فقه معاصر:پیشنویس دوم آیه ۱۱۹ سوره نساء: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
* '''چکیده''' | * '''چکیده''' | ||
'''آیه ۱۱۹ سوره نساء''' از آیاتی است که در حوزه [[فقه پزشکی]] و [[فقه خانواده]] کاربرد دارد. برخی فقیهان با تکیه بر فقره «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» هرگونه تغییر تکوینی یا جسمی در مخلوقات الهی را حرام شمرده، این آیه را در تعیین حدود مشروعیت یا حرمت برخی رفتارها و اعمال بهکار بردهاند. اگرچه طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین قلمرو مصداقی آیه یکسان عمل نکردهاند، ولی در مجموع معتقدند، تغییرات نوپدید و تازهپدید در دوران معاصر که مصداق دستبردن در خلقت خداوند است، حرام شمرده میشود، تغییراتی مانند [[شبیهسازی انسان]]، [[تغییر جنسیت]]، [[جراحی زیبایی]]، [[ترمیم بکارت]]، [[مهندسی ژنتیک]] و [[پیوند اعضا]]. | |||
در مقابل، بیشتر مفسران و فقیهان شیعه، و نیز برخی عالمان سنیمذهب، این آیه را مربوط به تغییر معنوی و تغییر دین خدا تفسیر کرده، معتقدند حکم یادشده در این آیه را نمیتوان به هر گونه تغییر نوپدید یا مسائل جدید امروزی تعمیم داد. به نظر آنان، این آیه تنها ناظر به موارد خاصی است که با وسوسههای شیطانی و انحراف فطرت یا دین ارتباط دارد. برخی فقیهان نیز معتقدند، این آیه تنها تغییراتی را حرام کرده که مصداق تبعیت از شیطان باشند، اما تغییرات همسو با هدف خلقت، مشمول این تحریم نیستند. | |||
== جایگاه آیه در فقه اسلامی == | == جایگاه آیه در فقه اسلامی == | ||
در آیه ۱۱۹ سوره نساء شیطان اعلام میکند که درصدد گمراهساختن انسانها برخواهد آمد، آرزوهای دنیوی را در دل آنان میگذارد و آنان را به بریدن گوش حیوانات و تغییر خلق خدا فرمان میدهد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۳.</ref> در پایان آیه نیز خداوند به پیروان شیطان هشدار میدهد که هر کس به جای خدا، شیطان را برگزیند و او را دوست خود قرار دهد، به سختی زیان خواهد کرد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۴.</ref> | در آیه ۱۱۹ سوره نساء شیطان اعلام میکند که درصدد گمراهساختن انسانها برخواهد آمد، آرزوهای دنیوی را در دل آنان میگذارد و آنان را به بریدن گوش حیوانات و تغییر خلق خدا فرمان میدهد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۳.</ref> در پایان آیه نیز خداوند به پیروان شیطان هشدار میدهد که هر کس به جای خدا، شیطان را برگزیند و او را دوست خود قرار دهد، به سختی زیان خواهد کرد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۴.</ref> | ||
=== متن و ترجمه آیه === | === متن و ترجمه آیه === | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۶: | ||
=== تکنگاریها === | === تکنگاریها === | ||
علاوه بر کتابهای تفسیری، برخی فقیهان و پژوهشگران این آیه را در مباحث فقهی خود به صورت مستقل بحث کردهاند. محمدعلی قاسمی در کتاب آیات فقه پزشکی از صفحه ۱۵۷ تا ۱۷۳، محمدمهدی کریمینیا در کتاب تغییر جنسیت از منظر فقه و | علاوه بر کتابهای تفسیری، برخی فقیهان و پژوهشگران این آیه را در مباحث فقهی خود به صورت مستقل بحث کردهاند. محمدعلی قاسمی در [[آیات فقه پزشکی (کتاب)|کتاب آیات فقه پزشکی]] از صفحه ۱۵۷ تا ۱۷۳، محمدمهدی کریمینیا در [[تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق (کتاب)|کتاب تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق]] از صفحه ۲۱۸ تا ۲۳۲، [[ابوالقاسم علیدوست]] و حسینی کمالآبادی در مقاله «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته» از ص۱۵ تا ۳۴، و زَرواتی رابح، از استادان فقه و اصول الجزائر، نیز در کتابی با عنوان تغییر خلق الله به بررسی این آیه پرداختهاند. | ||
== منظور از تغییر خلقت الهی == | == منظور از تغییر خلقت الهی == | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۴: | ||
=== حرمت تغییر جسمی در مخلوقات === | === حرمت تغییر جسمی در مخلوقات === | ||
بر اساس دیدگاه برخی مفسران و فقیهان، آیه بر حرمت هرگونه تغییر تکوینی یا جسمی در مخلوقات الهی دلالت دارد. این تفسیر با استقبال بیشتری از سوی اهلسنت مواجه شده و فقیهان و عالمان شیعه اندکی این تفسیر را پذیرفتهاند. با این حال، طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین قلمرو مصداقی آیه یکسان عمل نکردهاند. برخی آن را شامل همه مخلوقات میشمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص میدهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسانها میشمارد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۶۰؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج۲، ص۱۹۴؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج۵،، ص۲۷۷؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج۴، ص۷۲.