنابراین [[ریاست مرد بر خانواده]] (قوّامیت) بهمعنای مدیریت، نظمبخشی و تأمین مصالح خانواده است، نه خودکامگی؛ ازاینرو هر دستور مرد که برخلاف عرف و مصلحت خانواده باشد، لازمالاطاعه نیست.<ref>فضلالله، من وحی القرآن، ج۴، ص۱۹۷-۲۰۰ روحانی مشهدی، معاشرت به معروف در روابط زوجین با تاکید بر فقه امامیه و حقوق ایران، ص۱۱۰-۱۱۱؛ شعبانپور و همکاران، «تبیین مولفههای قرآنی قوامیت مردان با تأکید بر کاربست سنجههای مصلحت در فقه شیعه»، ص۴۳.</ref> |
| بنابر پژوهش مهریزی، نُقصان عقل در زنان، نقص معنوی و ایمان، عدم توان زن بر رشد معنوی همچون مردان، آسیبپذیری زنان از شیطان بیش از مردان، و مانع رشد و کمال بودن زنان، از ایرادهایی است که در مورد زنان گفته شده است (ص۷۳). مهریزی مستندات این باورها را گردآوری و نقد کرده است. به عنوان نمونه، آنچه ممکن است در مورد ایراد «نقصان عقل زنان» به متون دینی نسبت داده شود، عبارت است از [[آیه ۲۸۲ سوره بقره|آیه شهادت]]، [[آیه ۳۴ سوره نساء|آیه قوامیّت مردان]] و [[آیه ۲۲۸ سوره بقره|آیه «للرجال علیهن درجه»]] و [[آیه ۱۸ سوره زخرف|آیه «رشد و نمو زنان در زیورآلات»]].
| |
|
| |
|
| مهریزی در بررسی آیات از منظر لغتشناسان و مفسران نتیجه میگیرد که آیه شهادت، اشاره به امر عارضی دارد و کمبود و نقص در شخصیت و هویت انسانیِ زن را به دنبال ندارد. در آیه «قوامیّت مردان» و آیه «للرجال علیهن درجه» معتقد است وصفی که برتری قوت تعقل مردان نسبت به زنان را اثبات کند، در این دو آیه وجود ندارد، و آنچه میتواند مبنای قوامیت و مرتبه مردان باشد، قوت جسمانی و ضعف احساسی و عاطفی مردان است. همچنین در بررسی آیهٔ «رشد و نمو زنان در زینت» و «ناتوانی آنان از اقامه دلیل در مخاصمهها» نتیجه میگیرد که آیه بیانگر واقعیت محیط تربیتی زنان است، زیرا اسوه قرار گرفتن حضرت مریم(ع) و همسر فرعون برای مؤمنان در سوره «تحریم» شاهدی بر خلاف مدعای نقصان عقلی در زنان است؛ زیرا ذاتیبودن نقصان عقل برای زنان با رسیدن به این مقام ناسازگار است (ص۹۵).
| | === بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ === |
| | این فراز از آیه ۳۴ سوره نساء مستند برخی از مفسران و فقها برای بیان برتری ذاتی و مطلق مردان بر زنان شده است.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی ج۱، ص۴۴۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۶۸؛ حسینی طهرانی، «رساله بدیعه»، ص۷۷-۸۰.</ref> آنان معتقدند که مردان به دلیل عقلانیت و توان جسمی بالاتر نسبت به زنان و همچنین به دلیل تأمین هزینههای زندگی زنان، نسبت به زنان برتری دارند و مشروعیت قوامیت آنان نیز به همین دلیل است.<ref>القبانچی، المرأة، المفاهیم و الحقوق، ص۶۳-۶۴؛ شعبانی، حق تأدیب زوج بر زوجه، ص۷۶-۷۷.</ref> آنان بر اساس همین دیدگاه، بهدستگیری مناصب ولایی و حتی غیرولایی را برای زنان سزوار نمیدانند.<ref>هاشمی شاهرودی، شرط جنسیت در منصبهای ولایی و غیرولایی، ص۷۸-۷۹.</ref> |
|
| |
|
| === زن و مجلس قانونگذاری === | | در مقابل این دیدگاه، بسیاری از پژوهشگران با تصویر معنایی متفاوت از قوامیت، قائل به برتری ذاتی مردان بر زنان نیستند.<ref>مغنیه، الکاشف، ج۲، ۳۱۴؛ احمدینژاد، ریاست شوهر بر خانواده در پرتو فقه و حقوق اسلامی، ص۲۰-۴۲؛شعبانی، حق تأدیب زوج بر زوجه، ص۴۶-۵۵.</ref> بهعنوان مثال [[مرتضی مطهری]] با تحلیل قوامیت مردان در این آیه، علت سرپرستی مرد را برتری مطلق او نمیداند، بلکه آن را به مجموع مزایای نسبی مرد در ساختار خانواده مرتبط میسازد. به اعتقاد وی، تعبیر «بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ» نشان میدهد که هر یک از زن و مرد مزایای خاص خود را دارند و برتری طرفینی است.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۹، ص۴۴۷.</ref> احمد القبانچی نیز در کتاب [[المرأة، المفاهيم والحقوق (کتاب)|المرأة، المفاهيم والحقوق]] با بیان اینکه «قوام» بهمعنای «حافظ و متکفل امور» نه «سرپرست»<ref>القبانچی، المرأة، المفاهیم و الحقوق، ص۶۶-۶۹.</ref> و به دو علت «بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ» و «بِمَا أَنفَقُوا» به مرد داده شده است؛ بنابراین اگر زن در هزینههای زندگی مشارکت کند، یکی از ارکان این حق از بین میرود و دیگر فضیلتی از این جهت برای مرد وجود نخواهد داشت.<ref>القبانچی، المرأة، المفاهیم و الحقوق، ص۶۹-۷۲.</ref> |
| به باور قرضاوی در کتاب «دیدگاههای فقهی معاصر»، زن میتواند در [[مجلس قانونگذاری]] مشارکت کند. او برای اثبات دیدگاهش بر ناتمامی ادله مخالفان و اصل اباحه تکیه کرده است. این ادله عبارت است از: | | === وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ === |
| | {{اصلی|تنبیه بدنی زنان}} |
| | بسیاری از فقیهان و مفسران با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء، حق تأدیب زن نافرمان ([[نشوز|ناشزه]]) را یکی از آثار قوامیت مرد به شمار آوردهاند.<ref>شهید ثانی، مسالک، ج۸، ص۳۵۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۳۰۶؛طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۵؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۳۰۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۷۳- ۳۷۴؛ احمدینژاد، ریاست شوهر بر خانواده در پرتو فقه و حقوق اسلامی، ص۱۰۹-۱۱۶؛ مهریزی، «تطور دیدگاهها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۱۱؛ مصطفویفرد و ایماندار، «رویکرد اندیشوران شیعه به مفهوم قوامیت مرد در آیه ۳۴ سوره نسا»، ص۸۲.</ref> آنان این حق را برای اصلاح رفتار و بازگرداندن زن به مسیر تعامل درست در خانواده و نه برای انتقام یا اعمال ظلم دانستهاند و گفته شده که این تنبیه باید بسیار خفیف باشد و نباید به کبودی، شکستگی و یا خونریزی منجر شود.<ref>شعبانی، حق تأدیب زوج بر زوجه، ص۷۳-۸۶.</ref> در مقابل این دیدگاه، برخی از پژوهشگران معاصر بحث زدن زنان در این آیه را به گونهای دیگر تفسیر کرده<ref>مهریزی، «تطور دیدگاهها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۲۲-۲۳؛ نجمیپور و همکاران،«بررسی تنبیه بدنی زوجه در قرآن و روایات با رویکرد معناشناختی به واژه «ضرب»، ص۲۵۱.</ref> یا آن را مربوط به عصر نزول آیه دانستهاند که نسخ شده است<ref>معرفت، شبهات وردود حول القران الكريم، ص۱۵۷-۱۵۸.</ref> و یا اینکه مربوط به شرایط بحرانی جنگ احد بوده است و با رفع آن شرایط حکم جواز نیز برداشته شده است.<ref>الطالبی، امة الوسط، ص۱۳۳.</ref> |
|
| |
|
| أ) استدلال به [[آیه۳۳ سوره احزاب]] «وَقَرنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ ٱلجاهِلِيَّةِ ٱلأُولَى»: قرضاوی معتقد است این آیه اولاً مربوط به زنان پیامبر است. ثانیاً زنان پیامبر هم با وجود آگاهی از این محدودیت، در مسائل اجتماعی شرکت کردهاند مثلاً عایشه در جنگ جمل شرکت کرد. ثالثاً ضرورت حفظ مشاغل و مقابله با سکولارها ایجاب میکند که زنان مؤمن با حفظ شأن ایمانی به کارهای اجتماعی بپردازند. رابعاً حکم ماندن زن در خانه که بر اساس [[آیه ۱۵ سوره نساء]] صادر شده است مربوط به دوره خاصی است که زنا رایج بوده است (ج۳، ص۷۷).
