شهادت زنان در دادگاه: تفاوت میان نسخه‌ها

Mkhaghanif (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «{{نویسنده |نویسنده = مهدی شجریان |نویسنده۲ = |نویسنده۳ = |گردآوری = |ویراستار۱ = |ویراستار۲ = |ویراستار۳ = }} {{کتاب‌های دیگر | رده نویسنده = | منابع مطالعاتی = شهادت زنان در دادگاه (منابع مطالعاتی) | رده کتاب‌های موضوع = }} *'''چکیده''' '''شهادت زنان''' در...» ایجاد کرد
 
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۴: خط ۱۴:
}}
}}
*'''چکیده'''
*'''چکیده'''
'''شهادت زنان''' در دادگاه‌ها و مسائل کیفری و حقوقی و مسئله اعتبار و ارزش اثباتی آن یکی از مباحث چالشی در فقه معاصر است. دیدگاه مشهور فقهی با استناد به ادله‌ای از جمله ظاهر آیه ۲۸۲ سوره بقره و برخی روایات دال بر نقصان عقل، اصل را بر عدم پذیرش یا نصف بودن ارزش شهادت زنان نسبت به مردان قرار داده است. در دیدگاه مشهور، با تکیه بر ظاهر نصوص دینی، جنسیت به عنوان یک «موضوعیت» در اعتبار شهادت لحاظ شده و مفروضاتی همچون غلبه نسیان یا نقصان عقل، مبنای تفاوت‌گذاری قرار گرفته است. حتی مدافعان معاصر این دیدگاه نیز تلاش کرده‌اند با تغییر ادبیات از «نقصان» به «تفاوت ساختاری و عاطفی» و یا سیاست «تسهیل تکلیف»، معقولیت این حکم را تبیین کنند.
'''شهادت زنان''' در دادگاه‌ها و مسائل کیفری و حقوقی و مسئله اعتبار و ارزش اثباتی آن یکی از مباحث چالشی در [[فقه معاصر]] است. دیدگاه مشهور فقهی با استناد به ادله‌ای ازجمله ظاهر [[آیه ۲۸۲ سوره بقره]] و برخی روایات دال بر نقصان عقل، اصل را بر عدم پذیرش یا نصف بودن ارزش شهادت زنان نسبت به مردان قرار داده است. در دیدگاه مشهور، با تکیه بر ظاهر نصوص دینی، جنسیت به عنوان یک «موضوعیت» در اعتبار شهادت لحاظ شده و مفروضاتی همچون غلبه نسیان یا نقصان عقل، مبنای تفاوت‌گذاری قرار گرفته است. حتی مدافعان معاصر این دیدگاه نیز تلاش کرده‌اند با تغییر ادبیات از «نقصان» به «تفاوت ساختاری و عاطفی» و یا سیاست «تسهیل تکلیف»، معقولیت این حکم را تبیین کنند.


