پرش به محتوا

فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۱ سوره نساء: تفاوت میان نسخه‌ها

از دانشنامه فقه معاصر
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶: خط ۱۶:


=== برابری قصاص ===
=== برابری قصاص ===
یوسف صانعی علاوه بر برابری دیه معتقد است که قرآن کریم بر [[برابری قصاص]] در تمامی اصناف انسانی، بدون هیچ‌گونه مزیت جنسیتی یا دینی تأکید دارد. به اعتقاد او آیاتی نظیر [[آیه ۱۷۸ سوره بقره|۱۷۸]] (الحْرُّ بِالحْرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنثىَ‏ بِالْأُنثى‏)، [[آیه ۱۷۹ سوره بقره|۱۷۹ سوره بقره]] (لَكُمْ فىِ الْقِصَاصِ حَيَوةٌ) و [[آیه ۴۵ سوره مائده]] (النَّفْسَ بِالنَّفْس) به عنوان آیات خاص و صریح در این زمینه مطرح می‌شوند و افزون بر این، آیات عامی مانند آیه نخست سوره نساء نیز وجود دارند که بر خلقت انسان از یک نفس واحده دلالت دارند و هرگونه تبعیض بر اساس جنسیت، نژاد، رنگ و ملیت را رد می‌کنند. به اعتقاد صانعی روایات متعددی که مردم را مانند دندانه‌های شانه برابر می‌دانند نیز مؤید این دیدگاه هستند.<ref>صانعی، برابری قصاص، ص۱۵-۲۲.</ref>
=== عدم قیمومت مردان بر زنان ===
به باور [[محمدمهدی شمس‌الدین]]، طبق آیات قرآن کریم، ازجمله [[آیه ۱ سوره نساء|آیه اول سوره نساء]] و [[آیه ۱۹۵ سوره آل‌عمران]]، هویت انسانی زن و مرد در قرآن کریم یکسان است و زن یا مرد بودن به‌معنای برتری یا فروتری نیست.<ref>قاسمی، نقد و بررسی فقه مقاصدی از نظرگاه اهل سنت، ص۱۲۹.</ref> او برای اثبات این نظر خود در توجیه فراز «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساء» در [[آیه ۳۴ سوره نساء]] بر آن است که فراز مذکور را باید در کنار قید «وَبِما أنفَقوا مِن أموالِهِم» تبیین کرد. بر این اساس علاوه بر آنکه [[قیمومت مرد بر زن]] فقط در رابطه زناشویی موضوعیت پیدا می‌کند، مرد باید پرداخت هزینه زندگی زن را نیز به عهده گیرد، در غیر این صورت قوامیت مرد بر همسرش منتقی خواهد بود.<ref>وطنی، حقوق و تکالیف زوجین و...، ص۵۴-۵۵.</ref>


=== کرامت انسان ===
=== کرامت انسان ===
عمید زنجانی در کتاب مبانی حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به اینکه برابری انسان‌ها یکی از ارکان نظام اجتماعی اسلام است، با استناد به آیات و روایاتی از جمله آیه نخست سوره نساء، معتقد است انسان‌ها دارای کرامت هستند و این کرامت مبنای تعامل فرد و جامعه خواهد بود و منشأ بسیاری از حقوق برای انسان‌ها است.<ref>عمید زنجانی، مبانی حقوق اساسی، ص۴۱۴-۴۲۰.</ref>
[[عباسعلی عمید زنجانی]] در [[مبانی حقوق اساسی (کتاب)|کتاب مبانی حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران]]، با اشاره به اینکه برابری انسان‌ها یکی از ارکان نظام اجتماعی اسلام است، با استناد به آیات و روایاتی ازجمله آیه نخست سوره نساء، این برابری را از عوامل کرامت انسان‌ها می‌داند که مبنای تعامل فرد و جامعه خواهد بود و منشأ بسیاری از حقوق برای انسان‌ها است.<ref>عمید زنجانی، مبانی حقوق اساسی، ص۴۱۴-۴۲۰.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۳۱: خط ۳۵:
* مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
* مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
* صانعی، یوسف، برابری دیه: زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان، قم، نشر میثم تمار، ۱۳۸۴ش.
* صانعی، یوسف، برابری دیه: زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان، قم، نشر میثم تمار، ۱۳۸۴ش.
* صانعی، یوسف، برابری قصاص: زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان، قم، نشر میثم تمار، ۱۳۸۳ش.
* عمید زنجانی، عباسعلی، مبانی حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، نشر مجد، ۱۳۸۷ش.
* عمید زنجانی، عباسعلی، مبانی حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، نشر مجد، ۱۳۸۷ش.