| | ابن عاشور از مفسران اهل سنت، درباره تنبیه بدنی زنان ذیل آیه ۳۴ سوره نساء بر این نکته تأکید میورزد که نمیتوان برای جواز کتکزدن همسر بر «ضربی» استدلال کرد که منشأ آن نافرمانی و ناخوشایندی مورد تأیید عرف عرب است. او برای جلوگیری از سوء استفاده مردان از این حکم، اجرای آن را برعهده حکومت واگذار میکند و معتقد است هر کس خودسرانه دست به انجام آن بزند، باید مجازات شود.<ref>ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> [[سید محمد موسوی بجنوردی]]، نیز تنبیه بدنی در اسلام را در قالب [[تعزیر]] تعریف میکند که اجرای آن تنها از سوی حاکم شرع مجاز است. به گفته او، مرد پس از طی مراحل موعظه و هجر، باید به مرجع قضایی مراجعه کند و قاضی ممکن است با توجه به شرایط، تعزیر را به صورت مالی یا غیر بدنی اعمال کند. او این تفسیر را مانعی برای سوء استفاده و خشونتهای خانگی میخواند.<ref>شعبانی، حق تأدیب زوج بر زوجه، ص۸۶.</ref> |
|
| |
|
| ب) استدلال به [[سد ذرایع]] و [[اختلاط با نامحرم]]: اما به باور قرضاوی، استدلال به سد ذرایع و زیادهروی در سختگیری، گاهی منافع و مصالح مهمتر را نابود میکند. (ج۳، ص۷۸)
| | == کاربرد در مسائل فقهی == |
| | آیه ۳۴ سوره نساء در چندین مسئله فقهی در حوزه مسائل زنان مورد استناد فقها و پژوهشگران فقهی قرار گرفته شده است. این مباحث فقهی را بیشتر میتوان از نتایج قیمومت مردان بر زنان دانست. |
|
| |
|
| ج) استدلال به آیه «[[آیه ۳۴ سوره نساء|ٱلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى ٱلنِّسَاءِ]]» و منع قیمومیت و ولایت زنان بر مردان. به نظر قرضاوی این مشکل در مورد نماینده مجلس پیش نمیآید؛ زیرا تعداد نماینده مرد معمولاً بیشتر است و ولایت آنها همچنان برقرار است. ثانیاً آیه قوامیت مربوط به زندگی زناشویی و خانوادگی است نه امور اجتماعی و خارج از چارچوب خانواده این مسئولیت از زنان منع نشده است. ثالثاً، در جوامع امروزی که بیشتر نظامها دموکراسی است، اختیارات مجلس بسیار اندک و اداره کشور بیشتر دست سازمانها و ارگانها است لذا امر دست زنان نمیافتد. قرضاوی اما بر اساس آیه مذکور و روایات، امامت عُظمیٰ (رهبری و ریاست جمهوری) را برای زن جایز نمیداند (ج۳، ص۸۰-۸۱ و ۹۷).
| | === مناصب سیاسی زنان === |
| | {{اصلی|مناصب سیاسی زنان}} |
| | امکان دستیابی زنان به مناصب سیاسی و حضور اجتماعی آنان از مباحث چالشی در میان پژوهشگران فقهی است. به گفته سید مهدی نریمانی زمانی در کتاب [[کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان (کتاب)|کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان]]، بسیاری از پژوهشگران و فقها ازجمله [[سید محمدصادق روحانی]] با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء معتقدند که به دلیل تصریح موجود در آیه مبنی بر ریاست و سرپرستی مردان بر زنان، تمام مناصب سیاسی مانند ریاست قوای مجریه، مقننه یا قضائیه و همچنین رهبری مختص به مردان است. برخی مانند [[سید موسی شبیری زنجانی]] و [[حسین مظاهری]] نیز با تفکیک میان مناصبی مانند مرجعیت و قضاوت با ریاست قوای حاکمیتی، قسم اول را مخصوص مردان و تعیین تکلیف قسم دوم را برعهده قانون میدانند.<ref>نریمانی زمانی، کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان، ص۸۳-۸۵.</ref> در مقابل، عدهای از پژوهشگران فقهی در دوران معاصر با رد استدلال گروه نخست، معتقدند که با توجه به شأن نزول و سیاق آیه، قوامیت مورد اشاره فقط مخصوص روابط میان زوجین و در حوزه امور خانواده است و اطلاقگیری از آیه و تسری آن به مناصب سیاسی و اجتماعی بدون دلیل است.<ref>نریمانی زمانی، کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان، ص۸۶-۱۰۷.</ref> |
|
| |
|
| === حق باروری زنان در فقه اسلامی === | | === تقلید از زنان === |
| لیلا ثمنی در کتاب «زنان و حق باروری در فقه اسلامی و حقوق ایران» در بخش دوم کتاب ابتدا به بیان نکاتی درباره جایگاه باروری زنان در متون فقهی ازجمله تشویق نکاح در روایات، ویژگیهای انتخاب همسر، حکمت ازدواج، آداب جماع و حکمت منع عزل، [[عیوب فسخ نکاح]]، حقوق همسر و نکاح با غیرمسلمان میپردازد. وی در گفتار دوم این بخش به بررسی پنج دیدگاه فقهی پیرامون حق باروری زنان و مستندات آنان پرداخته و در نهایت نظر خود را بیان میکند.
| | {{اصلی|تقلید از زنان}} |
| | تقلید از زنان نیز از مباحث چالشی مرتبط با [[فقه زنان]] است که چند نظر درباره آن ارائه شده است. فقها و پژوهشگرانِ قائل به عدم جواز تقلید از زنان که دیدگاه مشهور را تشکیل میدهند، برای اثبات مدعای خود به ادلهای از قرآن، روایات، [[اجماع]] و [[مذاق شارع]] استناد کردهاند. از مهمترین دلائل مورد استناد آنان، آیه ۳۴ سوره نساء معروف به آیه قوامیت است.<ref>اردکانی، الاجتهاد و التقليد، ص۷۴،</ref> آنان با تفسیر واژه «قوامون» در این آیه، به «قیام، ولایت و سیاست» معتقدند از آنجا که مرجعیت نوعی ولایت و قیادت فکری بر جامعه است؛ بنابراین، این جایگاه مختص به مردان خواهد بود و نمیتوان از زنان تقلید کرد.<ref>حسینی تهرانی، ولاية الفقيه في حكومة الإسلام، ج۳، ص۱۴۵-۱۴۶.</ref> |
|
| |
|
| === دیدگاه اول: حقالله بودن باروری و تکلیف باروری زنان ===
| | در مقابل، در نقد این استدلال گفته شده که منظور از «قیام» در آیه، صرفاً تأدیب و سامان دادن به امور زندگی است، نه ریاست عامه مردان بر زنان.<ref>اردکانی، الاجتهاد و التقليد، ص۷۴.</ref> همچنین گفته شده که با توجه به سیاق آیه و ذکر «انفاق»، قوامیت مذکور ناظر به ریاست مرد در چارچوب خانواده و در رابطهِ زوجیت است و نمیتوان آن را به سایر عرصههای اجتماعی، ازجمله مرجعیت تعمیم داد که یک ولایت فکری است. طبق این نظر مرجعیت، صرفاً بیان حکم الهی است و التزام مقلد به فتوا، ناشی از تعبد در برابر خداوند است، نه سیطره شخص مرجع.<ref>ساسانی و میراحمدی، «تحلیل و ارزیابی ادله فقهای امامیه درباره مرجعیت زنان با تأکید بر دیدگاههای آیتالله خامنهای»، ص۹۹-۱۰۰.</ref> مهدی سجادی امین در کتاب [[زنان، افتاء و مرجعیت (کتاب)|زنان، افتاء و مرجعیت]]، از مباحث مربوط به این آیه چنین نتیجه گرفته است که رجوع مقلد به مفتی زن، از باب رجوع به متخصص است، نه از باب ولایت بر مقلدان؛ ازاینرو افتای زن با قوامیت مرد منافات ندارد.<ref>سجادی امین، زنان، افتا> و مرجعیت، ص۴۴-۵۳.</ref> حسین هاشمی شاهرودی نیز در کتاب [[شرط جنسیت در منصبهای ولایی و غیرولایی (کتاب)|شرط جنسیت در منصبهای ولایی و غیرولایی]] معتقد است حتی اگر در برخی مناصب ولایی بتوان به این آیه استناد کرد و برای زنان حقی متصور نبود، در مواردی مانند مرجعیت زن بر زنان، به این آیه برای نفی این نوع ولایت نمیتوان استناد کرد.<ref>هاشمی شاهرودی، شرط جنسیت در منصبهای ولایی و غیرولایی، ص۲۷۵.</ref> |
| نگارنده سه حکم احتمالی در باب حکم فرزندآوری را مطرح میکند: اباحه، وجوب و استحباب. گروهی بر این باورند که موقعیت حکمی فرزندآوری در [[منطقة الفراغ|منطقه الفراغ]] است یعنی خداوند به جای الزام شرعی، الزام تکوینی و فطری (مثل تمایل به جنس مخالف، تمایل به فرزندآوری و مقرر کردن حس مادری) را پشتوانه تحقق غایت خود مقرر فرموده است.