در مقابل، رویکردهای انتقادی معاصر برای بازفهمی نصوص تلاش کرده‌اند. این گروه با طرح نظریاتی همچون «طریقیت» داشتن تعدد شهود، تاریخی بودن حکم (قضیه خارجیه) و تفکیک میان مقام تحمل و ادای شهادت، انحصار اعتبار شهادت در مردان را به چالش کشیده‌اند. نکته قابل توجه در این رویکرد، تغییر تمرکز از «جنسیت شاهد» به «وثاقت و اطمینان‌آوری شهادت» است. استناد به بنای عقلا، روایات تاریخی مغفول مانند شهادت ام ایمن و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فقه مقاصدی، از جمله تلاش‌های فقهی معاصر در این مسئله هستند.
در مقابل، رویکردهای انتقادی معاصر برای بازفهمی نصوص تلاش کرده‌اند. این گروه با طرح نظریاتی همچون «طریقیت» داشتن تعدد شهود، تاریخی بودن حکم (قضیه خارجیه) و تفکیک میان مقام تحمل و ادای شهادت، انحصار اعتبار شهادت در مردان را به چالش کشیده‌اند. نکته قابل توجه در این رویکرد، تغییر تمرکز از «جنسیت شاهد» به «وثاقت و اطمینان‌آوری شهادت» است. استناد به [[بنای عقلا]]، روایات تاریخی مغفول مانند شهادت ام ایمن و بهره‌گیری از ظرفیت‌های [[فقه مقاصدی]]، ازجمله تلاش‌های فقهی معاصر در این مسئله هستند.
== طرح مسئله ==
== طرح مسئله ==
مسئله «شهادت» به عنوان یکی از مهم‌ترین ادله اثبات دعوی در نظام‌های حقوقی و قضایی، نقشی بنیادین در احقاق حق و برقراری عدالت ایفا می‌کند. در نظام حقوقی اسلام، شهادت دارای جایگاه ویژه‌ای است و شرایط و ضوابط دقیقی برای شاهد و نحوه ادای شهادت تعیین شده است. یکی از مباحث چالشی در دوره معاصر در این حوزه، مسئله «جنسیت شاهد» و تفاوت ارزش اثباتی شهادت زنان با مردان است.  
مسئله «شهادت» به عنوان یکی از مهم‌ترین ادله اثبات دعوی در نظام‌های حقوقی و قضایی، نقشی بنیادین در احقاق حق و برقراری عدالت ایفا می‌کند. در نظام حقوقی اسلام، شهادت دارای جایگاه ویژه‌ای است و شرایط و ضوابط دقیقی برای شاهد و نحوه ادای شهادت تعیین شده است. یکی از مباحث چالشی در دوره معاصر در این حوزه، مسئله «جنسیت شاهد» و تفاوت ارزش اثباتی شهادت زنان با مردان است.  
در متون فقهی و قوانین موضوعه مبتنی بر فقه مشهور، اصل بر «عدم تساوی» شهادت زن و مرد است. این رویکرد، در مواردی شهادت زنان را نپذیرفته و در مواردی دیگر، ارزش آن را نصف شهادت مردان دانسته است. با این حال، در دوره معاصر و با تغییرات گسترده در ساختارهای اجتماعی و نقش زنان، بازخوانی‌های جدیدی از متون دینی و فقهی صورت گرفته است و برخی با تکیه بر مبانی درون‌دینی، تلاش کرده‌اند تا قرائتی متفاوت از جایگاه شهادت زنان ارائه دهند.
در متون فقهی و قوانین موضوعه مبتنی بر فقه مشهور، اصل بر «عدم تساوی» شهادت زن و مرد است. این رویکرد، در مواردی شهادت زنان را نپذیرفته و در مواردی دیگر، ارزش آن را نصف شهادت مردان دانسته است. با این حال، در دوره معاصر و با تغییرات گسترده در ساختارهای اجتماعی و نقش زنان، بازخوانی‌های جدیدی از متون دینی و فقهی صورت گرفته است و برخی با تکیه بر مبانی درون‌دینی، تلاش کرده‌اند تا قرائتی متفاوت از جایگاه شهادت زنان ارائه دهند.