[[رده:پیش‌نویس آیات]]
[[رده:پیش‌نویس آیات]]

نسخهٔ ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۲۶

برابری انسان‌ها در خلقت

آیه ۱ سوره نساء همه انسان‌ها را با یادآوری سابقه تاریخی بشر، به پارسایی و رعایت خویشاوندی دعوت می‌کند.[۱] به گفته مفسران در این آیه نه فقط مؤمنان، بلکه همه مردم به پروا داشتن از پروردگار خویش دعوت شده‌اند؛ مردمی که در حقیقت بشریت با هم برابرند و در این حقیقت بین زن و مرد تفاوتی وجود ندارد؛ زیرا پدر و مادر همه انسان‌ها آدم و حوا هستند که از نسل آن‌ها کل بشر نشأت گرفته شده است.[۲] اشاره خدا به عدم تبعیض بین انسان‌ها و نادیده گرفتن امتیازات نژادی، زبانی و ...، را ریشه سالم‌سازی جامعه و ادای حقوق یکدیگر، تقسیم عادلانه ارث، حمایت از یتیمان و رعایت حقوق خانوادگی و مانند اینها دانسته‌اند که البته بدون رعایت تقوا به جایی نمی‌رسد.[۳]

همچنین گفته شده که اهمیت تقوا در ساختن جامعه سالم باعث شده تا خداوند دو بار دعوت به تقوا کند و مردم را از سوگندهای بیهوده به خداوند و از قطع ارتباط با خویشان پرهیز می‌دهد. اشاره به حفظ ارتباط با خویشان بعد از نام خدا را دلیل اهمیت حفظ روابط اجتماعی و ادامه همان مطلبی دانسته‌اند که در ابتدای آیه بر آن تأکید کرده مبنی بر اینکه همه انسان‌ها در حقیقت خویشان هم هستند.[۴] تأکید بر حفظ روابط اجتماعی را عامل عدم سلطه‌طلبی و ظلم بر دیگران دانسته‌اند که در صورت عدم توجه به این دستور الهی به عذاب گرفتار خواهند شد.[۵]

متن و ترجمه

«يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسࣲ وَٰحِدَةࣲ وَخَلَقَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَبَثَّ مِنۡهُمَا رِجَالࣰا كَثِيرࣰا وَنِسَآءࣰۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِي تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلۡأَرۡحَامَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيۡكُمۡ رَقِيبࣰا»

«اى مردم! از مخالفت پروردگارتان بپرهيزيد همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد؛ و همسر او را نيز از جنس او خلق كرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانى در روى زمين منتشر ساخت. و از خدايى بپرهيزيد كه هرگاه چيزى از يكديگر مى‌خواهيد، نام او را مى‌بريد و نيز از قطع رابطه با خويشاوندان پرهيز كنيد زيرا خداوند، مراقب شماست.»

کاربرد در مباحث فقهی

آیه نخست سوره نساء در چند مسئله فقهی کاربرد پیدا کرده است.