| |
|
| |
|
| گروه دوم با توجه به فراوانی نصوص دال بر مطلوبیت، معتقدند حکم فرزندآوری وجوب است. البته این گروه وجوب را عینی ندانسته، ولی در کفایی بودن آن محذوری متصور نیستند. | | === قضاوت زنان === |
| | {{اصلی|قضاوت زنان}} |
| | مشهور فقهای امامیه که قائل به عدم جواز قضاوت زنان هستند، به ادلهای از قرآن، سنت، اجماع و دلیل عقلی تمسک کردهاند. از مهمترین ادله مورد تمسک آنان، آیه ۳۴ سوره نساء است. این گروه از فقها با اتکا به تفسیری عام از مفهوم قوامیت در این آیه که بر ریاست و تسلط نوع مردان بر نوع زنان تأکید دارد، سرپرستی مردان را از محیط خانواده به سایر عرصههای اجتماعی نیز تعمیم میدهد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۶۹-۷۰؛ طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۳.</ref> بر این اساس آنان معتقدند که در امر حکمرانی و قضاوت نیز مردان مقدم بر زنان هستند و این باور حتی به قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز نفوذ کرده و زنان حق صدور رأی نخواهند داشت.<ref>قرباننیا، تأمل در فقه، تحول در حقوق، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref> |
|
| |
|
| نگارنده مدعی است تحقیق حاضر برای نخستین بار امر فرزندآوری را داخل در [[امور حسبیه]] و [[فقه حکومتی]] کرده است و بر مطلوبیت تنظیم و تحدید فرزندآوری بر مبنای رای استصلاحی حاکم تاکید میکند. به نظر او حکم استحباب ضامن اجرایی تامین مقصد حفظ نسل نیست. او پس از بیان حکم فرزندآوری به عقیده گروهی از فقها اشاره میکند که به دلیل اینکه باروری و فرزندآوری حکمت تشریع نکاح است پس مخالفت با آن مخالفت با شارع است و فرزندآوری حقالله است. لذا بعضی از فقهای شافعی در صورت رضایت زوجه نیز قائل به حرمت عزل هستند، زیرا حقالله رعایت نشده است و عزل را تنها در صورت اضطرار جایز میدانند (ص۸۰-۹۱).
| | در نقد این نظر، برخی از فقها مانند [[سید عبدالکریم موسوی اردبیلی]] گفتهاند که سیاق آیه و احکام ذکر شده پس از عبارت «الرجال قوامون»، مانند [[نشوز]] و انفاق، به وضوح نشان میدهد که موضوع آیه، روابط خانوادگی و سرپرستی مرد در نهاد خانواده است و به برتری و حاکمیت مرد بر زن در روابط اجتماعی تعمیم نمییابد.<ref>موسوی اردبیلی، فقه القضاء، ج۱، ص۹۱.</ref> به اعتقاد [[مرتضی مطهری]] علت سرپرستی مرد بر زن، برتری مرد بر زن نیست وگرنه آیه میفرمود: «فضل الله الرجال علی النساء» بلکه از تعبیر موجود در آیه شریفه این نکته برداشت میشود که برتری میان زن و مرد طرفینی است و بهموجب برتریهایی که در مجموع مرد بر زن دارد، سرپرستی در خصوص محیط خانواده به او سپرده شده است.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۹، ص۴۴۷.</ref> مطهری تاکید میکند با توجه به دو علتی که در آیه ذکر شده؛ یعنی برتری بعضی بر بعض دیگر و انفاق مالی که مردان در محیط خانه عهدهدار میشوند (بما انفقوا من اموالهم)، در نتیجه آیه اختصاص به مسائل خانوادگی دارد و به غیر آن تعمیم پیدا نمیکند و نمیتوان از آن عدم سرپرستی زن در مسائل سیاسی و اجتماعی و مسئله قضاوت را استفاده کرد و معتقد شد که در مطلق شئون زندگی، زنان حق سرپرستی بر مردان و قیام به امر آنها را ندارند.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۱۵، ص۸۳۲.</ref> [[ناصر قرباننیا]] نیز در کتاب [[تأمل در فقه، تحول در حقوق (کتاب)|تأمل در فقه؛ تحول در حقوق]]، منصب قضاوت را نامربوط به قیم بودن دانسته و معتقد است که برداشت دیدگاه مشهور از واژه قوامیت در آیه نوعی [[استحسان]] است که با وضعیت جامعه امروز که بیشتر زنان دارای تواناییهای فکری و تصمیمگیری هستند، سازگاری ندارد.<ref>قرباننیا، تأمل در فقه، تحول در حقوق، ص۱۲۲-۱۲۸.</ref> |
|
| |
|
| === دیدگاه دوم: اختصاص حق باروری به مردان === | | === وکالت زنان === |
| به گزارش نگارنده، دیدگاه دوم در بحث حق فرزندآوری، باروری را حق اختصاصی مرد میداند. او چهار مبنای قابل تمسک برای قائلین به اختصاص حق باروری به مرد مطرح میکند. | | {{اصلی|وکالت زنان}} |
| | مشروعیت یا عدم مشروعیت وکالت زن از طرف مرد در دعاوی و همچین وکالت زن در مجلس نیز از مباحث مرتبط با [[فقه زنان]] است که نظرات متفاوتی درباره آن وجود دارد. محمدصادق فیاض در کتاب [[بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس (کتاب)|بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس]] به این نکته اشاره کرده است که در فقه شیعه، به مسئله وکالت زن در دعاوی، نه سلبا و نه ایجابا تصریح نشده است، با این حال میتوان با استفاده از مباحث کلی [[وکالت]]، جواز اقدام زن به این حرفه را مسلم دانست، که در این صورت وکالت زن حتی در امور سیاسی و شئون حکومتی نیز جایز است، مگر برای تصدی منصب قضاء.<ref>فیاض، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، ص۷۱-۷۲.</ref> به گفته او شأن نزول برخی از آیات مانند آیه ۳۴ سوره نساء و [[آیه ۱ سوره مجادله]] و همچنین وقایع تاریخی مانند اقدام حضرت فاطمه(س) در دفاع از امام علی(ع) و دادخواهی «سوده» دختر عماره همدانی برای اهل روستای خود نزد امام علی(ع)، مستنداتی برای مشروعیتبخشی به وکالت زن در دعاوی است.<ref>فیاض، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، ص۷۹-۹۸.</ref> |
|
| |
|
| * دلالت آیات بر قوامیّت و ولایت شوهر، همچون آیه «[[آیه ۳۴ سوره نساء|الرجال قوامون علی النساء]]».
| | البته درباره وکالت زن در مجلس، عدهای با استناد به آیه ۳۴ نساء، با فرض عمومیت قیمومت مردان بر زنان، معتقدند زنان نمیتوانند نماینده مجلس شوند. ازجمله [[سید محمدحسین حسینی طهرانی]] در رساله بدیعه معتقد است که چون مجلس امروز مسئولیت خطمشیگذاری تمام شئون حکومتی را دارد، دارای سطحی از ولایت و رهبری است و این با مشارکت زنان ناسازگار است.<ref>حسینی طهرانی، «رساله بدیعه»، ص۲۱۵-۲۱۶.</ref> در مقابل، گفته شده که علل مورد اشاره در آیه (انفاق مردان به زنان و فضل خدا) برای برتری مرد، مانع از اطلاقگیری از آیه خواهد شد و به همین دلیل است که مرد بر زن بیگانه قوامیت ندارد. بر این اساس از این آیه نمیتوان عدم اهلیت زنان برای نمایندگی مجلس را برداشت کرد.<ref>فیاض، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، ص۲۴۰-۲۴۳.</ref> [[یوسف قرضاوی]] نیز استدلال به آیه ۳۴ نساء را بر منع نمایندگی زنان در مجلس نمیپذیرد. به گفته او این آیه منحصر در روابط زناشویی و خانواده است و اینکه در جوامع دموکراتیک، اختیارات مجلس کم است و لذا امر حکومت به دست زنان نمیافتد و بنابراین با امامت عظمی تداخلی نخواهد داشت.<ref>قرضاوی، دیدگاههای فقهی معاصر، ج۳، ص۸۰-۸۱ و ۹۷.</ref> |
| * روایاتی که بر جواز عزل بدون نیاز به جلب رضایت زوجه دلالت دارند، مانند روایت محمد بن مسلم از امام صادق(ع) با این مضمون که اگر مرد بخواهد از زن حرّه عزل کند، اشکال ندارد و حتی اگر زن ناراضی باشد، در این مورد حقی ندارد.<ref>حر عاملی، وسائلالشیعه، ج۲۰، ص۴.</ref>
| |
| * حکم عقل: طبق نظر قائلین به این دیدگاه، مرد اختیار امور شخصی خودش را دارد و بر منی خود اختیار طبیعی دارد.