=== محدودیت پذیرش گواهی زنان در فقه ===
=== محدودیت پذیرش گواهی زنان در فقه ===
در غیر دعاوی مالی نظریه مشهور فقیهان شیعه عدم پذیرش شهادت زنان است بلکه در باب طلاق و هلال ادعای اجماع شده است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ج‌۲۵، ص۳۰۸.</ref> بر اساس دیدگاه [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]، در حقوق غیرمالیِ انسان، مانند اثبات اسلام، بلوغ، وکالت، وصیت، طلاق و رجوع، عفو از قصاص و ...، شهادت زنان چه به تنهایی و چه به همراه مردان پذیرفته نمی‌شود. وی این ضابطه کلی را موجه شمرده و تنها در شمول آن نسبت به برخی مصادیق تأمل دارد.<ref>خمینی، تحرير الوسيلة، ج‌۲، ص۴۴۷.</ref> فقیهان در دعاوی غیرمالی مانند طلاق و رویت هلال،<ref>شیخ صدوق، المقنع، ص۴۰۳؛ طوسی، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، ص۳۳۲.</ref> حدود،<ref>شیخ مفید، المقنعة، ص۷۲۷.</ref> نکاح<ref>حلی، الجامع للشرائع، ص۵۴۲.</ref> و رضاع<ref>ابن ادریس حلی، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ج‌۲، ص۱۳۷.</ref> نیز شهادت زنان را غیر نافذ شمرده‌اند.
در غیر دعاوی مالی نظریه مشهور فقیهان شیعه عدم پذیرش شهادت زنان است بلکه در باب طلاق و [[رؤیت هلال]] ادعای اجماع شده است.<ref>روحانی، فقه الصادق، ج‌۲۵، ص۳۰۸.</ref> بر اساس دیدگاه [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]]، در حقوق غیرمالیِ انسان، مانند اثبات اسلام، [[بلوغ]]، [[وکالت در دادگاه|وکالت]]، وصیت، طلاق و رجوع، عفو از قصاص و ...، شهادت زنان چه به تنهایی و چه به همراه مردان پذیرفته نمی‌شود. وی این ضابطه کلی را موجه شمرده و تنها در شمول آن نسبت به برخی مصادیق تأمل دارد.<ref>خمینی، تحرير الوسيلة، ج‌۲، ص۴۴۷.</ref> فقیهان در دعاوی غیرمالی مانند طلاق و رویت هلال،<ref>شیخ صدوق، المقنع، ص۴۰۳؛ طوسی، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، ص۳۳۲.</ref> حدود،<ref>شیخ مفید، المقنعة، ص۷۲۷.</ref> نکاح<ref>حلی، الجامع للشرائع، ص۵۴۲.</ref> و [[رضاع]]<ref>ابن ادریس حلی، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ج‌۲، ص۱۳۷.</ref> نیز شهادت زنان را غیر نافذ شمرده‌اند.


مستند اصلی دیدگاه محدودکننده شهادت زنان، [[آیه ۲۸۲ سوره بقره]] و نیز روایاتی با مضمون نقصان عقل و دین زنان است. برخی نویسندگان معاصر نیز با تکیه بر ویژگی‌های شخصیتی زنان نکاتی بیان کرده‌اند که صرف‌نظر از بیان حکمت این تفاوت، به نوعی ادله فقهی اقامه شده در بحث، مخصوصاً آیه ۲۸۲ بقره را نیز تقویت می‌کنند و از این نظر واجد اهمیت فقهی هستند.
مستند اصلی دیدگاه محدودکننده شهادت زنان، [[آیه ۲۸۲ سوره بقره]] و نیز روایاتی با مضمون نقصان عقل و دین زنان است. برخی نویسندگان معاصر نیز با تکیه بر ویژگی‌های شخصیتی زنان، نکاتی بیان کرده‌اند که صرف‌نظر از بیان حکمت این تفاوت، به نوعی ادله فقهی اقامه شده در بحث، مخصوصاً آیه ۲۸۲ سوره بقره را نیز تقویت می‌کنند و از این نظر واجد اهمیت فقهی هستند.


== موارد پذیرش گواهی زنان ==
== موارد پذیرش گواهی زنان ==
خط ۴۷: خط ۴۸:


=== ویژگی‌های شخصیتی زنان ===
=== ویژگی‌های شخصیتی زنان ===
[[مرتضی مطهری|مطهری]] معتقد است که تفاوت حکم شهادت زنان و لزوم جایگزینی دو زن به جای یک مرد، نه به خاطر نقصان در عقل یا ایمان، بلکه ریشه در طبیعت احساسی و عاطفی آنان دارد. از نظر او، در مقام قضاوت و شهادت، احتمال دارد رقت قلب و تأثرات عاطفی زن در مواجهه با صحنه‌هایی مانند التماس یا گریه متهم، بر حقیقت‌گویی او غلبه کند؛ بنابراین، وی عبارت قرآنی «ان تضلّ» را فراتر از فراموشی صرف، به معنای انحراف ناشی از احساسات تفسیر می‌کند و فلسفه حضور زن دوم را کنترل این عواطف و یادآوری حقیقت به زن اول برای جلوگیری از تأثیرپذیری احساسی می‌داند.<ref>مطهری، زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص۱۸-۱۹.</ref>
[[مرتضی مطهری]] از متفکران شیعی معتقد است که تفاوت حکم شهادت زنان و لزوم جایگزینی دو زن به جای یک مرد، نه به خاطر نقصان در عقل یا ایمان، بلکه ریشه در طبیعت احساسی و عاطفی آنان دارد. از نظر او، در مقام قضاوت و شهادت، احتمال دارد رقت قلب و تأثرات عاطفی زن در مواجهه با صحنه‌هایی مانند التماس یا گریه متهم، بر حقیقت‌گویی او غلبه کند؛ بنابراین، وی عبارت قرآنی «ان تضلّ» را فراتر از فراموشی صرف، به معنای انحراف ناشی از احساسات تفسیر می‌کند و فلسفه حضور زن دوم را کنترل این عواطف و یادآوری حقیقت به زن اول برای جلوگیری از تأثیرپذیری احساسی می‌داند.<ref>مطهری، زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص۱۸-۱۹.</ref>


[[محمدتقی مصباح یزدی|مصباح یزدی]] حکمت این تفاوت را با تکیه بر خصوصیات طبیعی زنان در عین لزوم جلوگیری از تضییع حقوق دیگران تبیین می‌کند. وی بر این باور است که فلسفه تفاوت در شهادت زنان ناشی از لزوم دقت در حفظ حقوق افراد و ویژگی‌های طبیعی دو جنس است؛ چرا که شاهد باید هم در ثبت دقیق وقایع هوشیار باشد و هم در مقام بیان تحت تأثیر احساسات قرار نگیرد و چون مردان در ضبط وقایع و غلبه بر عواطف قوی‌ترند، شهادتشان اصالت دارد، اما از آنجا که رد کامل شهادت زنان موجب تضییع حقوق می‌شد، شارع آن را با شرط ضمیمه‌شدن زن دیگر برای احتیاط پذیرفته است.<ref>مصباح یزدی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۵، ص۲۹۶-۲۹۸.</ref>
[[محمدتقی مصباح یزدی]] نیز حکمت این تفاوت را با تکیه بر خصوصیات طبیعی زنان در عین لزوم جلوگیری از تضییع حقوق دیگران تبیین می‌کند. وی بر این باور است که فلسفه تفاوت در شهادت زنان ناشی از لزوم دقت در حفظ حقوق افراد و ویژگی‌های طبیعی دو جنس است؛ چرا که شاهد باید هم در ثبت دقیق وقایع هوشیار باشد و هم در مقام بیان تحت تأثیر احساسات قرار نگیرد و چون مردان در ضبط وقایع و غلبه بر عواطف قوی‌ترند، شهادتشان اصالت دارد، اما از آنجا که رد کامل شهادت زنان موجب تضییع حقوق می‌شد، شارع آن را با شرط ضمیمه‌شدن زن دیگر برای احتیاط پذیرفته است.<ref>مصباح یزدی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۵، ص۲۹۶-۲۹۸.</ref>