برابری دیه

یوسف صانعی از مراجع تقلید شیعه، در کتاب برابری دیه، با بررسی آیات و روایات درباره دیه به این نتیجه می‌رسد که دیه زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان برابر است و روایاتی که بر خلاف این است را رد می‌کند. او علاوه بر آیات و روایات خاص درباره دیه، به آیات و روایات عامی مانند آیه نخست سوره نساء اشاره می‌کند که بر برابری انسان‌ها در شخصیت، استعداد و ویژگی‌های انسانی اشاره دارند و آنها را تأییدی بر آیات و روایات ناظر بر برابری دیه می‌داند.[۶]

برابری قصاص

یوسف صانعی علاوه بر برابری دیه معتقد است که قرآن کریم بر برابری قصاص در تمامی اصناف انسانی، بدون هیچ‌گونه مزیت جنسیتی یا دینی تأکید دارد. به اعتقاد او آیاتی نظیر ۱۷۸ (الحْرُّ بِالحْرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنثىَ‏ بِالْأُنثى‏)، ۱۷۹ سوره بقره (لَكُمْ فىِ الْقِصَاصِ حَيَوةٌ) و آیه ۴۵ سوره مائده (النَّفْسَ بِالنَّفْس) به عنوان آیات خاص و صریح در این زمینه مطرح می‌شوند و افزون بر این، آیات عامی مانند آیه نخست سوره نساء نیز وجود دارند که بر خلقت انسان از یک نفس واحده دلالت دارند و هرگونه تبعیض بر اساس جنسیت، نژاد، رنگ و ملیت را رد می‌کنند. به اعتقاد صانعی روایات متعددی که مردم را مانند دندانه‌های شانه برابر می‌دانند نیز مؤید این دیدگاه هستند.[۷]

عدم قیمومت مردان بر زنان

به باور محمدمهدی شمس‌الدین، طبق آیات قرآن کریم، ازجمله آیه اول سوره نساء و آیه ۱۹۵ سوره آل‌عمران، هویت انسانی زن و مرد در قرآن کریم یکسان است و زن یا مرد بودن به‌معنای برتری یا فروتری نیست.[۸] او برای اثبات این نظر خود در توجیه فراز «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساء» در آیه ۳۴ سوره نساء بر آن است که فراز مذکور را باید در کنار قید «وَبِما أنفَقوا مِن أموالِهِم» تبیین کرد. بر این اساس علاوه بر آنکه قیمومت مرد بر زن فقط در رابطه زناشویی موضوعیت پیدا می‌کند، مرد باید پرداخت هزینه زندگی زن را نیز به عهده گیرد، در غیر این صورت قوامیت مرد بر همسرش منتقی خواهد بود.[۹]

کرامت انسان

عباسعلی عمید زنجانی در کتاب مبانی حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به اینکه برابری انسان‌ها یکی از ارکان نظام اجتماعی اسلام است، با استناد به آیات و روایاتی ازجمله آیه نخست سوره نساء، این برابری را از عوامل کرامت انسان‌ها می‌داند که مبنای تعامل فرد و جامعه خواهد بود و منشأ بسیاری از حقوق برای انسان‌ها است.[۱۰]

پانویس

  1. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج۴، ص۲۵.
  2. طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۵؛ طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۱۳۴-۱۳۶.
  3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۴۴-۲۴۵.
  4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۴۵-۲۴۸؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج۴، ص۲۶.
  5. مغنیه، الکاشف، ج۲، ص۲۴۲-۲۴۵.
  6. صانعی، برابری دیه، ص۱۹-۳۲.
  7. صانعی، برابری قصاص، ص۱۵-۲۲.
  8. قاسمی، نقد و بررسی فقه مقاصدی از نظرگاه اهل سنت، ص۱۲۹.
  9. وطنی، حقوق و تکالیف زوجین و...، ص۵۴-۵۵.
  10. عمید زنجانی، مبانی حقوق اساسی، ص۴۱۴-۴۲۰.

منابع

  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۸ق.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
  • صانعی، یوسف، برابری دیه: زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان، قم، نشر میثم تمار، ۱۳۸۴ش.
  • صانعی، یوسف، برابری قصاص: زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان، قم، نشر میثم تمار، ۱۳۸۳ش.
  • عمید زنجانی، عباسعلی، مبانی حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، نشر مجد، ۱۳۸۷ش.