| |
| * بیان فقها است مبنی بر اثبات حرمت عزل توسط زوجه و عدم اثبات حرمت عزل زوج بدون رضایت زوجه (ص۹۱-۹۵).
| |
|
| |
|
| === درباره زدن زنان === | | === حق باروری === |
| ابن عاشور در بحث زدن زنان ذیل [[آیه ۳۴ سوره نساء]] تأکید میورزد، نمیتوان برای جواز کتکزدن همسر بر «ضربی» استدلال کرد که منشأ آن نافرمانی و ناخوشایندی مورد تأیید عرف عرب است؛ زیرا این قانون بر پایه عرف جامعه عربی آن زمان صورت گرفته است، چنانکه تفاوت مردمان نیز در آن منظور شده است. ابنعاشور در تفسیرش برای جلوگیری از سوء استفاده مردان از این حکم با تأکید بر اینکه «قَلَّ من یعاقب علی قدر الذنب» به اهرم حکومتی در این مورد اشاره کرده و میگوید: حکومت برای جلوگیری از سواستفاده مردان از اینگونه احکام، میتواند انجام این احکام را خود بهعهده بگیرد و هر کس خودسرانه دست به انجام آنها بزند را مجازات کند.<ref>ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۱۱۹.</ref>
| | {{اصلی|حق فرزندآوری}} |
| | اختصاص حق باروری به مردان یا زنان یا حقالله دانستن آن، نظراتی است که درباره این حق ارائه شده است. در کتاب [[زنان و حق باروری در فقه اسلامی و حقوق ایران (کتاب)|زنان و حق باروری در فقه اسلامی و حقوق ایران]] با بیان این نظرات، به این نکته اشاره شده است که یکی از دلائل قائلان به اختصاص حق باروری به مردان، آیه ۳۴ سوره نساء است؛ زیرا طبق این آیه، مردان بر زنان خود ولایت دارند و طبعا حق باروری نیز به آنان اختصاص خواهد داشت.<ref>ثمنی، زنان و حق باروری در فقه اسلامی و حقوق ایران، ص۹۱-۹۵.</ref> |
|
| |
|
| === احکام زن ناشزه === | | === اذن زوجه از زوج === |
| علی اکبر شعبانی در کتاب «حق تأدیب زوج بر زوجه» به بررسی حکم زن ناشزه پرداخته و محور اصلی بحث را [[آیه ۳۴ سوره نساء]] قرار داده است. از نگاه او، «نشوز» به معنای سرپیچی و نافرمانی زن از شوهر است و قرآن برای مقابله با آن به ترتیب سه مرحله را توصیه کرده است: ۱. موعظه و اندرز، ۲. کنارهگیری در بستر، و ۳. تنبیه بدنی. نگارنده تأکید میکند که این مراحل با هدف اصلاح رفتار و بازگرداندن زن به مسیر تعامل درست در خانواده صورت میگیرد، نه برای انتقام یا اعمال ظلم. وی با اشاره به دیدگاه فقها تصریح میکند که تنبیه بدنی باید خفیف و محدود باشد و نباید به کبودی، شکستگی یا خونریزی منجر شود. در مقابل، در صورت نشوز مرد، بر پایه [[آیه ۱۲۸ سوره نساء]]، زن اجازه هیچگونه تنبیه بدنی ندارد (ص۷۳-۷۹).
| | برخی از پژوهشگران فقهی با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء، بر لزوم اذن گرفتن زوجه از زوج در انجام برخی امور مرتبط با مسائل خانوادگی و زناشویی تأکید کردهاند. البته در کتاب [[واکاوی فقهی اذن زوج (کتاب)|واکاوی فقهی اذن زوج]]، با بررسی دلائل وجوب اطاعت مطلق زوجه از زوج، به این نکته اشاره شده است که آیه ۳۴ سوره نساء و دیگر دلائل درباره این موضوع، تنها ولایت اجمالی مرد و حق مداخله همراه با مصلحتجویی را برای مرد ثابت میکند و هیچ دلیل معتبری بر وجوب اطاعت مطلق زوجه از زوج وجود ندارد و ادله موجود بیشتر ناظر به مسئلهای اخلاقی و یا مربوط به یک قضیۀ خارجی است. به گفته نویسنده، در نگاه اسلام هر انسانی، اعم از مرد و زن، موجودی مختار، آزاد و مسلط بر امور خود است و تنها در صورت وجود دلیل شرعی معتبر، بر خلاف این اصل عمل میشود.<ref>عمادالدین، واکاوی فقهی اذن زوج، ص۴۱-۶۲.</ref> |
|
| |
|
| === دیدگاههای فقهی در مورد تأدیب === | | === کاهش طلاق === |
| در ادامه، دیدگاه برخی فقیهان در اینباره بررسی شده است. امام خمینی تحقق نشوز را تنها در صورت ترک وظایف واجب زن، مانند تمکین جنسی و ترک خانه بدون اجازه، ممکن میداند؛ در سایر موارد، نافرمانی به معنای نشوز نیست (ص۸۰). سید احمد خوانساری با الهام از شیخ مفید، معتقد است «هجر» هم به کنارهگیری از بستر و هم به پشتکردن در بستر اطلاق میشود، اما در مورد ضرب، تنها باید به خفیفترین شکل آن بسنده کرد، بهطوریکه هدف تنها اصلاح باشد، نه ارضای خشم. در مقابل، امام خمینی معتقد است در صورتی که مراحل ابتدایی مؤثر نبود، میتوان شدت تنبیه را افزایش داد، ولی حتی در این حالت هم نباید بدن زن دچار کبودی، خونریزی یا سرخی شود (ص۸۱-۸۶).
| | کاهش [[طلاق]] را یکی از نتایج متصور بر پذیرش ریاست مردان بر زنان دانستهاند.<ref>سلطانی و همکاران، «بررسی آیه 34 سوره نساء در تحلیل ساختار عوامل طلاق با رویکرد آینده پژوهی»، ص۱۰۶-۱۰۷.</ref> در کتاب [[راهکارهای مدیریت کاهش طلاق از منظر فقه و حقوق (کتاب)|راهکارهای مدیریت کاهش طلاق از منظر فقه و حقوق]]، نویسندگان ضمن اشاره به اساسیترین رفتارها و وظایف مردان و زنان نسبت به یکدیگر، معتقدند در صورت حسن معاشرت میان زن و شوهر و تأمین نیازهای همدیگر، اگر ریاست مرد بر خانواده پذیرفته شود و تصمیمگیری نهایی در امور اجرایی به او داده شود، همانطور که در آیه ۳۴ سوره نساء به آن اشاره شده است، میتوان نرخ طلاق را کاهش داد.<ref>موسوی و رضائی، راهکارهای مدیریت کاهش طلاق از منظر فقه و حقوق، ص۵۳-۷۱.</ref> |
| | |
| در میان دیدگاههای فقهی، نظریهای متفاوت از [[سید محمد موسوی بجنوردی]] ارائه شده است. به نظر موسوی بجنوردی، تنبیه بدنی در اسلام در قالب «تعزیر» تعریف میشود و اجرای آن تنها از سوی حاکم شرع مجاز است. بنابراین، مرد پس از طی مراحل موعظه و هجر، باید به مرجع قضایی مراجعه کند و قاضی ممکن است با توجه به شرایط، تعزیر را به صورت مالی یا غیر بدنی اعمال کند. او این تفسیر را مانعی برای سوء استفاده و خشونتهای خانگی میخواند (ص۸۶). اما نگارنده با این دیدگاه موافق نیست و معتقد است در برخی روایات میان «تعزیر» و «تأدیب» تفاوت نهاده شده و مورد زن ناشزه از جمله مواردی است که اجازه اجرای تأدیب به خود شوهر داده شده است. به باور او، تنبیه درونخانگی در برخی موارد بهتر از مراجعه به دادگاه است، زیرا مراجعه به نهاد قضایی ممکن است به افشای مسائل زناشویی، لطمه به آبرو و وخامت روابط خانوادگی بیانجامد (ص۹۰-۹۱).