به اعتقاد [[تفسیر المنار]]، علت حکم قرآنی در باب شهادت زنان این است که اصولاً شأن زنان در غالب موارد اشتغال به امور مالی و تجاری نیست و به همین دلیل حافظه آنان در این مسائل ضعیف است؛ حال آنکه در امور مربوط به تدبیر منزل که شغل اصلی آنان محسوب می‌شود، حافظه قوی‌تری نسبت به مردان دارند. طبیعت بشری این‌گونه است که حافظه انسان اعم از زن و مرد در اموری تقویت می‌شود که مورد اهتمام و اشتغال مداوم اوست.<ref>رشید رضا، تفسیر المنار، ج۳، ص۱۰۴.</ref>
به اعتقاد رشید رضا در [[تفسیر المنار]]، علت حکم قرآنی در باب شهادت زنان این است که اصولاً شأن زنان در غالب موارد اشتغال به امور مالی و تجاری نیست و به همین دلیل حافظه آنان در این مسائل ضعیف است؛ حال آنکه در امور مربوط به تدبیر منزل که شغل اصلی آنان محسوب می‌شود، حافظه قوی‌تری نسبت به مردان دارند. طبیعت بشری این‌گونه است که حافظه انسان اعم از زن و مرد در اموری تقویت می‌شود که مورد اهتمام و اشتغال مداوم اوست.<ref>رشید رضا، تفسیر المنار، ج۳، ص۱۰۴.</ref>


=== سیاست درأ الحدود و برداشتن تکلیف از زنان ===
=== سیاست درأ الحدود و برداشتن تکلیف از زنان ===
خط ۶۰: خط ۶۱:


=== خارجیه محسوب کردن آیه ===
=== خارجیه محسوب کردن آیه ===
بر اساس دیدگاه [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی]]، دلیل قرآنی برای لزوم شهادت دو زن به جای یک مرد - یعنی اینکه اگر یکی فراموش کرد دیگری به او یادآوری کند – می‌تواند ناظر به شرایط اجتماعی آن دوران باشد که زنان در صحنه‌های اقتصادی و اجتماعی حضور نداشتند. بنابراین، این پرسش مطرح می‌شود که آیا امروزه که زنان در امور اجتماعی و اقتصادی فعال و حتی متخصص هستند، این حکم همچنان به همان شکل پابرجاست. وی علم اصول را به دلیل نداشتن مبحثی مدون برای تفکیک میان قضایای خارجیه و حقیقیه ناقص می‌داند و معتقد است که این نقص مانع از استنباط دقیق احکام متناسب با زمان می‌شود.<ref>جوادی آملی، مباحث فقه، فضا و شهادات، جلسه ۲۲۸.
بر اساس دیدگاه [[عبدالله جوادی آملی]] از مراجع شیعه، دلیل قرآنی برای لزوم شهادت دو زن به جای یک مرد - یعنی اینکه اگر یکی فراموش کرد دیگری به او یادآوری کند – می‌تواند ناظر به شرایط اجتماعی آن دوران باشد که زنان در صحنه‌های اقتصادی و اجتماعی حضور نداشتند. بنابراین، این پرسش مطرح می‌شود که آیا امروزه که زنان در امور اجتماعی و اقتصادی فعال و حتی متخصص هستند، این حکم همچنان به همان شکل پابرجاست. وی علم اصول را به دلیل نداشتن مبحثی مدون برای تفکیک میان قضایای خارجیه و حقیقیه ناقص می‌داند و معتقد است که این نقص مانع از استنباط دقیق احکام متناسب با زمان می‌شود.<ref>جوادی آملی، مباحث فقه، فضا و شهادات، جلسه ۲۲۸.


</ref>
</ref>


محسن کدیور سخن جوادی آملی را با صراحت می‌پذیرد. به اعتقاد [[محسن کدیور|کدیور]] نصوص وارده در این بحث مختص به دوران‌های گذشته هستند. به نظر او حکم مندرج در آیه ۲۸۲ سوره بقره حکمی «معلّل» و ناظر به وضعیت اجتماعی خاص زنان در عصر نزول و عدم دخالت آنان در امور مالی بوده است و با تغییر شرایط در دوران معاصر و حضور زنان تحصیل‌کرده، علت حکم (احتمال فراموشی) و به تبع آن خودِ حکم منتفی می‌شود.<ref>کدیور، [https://kadivar.com/10720/ «تساوی شهادت زن و مرد».]</ref>
[[محسن کدیور]] از پژوهشگران دینی، سخن جوادی آملی را با صراحت می‌پذیرد. به اعتقاد کدیور نصوص وارده در این بحث مختص به دوران‌های گذشته هستند. به نظر او حکم مندرج در آیه ۲۸۲ سوره بقره حکمی «معلّل» و ناظر به وضعیت اجتماعی خاص زنان در عصر نزول و عدم دخالت آنان در امور مالی بوده است و با تغییر شرایط در دوران معاصر و حضور زنان تحصیل‌کرده، علت حکم (احتمال فراموشی) و به تبع آن خودِ حکم منتفی می‌شود.<ref>کدیور، [https://kadivar.com/10720/ «تساوی شهادت زن و مرد».]</ref>