| |
| | |
| === تأدیب زن ===
| |
| علیاکبر و نیما احمدینژاد در کتاب ریاست شوهر بر خانواده در پرتو فقه و حقوق اسلامی به این نکته اشاره می کنند که فقیهان با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء، حق تأدیب زن نافرمان را یکی از آثار قوامیت مرد بهشمار آوردهاند. نگارندگان برداشتهای افراطی از این آیه را ناسازگار با آموزههای اخلاقی اسلام میدانند و به روایتی از پیامبر(ص) استناد کردهاند که بر اساس آن زدن زن مذموم، و ترک نفقه، جایگزینی برای آن معرفی شده است. برخی روایاتی که زدن زن را جایز دانسته، آن را تنها مربوط به مواردی میداند که بدون قصد انتقام و بدون آسیب جسمی باشد. ایشان سپس نظر برخی فقیهان را که با دیدگاهشان همسو است، بیان میکنند (ص۱۰۹-۱۱۶).
| |
| | |
| نگارندگان تأکید دارند که حق تأدیب تنها در صورتی برای مرد معتبر است که او خود وظایف زوجیت را به درستی انجام داده باشد، و همسر ناشزهاش، به نصیحتها و هجر او بیتوجه باشد. ایشان در ادامه معنای نشوز را بررسی کرده و در نهایت چنین نتیجه گرفتهاند که تأدیب زن بخشی از ریاست شوهر نیست، بلکه تأدیب، ضمانت اجرایی خاصی است که مرد برای تحقق حق استمتاع، آن را به کار میگیرد (ص۱۱۷-۱۲۰).
| |
| | |
| === ادله جواز وکالت زن در دعاوی ===
| |
| محمدصادق فیاض در کتاب «بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس» معتقد است در فقه شیعه، به مسئله وکالت زن در دعاوی، نه سلبا و نه ایجابا تصریح نشده است، با این حال میتوان با استفاده از مباحث کلی وکالت، جواز اقدام زن به این حرفه را مسلم دانست، که در این صورت وکالت زن حتی در امور سیاسی و شئون حکومتی جایز است، مگر برای تصدی منصب قضاء (ص۷۱-۷۲). بهگفته مولف در هیچ یک از حدود ده روایت موجود در منابع شیعی درباره وکالت، مضمونی که القاءکننده شرط مرد بودن در وکالت باشد، دیده نمیشود و تنها بر شرایطی چون «بلوغ» و «عقل» تمرکز کردهاند (ص۷۲-۷۷).
| |
| | |
| نگارنده، شأن نزول برخی از آیات مانند [[آیه ۳۴ سوره نساء]] و [[آیه ۱ سوره مجادله]] و همچنین وقایع تاریخی مانند اقدام حضرت فاطمه(س) در دفاع از امام علی(ع) و دادخواهی «سوده» دختر عماره همدانی برای اهل روستای خود نزد امام علی(ع) را مستنداتی برای مشروعیتبخشی به وکالت زن در دعاوی میداند (ص۷۹-۹۸). نویسنده در نهایت با بررسی دلائل موجود در کتب فقهی به این نتیجه میرسد که از مجموع مباحث فقه شیعه راجع به وکالت زن این فرضیه شکل میگیرد که اهلیت وکالت زن در دعاوی بهطور مطلق پذیرفته شده و جنسیت در آن مطرح نیست (ص۹۸-۹۹).
| |
| | |
| === ادله مخالفان وکالت زن در مجلس ===
| |
| مخالفان وکالت زن در مجلس به دلائلی استناد کردهاند که نویسنده کتاب ضمن بیان آن دلائل، به نقد آنها نیز میپردازد.
| |
| | |
| * '''آیه سرپرستی خانواده'''
| |
| | |
| از آیات مورد استناد برای نفی مشارکت زن در حکومت، [[آیه ۳۴ سوره نساء]] است که مردان را قیم زنان معرفی کرده است. بهگفته نویسنده، مخالفان وکالت زن در مجلس معتقد به عمومیت قیمومت نوع مردان بر نوع زنان در عرصه عمومی مرتبط با حیات جامعه مانند حکومت و قضاوت شدهاند (ص۲۳۶).
| |
| | |
| در مقابل نویسنده کتاب بر این عقیده است که اگر علل مورد اشاره آیه (فضل خدا و انفاق مردان بر زنان)، بیانگر برتری مرد بر زن باشد، غفلت یا چشمپوشی از آنها و اطلاق گرفتن از آیه بر خلاف ظاهر آیه خواهد بود. به همین جهت مرد بر زن بیگانه قوامیت ندارد، چون به او انفاق نمیکند و همین طور مردی که از انفاق همسرش سر باز میزند، اطاعتش بر همسرش واجب نخواهد بود (ص۲۴۰-۲۴۱). بر این اساس قیمومت حقی متقابل است و در اجتماع این تقابل وجود ندارد و ادعای ملازمه یا اولویت میان حاکمیت در این حوزه با حاکمیت در اجتماع منطقی نخواهد بود (ص۲۴۳).
| |
| | |
| === ناتمام بودن ادله اعتبار اذن زوج بهطور مطلق ===
| |
| امینه عمادالدین در کتاب «واکاوی فقهی اذن زوج»، دلایلی را که بر وجوب اطاعت مطلق از زوج دلالت دارد، بررسی کرده است. به نظر او [[آیه ۳۴ سوره نساء]] مربوط به [[نشوز|نشوز زن]] و [[آیه ۶ سوره تحریم]] تنها ولایت اجمالی مرد و حق مداخله همراه با مصلحتجویی را برای مرد ثابت میکند. عمادالدین با بررسی نه روایت در این موضوع، هیچیک از آنها را دلیل معتبری ندانسته، آنها را مسئلهای اخلاقی و یا مربوط به یک قضیۀ خارجی میداند. به گفته نویسنده، در نگاه اسلام هر انسانی، اعم از مرد و زن، موجودی مختار، آزاد و مسلط بر امور خود است و تنها در صورت وجود دلیل شرعی معتبر، بر خلاف این اصل عمل میشود (ص۴۱-۶۲).
| |
| | |
| == قوامیت در قرآن: سرپرستی، نه برتری ==
| |
| در فصل اول،علی اکبر شعبانی [[آیه ۳۴ سوره نساء]] را به معنای سرپرستی، مدیریت و ریاست مرد بر زن تفسیر میکند. او جایگاه سرپرستی را نه یک امتیاز، که مسئولیتی بر دوش مرد میداند. وی در ادامه «حق» را تعریف کرده، تفاوت میان «عدالت» و «مساوات» را توضیح میدهد. به باور او، اسلام هنگام تعیین حقوق و تکالیف زن و مرد، بر اصل عدالت تکیه دارد نه بر مساوات، و در تفاوتگذاری میان حقوق آن دو، مصالح عمومی و دلایل حکیمانهای را مدنظر داشته است. نویسنده همچنین بر جاودانگی احکام اسلامی تأکید میکند (ص۹-۱۵).
| |
| | |
| === مبانی و مصادیق فقهی قیومیت مرد بر همسر ===
| |
| نویسنده در فصل چهارم به بررسی مبانی و مستندات فقهی قیومیت مرد بر همسر پرداخته است.
| |
| | |
| === استناد به آیات ===
| |
| به باور او، [[آیه ۶ سوره تحریم]] نشان میدهد که مسئولیت مراقبت از امور معنوی خانواده بر عهده مردان نهاده شده و این مراقبت، شامل امر و نهی همسر و فرزندان در زمینههای معنوی نیز میشود؛ امری که از نظر نویسنده با نوعی مدیریت و سرپرستی همراه است. او آیات دیگری همچون [[آیه ۱۳۲ سوره طه]] را مؤید همین معنا میداند (ص۳۷-۳۸).
| |
| | |
| مهمترین مستند قرآنی قیومیت مرد، [[آیه ۳۴ سوره نساء]] است که به صراحت به «قوامیت» مردان اشاره دارد. نگارنده میان دو واژه «قوّام» و «قیّم» تفاوت قائل شده و تأکید میکند که مردان در این آیه مولای زنان نیستند، بلکه مسئولیت آنان نوعی سرپرستی توأم با خدمتگزاری، حمایت و رسیدگی به نیازهای زنان است. به نظر او، بهترین معادل برای واژه «قوّام» در این آیه «سرپرست خدمتگزار» است. وی مسئولیت پرداخت نفقه از سوی مرد را از مصادیق قیومیت میداند (ص۳۸-۴۵).
| |
| | |
| نگارنده در ادامه، با بررسی آرای مفسران، نتیجه میگیرد که همه مفسران بر دو امتیاز برجسته مردان، یعنی عقلانیت بیشتر و توان جسمی بالاتر تأکید کردهاند و همین دو ویژگی را پایهای برای برتری و قوامیت مرد میدانند. البته او این برتری را نه به معنای سلطهجویی، بلکه در خدمت ساختار خانواده ارزیابی میکند. برخلاف دیدگاه برخی مفسران (مانند محمدحسین طباطبایی) نگارنده معتقد است، آیه قوامیت صرفاً ناظر به روابط خانوادگی و نحوه تعامل زوجین است و نمیتوان از آن قانونی برای ضرورت مدیریت مردان در جامعه یا منع زنان از مدیریت اجتماعی استخراج کرد (ص۴۶-۵۵).
| |
| | |
| == ادله ریاست شوهر بر خانواده ==
| |
| احمدی نژاد در فصل اول ابتدا مفهوم خانواده و قوامیّت را توضیح میدهد. به گفته ایشان، دو عنصر انفاق و تفضیلِ ذکرشده در [[آیه ۳۴ سوره نساء]]، به قوامیّت مرد مشروعیت میبخشند. آنها قوامیت را به معنای «قیام بر امور و نیازهای زنان» و ایفای نقش حمایتی و سرپرستی میدانند، نه سیطره ذاتی مرد بر زن (ص۲۰-۲۱). نویسندگان بررسی دو مسئلۀ قوامیت مرد بر زن و قوامیت او بر فرزندان را ذیلِ عنوانِ جامع قوامیت مرد بر خانواده قرار میدهند (ص۲۳) و از نظر حقوقی، ریاست مرد را بسان حضانت معرفی میکنند (ص۲۵).
| |
| | |
| === ثابتشدن ریاست شوهر برای جلوگیری از هرجومرج در خانواده ===
| |
| در ادامه فصل نخست ادله عقلی و نقلی مرتبط با ریاست مرد بررسی شده است. نویسندگان معتقدند، از نظر عقلی برای جلوگیری از هرجومرج در امور خانواده، باید رئیسی برای آن انتخاب شود و از آنجا که مردان در مقایسه با زنان، از توان جسمی و خرد اجتماعی و اقتصادی بیشتری برخوردارند، عقل مسئولیت اداره خانواده را غالباً (و نه به صورت مطلق) بر عهده آنان میگذارد (ص۲۷).
| |
| | |
| همچنین به باور ایشان [[آیه ۳۴ سوره نساء]] و [[آیه ۲۲۸ سوره بقره]] بر مسئولیت مرد در خانواده دلالت دارد؛ مسئولیتی که از باب تقسیم وظایف است، نه فضیلت ذاتی مردان. نویسندگان با اشاره به تفسیر بسیاری از مفسران، این تعبیر را به معنای وجوب اطاعت زن از شوهر و قوامیّت او بر خانواده میدانند، با این حال، تأکید میکنند که این آیات تنها به روابط زوجین مربوط است و شامل ولایت پدر بر فرزندان نمیشود (ص۳۲-۳۸).ازاینرو، ایشان برای تبیین ولایت پدر بر فرزندان، [[آیه ۲۳۷ سوره بقره]] را بررسی کردهاند و معتقدند، این آیه بر نوعی از ریاست پدر نسبت به فرزندان دلالت دارد (ص۳۹-۴۲). در ادامه نیز به سه روایت معتبر استناد شده که بر ریاست شوهر دلالت دارند (ص۴۲-۴۴).
| |
| | |
| در پایان فصل اول، نگارندگان به بررسی جایگاه حقوقی ریاست مرد بر خانواده پرداختهاند و پیشینه پژوهشهای صورتگرفته در این زمینه را مرور کردهاند (ص۴۵-۵۵).
| |
| | |
| == ادله عدم حجیت فتوای زن فقیه ==
| |
| مهدی سجادی امین در کتاب «زنان، افتاء و مرجعیت» در فصل سوم دلایلی را که میتوان بر بیاعتباری فتوای زن مفتی اقامه کرد، بررسی کرده است. وی پس از بررسی این ادله، به همه آنها اشکال کرده است.
| |
| | |
| === آیات قرآن ===
| |
| نویسنده چهار آیهای را که در حجیتنداشتن فتوای زنان به آنها استناد شده بررسی کرده، استناد به آنها را ناتمام میداند.
| |
| | |
| # [[آیه ۳۴ سوره نساء]]، «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ؛ نویسنده از مباحث مربوط به این آیه چنین نتیجه گرفته است که رجوع مقلد به مفتی زن، از باب رجوع به متخصص است، نه از باب ولایت بر مقلدان؛ ازاینرو افتای زن با قوامیت مرد منافات ندارد (ص۴۴-۵۳).
| |
| | |
| === وظایف زوجین نسبت به یکدیگر پس از ازدواج ===
| |
| کلثوم موسوی و فروزان رضائی در کتاب «راهکارهای مدیریت کاهش طلاق از منظر فقه و حقوق»، به اساسیترین رفتارها و وظایف مردان و زنان نسبت به یکدیگر از منظر فقه میپردازند که معتقدند به کاهش طلاق میانجامد. از جمله این وظایف میتوان به لزوم حسن معاشرت ([[آیه ۱۹ سوره نساء]])، لزوم تأمین نیازهای جنسی زن (ممنوعیت عدم نزدیکی با زن بیش از چهار ماه و اثبات حق فسخ در مواردی مانند اختهبودن شوهر)، لزوم رعایت حقوق جنسی شوهر (جز در موارد عذر شرعی) اشاره کرد (ص۵۳-۶۳). ایشان در ادامه در صدد تبیین توصیههای اخلاقی برآمدهاند، اما به جای توصیههای اخلاقی، بیشتر وظایف فقهی او را بیان کردهاند، از جمله:
| |
| | |
| * پذیرش قیمومت مرد: با استناد به [[آیه ۳۴ سوره نساء]]، ریاست مرد بر خانواده اصل پذیرفته شده است و تصمیمگیری نهایی در امور اجرایی با اوست.
| |
| | |
| == ادله عدم جواز تقلید از زنان ==
| |
| فقهای قائل به عدم جواز تقلید از زنان که دیدگاه مشهور را تشکیل میدهند، برای اثبات مدعای خود به ادلهای از قرآن، روایات، [[اجماع]] و [[مذاق شارع]] استناد کردهاند.
| |
| | |
| === آیه ۳۴ سوره نساء ===
| |
| اولین آیه مورد استدلال این گروه، [[آیه ۳۴ سوره نساء]] معروف به آیه قوامیت است.<ref>اردکانی، الاجتهاد و التقليد، ص۷۴،</ref> بر اساس تفسیر ارائه شده از واژه «قوامون» در این آیه، «قیام، ولایت و سیاست» بر زنان مختص مردان است، که این برتری به دلائلی مانند کمال عقل، قوت بیشتر و پرداخت نفقه و [[مهریه]] به زن، از جانب خداوند برای مردان قرار داده شده است. بنابراین، از آنجا که مرجعیت را نوعی ولایت و قیادت فکری بر جامعه میدانند، این جایگاه به دلیل وجود علل مذکور، که در مردان یافت میشود و در زنان مفقود است، منحصر به مردان خواهد بود.<ref>حسینی تهرانی، ولاية الفقيه في حكومة الإسلام، ج۳، ص۱۴۵-۱۴۶.</ref>
| |
| | |
| در نقد این استدلال گفته شده که منظور از «قیام» در آیه، صرفاً تأدیب و سامان دادن به امور زندگی است، نه ریاست عامه مردان.<ref>اردکانی، الاجتهاد و التقليد، ص۷۴.</ref> همچنین گفته شده که با توجه به سیاق آیه و ذکر «انفاق»، قوامیت مذکور ناظر به ریاست مرد در چارچوب خانواده و در رابطهِ زوجیت است و نمیتوان آن را به سایر عرصههای اجتماعی، ازجمله مرجعیت تعمیم داد که یک ولایت فکری است. طبق این نظر مرجعیت، صرفاً بیان حکم الهی است و التزام مقلد به فتوا، ناشی از تعبد در برابر خداوند است، نه سیطره شخص مرجع.<ref>ساسانی و میراحمدی، «تحلیل و ارزیابی ادله فقهای امامیه درباره مرجعیت زنان با تأکید بر دیدگاههای آیتالله خامنهای»، ص۹۹-۱۰۰.</ref>
| |
| | |
| == عدم جواز قضاوت زنان ==
| |
| مشهور فقهای امامیه که قائل به عدم جواز قضاوت زنان هستند، به ادلهای از قرآن، سنت، اجماع و دلیل عقلی تمسک کردهاند.