=== طریقیت آیه ===
=== طریقیت آیه ===
[[مهدی مهریزی|مهریزی]] با تحلیل آیه ۲۸۲ سوره بقره استدلال می‌کند که دستور به تعدد زنان در قرآن، جنبه برای جلوگیری از فراموشی است و «طریقیت» دارد و نه «موضوعیت»؛ لذا اگر وثاقت و حافظه زن محرز باشد، شهادت او به تنهایی معتبر است.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/2166560/ مهریزی، «اصل خروج زن از منزل برای تأمین مایحتاج، ممنوع نبوده».]</ref>
[[مهدی مهریزی]] از پژوهشگران حوزوی، با تحلیل آیه ۲۸۲ سوره بقره استدلال می‌کند که دستور به تعدد زنان برای شهادت در قرآن، برای جلوگیری از فراموشی است و «طریقیت» دارد و نه «موضوعیت»؛ لذا اگر وثاقت و حافظه زن محرز باشد، شهادت او به تنهایی معتبر است.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/2166560/ مهریزی، «اصل خروج زن از منزل برای تأمین مایحتاج، ممنوع نبوده».]</ref>


=== ناظر بودن به تحمل شهادت و نه ادای شهادت ===
=== ناظر بودن به تحمل شهادت و نه ادای شهادت ===
برخی پژوهش‌گران مثل مهدی مهریزی آیه ۲۸۲ سوره بقره را فقط ناظر به مرحله تحمل شهادت دانسته‌اند، نه لزوماً مرحله «ادای شهادت» در دادگاه.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/2166560/ مهریزی، «اصل خروج زن از منزل برای تأمین مایحتاج، ممنوع نبوده».]</ref> بنا بر توضیح [[یوسف صانعی|صانعی]] درباره همین دیدگاه آیه ۲۸۲ سوره بقره در مقام بیان «تحمل شهادت» (شاهدگرفتن) و «استشهاد» برای اموری شخصی مانند بدهی است تا اطمینان حاصل شود و نزاعی رخ ندهد، نه در مقام بیان «حجیت» و اعتبار شهادت در دادگاه و قضاوت. طبق این اشکال، دستور آیه یک حکم ارشادی و عقلایی برای محکم‌کاری در معاملات است و نمی‌توان از آن برای اثبات عدم تساوی شهادت زن و مرد در دادگاه و حکم قضایی استفاده کرد، زیرا فضای آیه فضای ترسیم نحوه تنظیم سند بین دو طرف است نه فضای صدور حکم توسط قاضی.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۵۴-۵۵.</ref> ولی صانعی خود به این اشکال پاسخ می‌دهد که اولاً آیه فی‌الجمله بر تفاوت جایگاه زن و مرد در مقام پذیرش شهادت نیز دلالت دارد؛ زیرا اگر شهادتشان در دادگاه برابر بود، در مقام شاهدگرفتن نیز باید برابر می‌بود. ثانیاً میان «دستور به تحمل شهادت» و «حجیت آن» ملازمه وجود دارد؛ یعنی شارع کسی را مأمور به تحمل شهادت می‌کند که شهادتش را معتبر می‌داند.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۵۶.</ref>
برخی پژوهش‌گران مثل مهدی مهریزی آیه ۲۸۲ سوره بقره را فقط ناظر به مرحله تحمل شهادت دانسته‌اند، نه لزوماً مرحله «ادای شهادت» در دادگاه.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/2166560/ مهریزی، «اصل خروج زن از منزل برای تأمین مایحتاج، ممنوع نبوده».]</ref> بنا بر توضیح [[یوسف صانعی]] از مراجع شیعه درباره همین دیدگاه، آیه ۲۸۲ سوره بقره در مقام بیان «تحمل شهادت» (شاهدگرفتن) و «استشهاد» برای اموری شخصی مانند بدهی است تا اطمینان حاصل شود و نزاعی رخ ندهد، نه در مقام بیان «حجیت» و اعتبار شهادت در دادگاه و قضاوت. طبق این اشکال، دستور آیه یک حکم ارشادی و عقلایی برای محکم‌کاری در معاملات است و نمی‌توان از آن برای اثبات عدم تساوی شهادت زن و مرد در دادگاه و حکم قضایی استفاده کرد، زیرا فضای آیه، فضای ترسیم نحوه تنظیم سند بین دو طرف است نه فضای صدور حکم توسط قاضی.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۵۴-۵۵.</ref> ولی صانعی خود به این اشکال پاسخ می‌دهد که اولاً آیه فی‌الجمله بر تفاوت جایگاه زن و مرد در مقام پذیرش شهادت نیز دلالت دارد؛ زیرا اگر شهادتشان در دادگاه برابر بود، در مقام شاهدگرفتن نیز باید برابر می‌بود. ثانیاً میان «دستور به تحمل شهادت» و «حجیت آن» ملازمه وجود دارد؛ یعنی شارع کسی را مأمور به تحمل شهادت می‌کند که شهادتش را معتبر می‌داند.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۵۶.</ref>