| |
| | |
| === آیات قرآن ===
| |
| | |
| * آیه ۳۴ سوره نساء (آیه قوامیت)
| |
| | |
| تعدادی از مفسران و فقها معتقدند [[آیه ۳۴ سوره نساء]] دلالت بر [[قیمومیت مردان بر زنان|قیمومیت]] و ولایت عمومی مردان بر زنان دارد که شامل مناصبی چون حکومت و قضاوت نیز میشود. صاحب مجمعالبیان به صورت مطلق این قیمومیت را بهمعنای تسلط مردان بر زنان در تدبیر، تأدیب و تعلیم میداند که ناشی از برتری مردان در علم، عقل و رأی و همچنین تکلیف انفاق است.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۶۹-۷۰.</ref> به اعتقاد [[علامه طباطبایی]] قیم به معنای سرپرست است و مطابق این آیه قیام به امور زنان بر عهده مردان است. علت این قوامیت این است که مردان در اموری نظیر قدرت تعقل و توان تحمل سختیها نسبت به زنان برتری دارند، درحالیکه حیات زنان، حیاتی احساسی و مبتنی بر رقت قلب و لطافت است. به باور علامه، این علت، سرپرستی مردان را از محیط خانواده به سایر عرصههای حیات اجتماعی نیز تعمیم میدهد؛ در نتیجه نوع مردان نهتنها در محیط خانه و در زندگی زناشویی قیم و سرپرست زنان هستند؛ بلکه در عرصههای اجتماعی کلان نیز این سرپرستی نمایان است و به همین جهت در امر حکمرانی و قضاوت نیز مردان مقدم بر زنان هستند.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۳.</ref>
| |
| | |
| === نقد استدلال به آیه «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ» ===
| |
| در مورد آیه ۳۴ سوره نساء گفته شده که سیاق آیه و احکام ذکر شده پس از عبارت «الرجال قوامون»، مانند [[نشوز]] و انفاق، به وضوح نشان میدهد که موضوع آیه، روابط خانوادگی و سرپرستی مرد در نهاد خانواده است و به برتری و حاکمیت مرد بر زن در روابط اجتماعی تعمیم نمییابد.<ref>موسوی اردبیلی، فقه القضاء، ج۱، ص۹۱.</ref> به اعتقاد [[مرتضی مطهری]] علت سرپرستی مرد بر زن، برتری مرد بر زن نیست وگرنه آیه میفرمود: «فضل الله الرجال علی النساء» بلکه از تعبیر موجود در آیه شریفه این نکته برداشت میشود که برتری میان زن و مرد طرفینی است و بهموجب برتریهایی که در مجموع مرد بر زن دارد، سرپرستی در خصوص محیط خانواده به او سپرده شده است.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۹، ص۴۴۷.</ref> مطهری تاکید میکند با توجه به دو علتی که در آیه ذکر شده؛ یعنی برتری بعضی بر بعض دیگر و انفاق مالی که مردان در محیط خانه عهدهدار میشوند (بما انفقوا من اموالهم)، درنتیجه آیه اختصاص به مسائل خانوادگی دارد و به غیر آن تعمیم پیدا نمیکند و نمیتوان از آن عدم سرپرستی زن در مسائل سیاسی و اجتماعی و مسئله قضاوت را استفاده کرد و معتقد شد که در مطلق شئون زندگی، زنان حق سرپرستی بر مردان و قیام به امر آنها را ندارند.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۱۵، ص۸۳۲.</ref>
| |
| | |
| == زن در دایره حقوق ==
| |
| احمد القبانچی در کتاب «المرأة، المفاهیم و الحقوق» با رویکردی جدید به بررسی احکام فقهی مرتبط با زنان مانند [[قوامیت مردان بر زنان|حق قوامیت]]، [[خروج زن از خانه|خروج از خانه]]، [[حجاب زنان|حجاب]]، [[تصدی مناصب سیاسی]]، [[دیه زن|دیه]] و [[ارث زن|ارث]]، [[حضانت]]، طلاق و ازدواج میپردازد.
| |
| | |
| === حق قوامیت ===
| |
| به گفته نگارنده، آیه الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ مبنای اصلی فقهای سنتی بر برتری ذاتی مرد و حق ریاست او بر خانواده است (ص۶۳-۶۴)؛ البته نویسنده معتقد است «قوام» بهمعنای «سرپرست» نیست، بلکه بهمعنای «حافظ و متکفل امور» است (ص۶۶-۶۹). به باو او، این قوامیت در قرآن با قیودی مانند «قسط» و «معروف» همراه شده و به دو علت «بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ» و «بِمَا أَنفَقُوا» به مرد داده شده است؛ بنابراین اگر زن در هزینههای زندگی مشارکت کند، یکی از ارکان این حق از بین میرود (ص۶۹-۷۲). نوسنده همچنین معتقد است که این آیه به احتمال زیاد در مقام «اخبار» از یک واقعیت اجتماعی در آن زمان است، نه «انشاء» یک حکم شرعی ابدی (ص۷۶-۷۷).
| |
| | |
| === تلاش برای موجهسازی تمایزات ===
| |
| این رویکرد ضمن پذیرش کامل فتاوای مشهور، یک گام فراتر رفته و تلاشی کلامی و فلسفی را برای توجیه عقلانی تمایزات و اقناع افکار عمومی به کار میگیرد و خود را ملزم میداند که برای احکام فقهی، یک پشتوانه عقلانی و حکمی ارائه دهند. این رویکرد که در آثار افرادی چون [[سید محمدحسین طباطبایی|علامه طباطبایی]]، [[مرتضی مطهری|مطهری]]، [[محمدتقی مصباح یزدی|مصباح یزدی]] و [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی]] تبلور یافته است. در این رویکرد فقها ضمن پذیرش و پایبندی به احکام مشهور فقهی، تلاش میکنند با استفاده از مبانی عقلانی و کلامی، حکمت و مبنای این تمایزات حقوقی را تبیین کرده و به شبهات و انتقادات مطرح شده در دنیای مدرن پاسخ دهند.
| |
| | |
| بهعنوان مثال مرتضی مطهری با تحلیل [[قوامیت مردان]] در قرآن ([[آیه ۲۴ سوره نساء|نساء: ۳۴]])، علت سرپرستی مرد را برتری مطلق او نمیداند، بلکه آن را به مجموع مزایای نسبی مرد در ساختار خانواده مرتبط میسازد. به اعتقاد وی، تعبیر «بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ» نشان میدهد که هر یک از زن و مرد مزایای خاص خود را دارند و برتری طرفینی است.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۹، ص۴۴۷.</ref>
| |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| خط ۱۶۹: |
خط ۸۵: |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| | | {{منابع}} |
| * وطنی، منصوره، حقوق و تکالیف زوجین و مقایسه تطبیقی با متون مذهبی در قرآن و کلام اهلبیت، قم، مؤلف و نشر زائر، ۱۳۸۸ش. | | * ابنعاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، موسسه التاریخ، بیروت، ۱۴۲۰ق. |
| * مهریزی، مهدی، حدیثپژوهی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۹۰ش.