== استدلالهای معاصر برای اثبات برابری شهادت زن و مرد ==
== استدلالهای معاصر برای اثبات برابری شهادت زن و مرد ==
خط ۷۶: خط ۷۷:


=== تردید در نقصان عقول زنان ===
=== تردید در نقصان عقول زنان ===
یکی از نقدهای معاصر، هدف قرار دادن پیش‌فرض «نقصان ذاتی عقل زنان» است، که گاه در منابع فقهی نیز مطرح شده است. به اعتقاد [[حسین مهرپور|مهرپور]] امروزه پذیرش نقصان ذاتی عقل و شعور زنان و محرومیت آنان از قضاوت و شهادت بر این مبنا، بدون دلایل علمی و تجربی متقن قابل قبول نیست و استدلال به نصف بودن ارزش شهادت آنان برای اثبات نقصان عقل، مصادره به مطلوب است.<ref>مهرپور، «بررسی ارزش شهادت زن در قوانین موضوعه ایران و مبانی فقهی آن»، ص۱۷.</ref>
یکی از نقدهای معاصر، هدف قرار دادن پیش‌فرض «نقصان ذاتی عقل زنان» است، که گاه در منابع فقهی نیز مطرح شده است. به اعتقاد [[حسین مهرپور]] از حقوقدانان شیعی، امروزه پذیرش نقصان ذاتی عقل و شعور زنان و محرومیت آنان از قضاوت و شهادت بر این مبنا، بدون دلایل علمی و تجربی متقن قابل قبول نیست و استدلال به نصف بودن ارزش شهادت آنان برای اثبات نقصان عقل، مصادره به مطلوب است.<ref>مهرپور، «بررسی ارزش شهادت زن در قوانین موضوعه ایران و مبانی فقهی آن»، ص۱۷.</ref>