| | * احمدینژاد، علیاکبر و نیما احمدینژاد، ریاست شوهر بر خانواده در پرتو فقه و حقوق اسلامی، کرمان، نشر بوتیا، ۱۳۹۹ش. |
| * اردكانى، مرتضى بن محمد، الاجتهاد و التقليد، قم: مؤلف، ۱۴۰۲. | | * اردكانى، مرتضى بن محمد، الاجتهاد و التقليد، قم: مؤلف، ۱۴۰۲. |
| | * امام خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، قم، دار العلم، ۱۳۷۹ش. |
| | * بلاغی، عبدالحجه، حجة التفاسیر، قم، حکمت، ۱۳۸۶ش. |
| | * ثمنی، لیلا با نظارت مهدی مهریزی، زنان و حق باروری در فقه اسلامی و حقوق ایران، تهران، نشر دانشگاه الزهراء، ۱۴۰۰ش. |
| | * جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجا، ۱۳۷۲ش. |
| | * حسینی تهرانی، سید محمدحسین، [https://maktabevahy.org/Document/Book/Details/59/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%D9%87?page=2 «رساله بدیعه»]، وبگاه مکتب وحی، تاریخ بازدید ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ش.. |
| | * حسينى تهرانى، سيد محمد حسين ، ولاية الفقيه في حكومة الإسلام، بیروت: دار الحجة البيضاء، ۱۴۱۸. |
| | * دانش، اسماعیل و رخسانه دانش، [https://ptt.qom.ac.ir/article_3374_90ea864b3a1cb1168fac6a540b6a3dab.pdf «آیۀ ۳۴ سورۀ نساء: تفسیر تطبیقی فضل الرحمن و خامنهای»]، فصلنامه پژوهشهای تفسیر تطبیقی، شماره ۲۱، ۱۴۰۴ش. |
| | * رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش. |
| | * روحانی مشهدی، محمدحسن، معاشرت به معروف در روابط زوجین با تاکید بر فقه امامیه و حقوق ایران، پایاننامه کارشناسی ارشد در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۴۰۰ش. |
| * ساسانی، فرشته؛ میراحمدی، عبدالله، «تحلیل و ارزیابی ادله فقهای امامیه درباره مرجعیت زنان با تأکید بر دیدگاههای آیت الله خامنهای (مدظلهالعالی)»، پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده، شماره ۱۹، ۱۳۹۹. | | * ساسانی، فرشته؛ میراحمدی، عبدالله، «تحلیل و ارزیابی ادله فقهای امامیه درباره مرجعیت زنان با تأکید بر دیدگاههای آیت الله خامنهای (مدظلهالعالی)»، پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده، شماره ۱۹، ۱۳۹۹. |
| * طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش. | | * سجادی امین، مهدی، زنان، افتاء و مرجعیت، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۹۸ش. |
| * طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق. | | * سلطانی، محمدمهدی و حسین هاشمنژاد و سید علیرضا صدرحسینی، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2274486 «بررسی آیه 34 سوره نساء در تحلیل ساختار عوامل طلاق با رویکرد آینده پژوهی»]، فصلنامه معرفت و بصیرت اسلامی، شماره ۶، ۱۴۰۳ش. |
| | * شعبانپور، محمد و زهرا بشارتی و محمدمهدی ولدخانی، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1493179 «تبیین مولفه های قرآنی قوامیت مردان با تاکید بر کاربست «سنجه های مصلحت» در فقه شیعه»]، دوفصلنامه فقه و حقوق خانواده، شماره ۷۰، ۱۳۹۸ش. |
| | * شعبانی، علیاکبر، حق تأدیب زوج بر زوج، تهران، نشر دهکده هوسم، ۱۳۹۵ش. |
| | * شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۳ق. |
| | * صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۶ق. |
| | * صادقی تهرانی، محمد، «گفتگو با آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی»، در مجله پژوهشهای قرآنی، شمارههای ۲۵-۲۶، ۱۳۸۰ش. |
| | * الطالبی، محمد، امة الوسط، بیجا، ۱۹۹۶م. |
| | * طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق. |
| | * طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۸ق. |
| | * عمادالدین، امینه، واکاوی فقهی اذن زوج، قم، جامعة الزهرا(س)، ۱۳۹۶ش. |
| | * فروتن تنها، مصطفی، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1981053/ «روند تاریخی فهم مفسران از آیۀ 34 سورۀ نساء»]، دوفصلنامه پژوهشنامه نقد آراء تفسیری، شماره ۲، ۱۳۹۹ش. |
| | * فضلالله، سید محمدحسین، من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک، ۱۴۳۹ق. |
| | * فیاض، محمدصادق، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، قم، مرکز نشر المصطفی، ۱۳۹۷ش. |
| | * فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، قم، موسسه الهادی، ۱۴۱۶ق. |
| | * القبانچی، احمد، المرأة، المفاهيم والحقوق: قراءة جديدة لقضايا المرأة في الخطاب الدينی، نجف، منشورات سیدی، ۲۰۰۴م. |
| | * قرباننیا، ناصر، تأمل در فقه؛ تحول در حقوق، تهران، نشر میزان، ۱۳۹۲ش. |
| | * قرشی بنابی، علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بعثت، ۱۳۷۵. |
| | * قرضاوی، یوسف، فتاوی معاصرة، مترجم احمد نعمتی، تهران، نشر احسان، ۱۳۸۰-۱۳۸۹ش. |
| | * مسعودی، مریم، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2394497 «نقد نظریه سها درباره سیطره مردان بر زنان بر اساس آیه 34 سوره نساء از دیدگاه مفسرین فریقین»]، ماهنامه پژوهش و مطالعات علوم اسلامی، شماره ۷۷، ۱۴۰۴ش. |
| | * مصطفویفرد، حامد و حمید ایماندار، «رویکرد اندیشوران شیعه به مفهوم قوامیت مرد در آیه ۳۴ سوره نساء»، در مجله آموزههای قرآنی، شماره ۲۶، ۱۳۹۶ش. |
| | * مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۵ (فلسفه تاریخ)، تهران، صدارا، ۱۳۸۲ش. |
| * مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲۹ (زن و مسائل قضایی و سیاسی)، تهران، صدارا، ۱۳۷۸ش. | | * مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲۹ (زن و مسائل قضایی و سیاسی)، تهران، صدارا، ۱۳۷۸ش. |
| * مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۵ (فلسفه تاریخ)، تهران، صدارا، ۱۳۸۲ش. | | * معرفت، محمدهادی، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، قم، موسسه التمهید، ۱۳۸۸ش. |
| * حسينى تهرانى، سيد محمد حسين ، ولاية الفقيه في حكومة الإسلام، بیروت: دار الحجة البيضاء، ۱۴۱۸. | | * مغنیه، محمدجواد، الکاشف فی تفسیر القرآن، قم، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۲۴ق. |
| | * مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش. |
| | * منتظری، حسینعلی، دراسات فی الولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، قم، نشر تفکر، ۱۴۰۹ق. |
| | * مهریزی، مهدی، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1363850/ «تطور دیدگاهها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»]، در مجله تحقیقات علوم قرآن، شماره۱، ۱۳۸۴ش. |
| | * مهریزی، مهدی، حدیثپژوهی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۹۰ش. |
| | * مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات علمی وفرهنگی، ۱۳۷۹ش. |
| | * موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم، فقه القضاء، قم، جامعة المفید، ۱۴۲۳ق. |
| | * موسوی گلپایگانی، سید محمدرضا، کتاب القضاء، قم، خیام، ۱۴۱۳ق. |
| | * موسوی، کلثوم و فروزان رضائی، راهکارهای مدیریت کاهش طلاق از منظر فقه و حقوق، تهران، نشر قانونیار، ۱۴۰۱ش. |
| | * نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق. |
| | * نجمیپور، احمد و ناید مشائی و سید محمود طباطبایی، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1766666 «بررسی تنبیه بدنی زوجه در قرآن و روایات با رویکرد معناشناختی به واژه «ضرب»]، دوفصلنامه علوم قرآن و حدیث، شماره ۱۰۴، ۱۳۹۹ش. |
| * نریمانی زمانی، سید مهدی، کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۹۴ش. | | * نریمانی زمانی، سید مهدی، کاوشی نو در مسئله حضور اجتماعی زنان، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۹۴ش. |
| | * نکونام، جعفر و فرنگیس صفیخانی و محمدجواد نجفی، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1462664 «سیر تاریخی آراء مفسران پیرامون مفهوم قوّامون»]، دوفصلنامه پژوهشهای تفسیر تطبیقی، شماره ۸، ۱۳۹۷ش. |
| | * هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش. |
| * هاشمی شاهرودی، حسین، شرط جنسیت در منصبهای ولایی و غیرولایی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۴۰۰ش. | | * هاشمی شاهرودی، حسین، شرط جنسیت در منصبهای ولایی و غیرولایی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۴۰۰ش. |
| * قرباننیا، ناصر، تأمل در فقه؛ تحول در حقوق، تهران، نشر میزان، ۱۳۹۲ش. | | * وطنی، منصوره، حقوق و تکالیف زوجین و مقایسه تطبیقی با متون مذهبی در قرآن و کلام اهلبیت، قم، مؤلف و نشر زائر، ۱۳۸۸ش. |
| * مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات علمی وفرهنگی، ۱۳۷۹ش.
| | {{پایان}} |
| * قرضاوی، یوسف، فتاوی معاصرة، مترجم احمد نعمتی، تهران، نشر احسان، ۱۳۸۰-۱۳۸۹ش.
| | [[رده:پیشنویس آیات]] |
| * ثمنی، لیلا با نظارت مهدی مهریزی، زنان و حق باروری در فقه اسلامی و حقوق ایران، تهران، نشر دانشگاه الزهراء، ۱۴۰۰ش.
| |
| * ابنعاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، موسسه التاریخ، بیروت، ۱۴۲۰ق.
| |
| * فیاض، محمدصادق، بررسی فقهی وکالت زن در دعاوی و مجلس، قم، مرکز نشر المصطفی، ۱۳۹۷ش.
| |
| * القبانچی، احمد، المرأة، المفاهيم والحقوق: قراءة جديدة لقضايا المرأة في الخطاب الدينی، نجف، منشورات سیدی، ۲۰۰۴م.
| |
| * عمادالدین، امینه، واکاوی فقهی اذن زوج، قم، جامعة الزهرا(س)، ۱۳۹۶ش.
| |
| * موسوی، کلثوم و فروزان رضائی، راهکارهای مدیریت کاهش طلاق از منظر فقه و حقوق، تهران، نشر قانونیار، ۱۴۰۱ش.
| |
| * احمدینژاد، علیاکبر و نیما احمدینژاد، ریاست شوهر بر خانواده در پرتو فقه و حقوق اسلامی، کرمان، نشر بوتیا، ۱۳۹۹ش.
| |
| * شعبانی، علیاکبر، حق تأدیب زوج بر زوج، تهران، نشر دهکده هوسم، ۱۳۹۵ش.
| |
| *سجادی امین، مهدی، زنان، افتاء و مرجعیت، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۹۸ش.
| |
| [[رده:پیشنویس مقالهها]] | |