صانعی نیز روایاتی را که زنان را ناقص‌العقل یا ناقص‌الایمان معرفی می‌کنند، مورد انتقاد قرار داده است.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۷۸-۷۹.</ref> وی در مورد استدلال «نقصان دین به دلیل ترک نماز در ایام حیض» تاکید می‌کند که ترک نماز در این ایام، عین اطاعت از دستور خداوند است و اطاعت نمی‌تواند موجب نقص دین شود.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام،  ص۷۳.</ref> وی به صورت کلی معتقد است بسیاری از روایات تحقیرکننده زنان ساخته جاعلان حدیث بوده است که برای تخریب شخصیت امام علی(ع) به ایشان نسبت داده شده است.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۶۱-۶۴.</ref>
صانعی نیز روایاتی را که زنان را ناقص‌العقل یا ناقص‌الایمان معرفی می‌کنند، مورد انتقاد قرار داده است.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۷۸-۷۹.</ref> وی در مورد استدلال «نقصان دین به دلیل ترک نماز در ایام حیض» تاکید می‌کند که ترک نماز در این ایام، عین اطاعت از دستور خداوند است و اطاعت نمی‌تواند موجب نقص دین شود.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام،  ص۷۳.</ref> وی به صورت کلی معتقد است بسیاری از روایات تحقیرکننده زنان ساخته جاعلان حدیث بوده است که برای تخریب شخصیت امام علی(ع) به ایشان نسبت داده شده است.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۶۱-۶۴.</ref>


=== بنای عقلا بر اعتبار شهادت زنان ===
=== بنای عقلا بر اعتبار شهادت زنان ===
صانعی معتقد است که مبنای حجیت شهادت در قضاوت، «بنای عقلا» بر پذیرش «خبر ثقه» است و در این بنا تفاوتی بین زن بودن و مرد بودن شاهد نیست. بر همین اساس واژه «ثقه» در لغت و متون دینی شامل زن و مرد به طور یکسان می‌شود. این بنای عقلایی بر چند ارتکاز و دلیل استوار است: اول اینکه پذیرش شهادت امری فطری برای حل و فصل دعاوی است؛ دوم، این امر به کاهش جرم در جامعه کمک می‌کند، زیرا اگر ادله اثبات دعوی محدود به مردان شود، جرایم فزونی یافته و امنیت جانی، مالی و ناموسی مردم به خطر می‌افتد و سوم، پذیرش شهادت، لازمه حیات معقول اجتماعی و نوعی تکریم شخصیت انسان است که بر اعتماد متقابل بنا شده و مورد تأکید ادیان الهی و جوامع بشری قرار دارد.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۴۲-۴۳.</ref> کدیور نیز معتقد است طبق بنای عقلا، شهادت هر فرد عادل و واجد شرایط، چه زن و چه مرد، دارای ارزش برابر است.<ref>کدیور، [https://kadivar.com/10720/ «تساوی شهادت زن و مرد».]</ref>
صانعی معتقد است که مبنای حجیت شهادت در قضاوت، «[[بنای عقلا]]» بر پذیرش «خبر ثقه» است و در این بنا تفاوتی بین زن بودن و مرد بودن شاهد نیست. بر همین اساس واژه «ثقه» در لغت و متون دینی شامل زن و مرد به طور یکسان می‌شود. این بنای عقلایی بر چند ارتکاز و دلیل استوار است: اول اینکه پذیرش شهادت امری فطری برای حل و فصل دعاوی است؛ دوم، این امر به کاهش جرم در جامعه کمک می‌کند، زیرا اگر ادله اثبات دعوی محدود به مردان شود، جرایم فزونی یافته و امنیت جانی، مالی و ناموسی مردم به خطر می‌افتد و سوم، پذیرش شهادت، لازمه حیات معقول اجتماعی و نوعی [[کرامت انسان|تکریم شخصیت انسان]] است که بر اعتماد متقابل بنا شده و مورد تأکید ادیان الهی و جوامع بشری قرار دارد.<ref>صانعی، شهادت زن در اسلام، ص۴۲-۴۳.</ref> کدیور نیز معتقد است طبق بنای عقلا، شهادت هر فرد عادل و واجد شرایط، چه زن و چه مرد، دارای ارزش برابر است.<ref>کدیور، [https://kadivar.com/10720/ «تساوی شهادت زن و مرد».]</ref>


=== استدلال به روایات مغفول ===
=== استدلال به روایات مغفول ===