</ref> محمدرضا نجفی طبسی با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیلی بر جواز آن اقامه شود.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص۱۴.</ref> | بر اساس دیدگاه برخی مفسران و فقیهان، آیه بر حرمت هرگونه تغییر تکوینی یا جسمی در مخلوقات الهی دلالت دارد. این تفسیر با استقبال بیشتری از سوی اهلسنت مواجه شده و فقیهان و عالمان شیعه اندکی این تفسیر را پذیرفتهاند. با این حال، طرفداران این دیدگاه تفسیری، در تعیین قلمرو مصداقی آیه یکسان عمل نکردهاند. برخی آن را شامل همه مخلوقات میشمارند؛ برخی آن را به حیوانات اختصاص میدهند؛ گروهی نیز قلمرو آیه را مربوط به انسانها میشمارد.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۶۰؛ برای نمونه نگاه کنید به: مدرسی، من هدی القرآن، ج۲، ص۱۹۴؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ج۵،، ص۲۷۷؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ج۴، ص۷۲.</ref> [[محمدرضا نجفی طبسی]] با استناد به این آیه معتقد است هر تغییری در خلقت خدا حرام است، مگر آنکه دلیلی بر جواز آن اقامه شود.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص۱۴.</ref> به نظر [[جعفر سبحانی]] با توجه به فقره «فلیبتکن آذان الانعام» این آیه تنها مربوط به تغییر در حیوانات و انسان است و شامل جمادات و گیاهان نمیشود.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص۴۰۸.</ref> | ||
=== حرمت تغییرات همسو با اطاعت شیطان === | === حرمت تغییرات همسو با اطاعت شیطان === | ||
به باور [[ابوالقاسم علیدوست]] | به باور [[ابوالقاسم علیدوست]] آیه مورد نظر تنها تغییراتی را تحریم کرده که مصداق تبعیت از شیطان باشند، اما تغییرات همسو با هدف خلقت موجودات، مشمول این تحریم نیستند و بر اساس آیاتی مانند [[آیه ۱۳ سوره جاثیه]] که همه موجودات آسمان و زمین را مسخر انسان دانسته است، چنین تغییراتی حلال و گاه ضروریاند.<ref>علیدوست و حسینی کمالآبادی، «مبانی فقهی مهندسی ژنتیک و محصولات تراریخته»، ص۲۵-۲۷.</ref> [[جعفر سبحانی]] نیز معتقد است، تغییر حرام، تغییری است که به صورت شیطانی انجام گیرد.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص۴۰۸.</ref> وی حلالبودن حیواناتی که با جاریشدن نام خدا ذبح میشوند و حرامبودن حیواناتی که با جاریشدن نام بتها ذبح شدهاند را با توجه به این نکته توضیح داده است.<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص۴۰۹.</ref> | ||
[[محمدطاهر بن عاشور]]، مفسر اهلسنت، نیز معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که نوعی طاعت شیطان بهشمار آید، مانند تغییراتی که نشانه برخی نحلههای شیطانی هستند.<ref>ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۲۵۸-۲۵۹.</ref> | [[محمدطاهر بن عاشور]]، مفسر اهلسنت، نیز معتقد است این آیه تنها بر حرمت تغییراتی دلالت دارد که نوعی طاعت شیطان بهشمار آید، مانند تغییراتی که نشانه برخی نحلههای شیطانی هستند.<ref>ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۲۵۸-۲۵۹.</ref> | ||
=== حرمت تغییر دین خدا === | === حرمت تغییر دین خدا === | ||
بر اساس نظر بیشتر مفسران و فقیهان شیعه، و نیز برخی عالمان سنیمذهب، این آیه مربوط به تغییر معنوی و تغییر دین خدا است.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۶۵؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج۴، ص۲۸۵؛ طوسی، التبیان، ج۳،ص۳۳۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۳؛ طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۸۵؛ فضلالله، فقه الحیاة، ص۲۲۸-۲۲۹.</ref> فیض کاشانی علاوه بر حرمت تغییرات جسمی، آیه را ناظر به حرمت تغییرات معنوی در مخلوقات خدا میداند و معتقد است تغییر در امور معنوی نیز از مصادیق «تغییر خلق الله» به شمار میآید.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۵۰۱.</ref> [[محمد آصف محسنی]] | بر اساس نظر بیشتر مفسران و فقیهان شیعه، و نیز برخی عالمان سنیمذهب، این آیه مربوط به تغییر معنوی و تغییر دین خدا است.<ref>قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۶۵؛ همچنین نگاه کنید به: طبری، تفسیر الطبری، ج۴، ص۲۸۵؛ طوسی، التبیان، ج۳،ص۳۳۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۳؛ طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۸۵؛ فضلالله، فقه الحیاة، ص۲۲۸-۲۲۹.</ref> فیض کاشانی علاوه بر حرمت تغییرات جسمی، آیه را ناظر به حرمت تغییرات معنوی در مخلوقات خدا میداند و معتقد است تغییر در امور معنوی نیز از مصادیق «تغییر خلق الله» به شمار میآید.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۵۰۱.</ref> [[محمد آصف محسنی]] معتقد است، در صورتی که این تفسیر پذیرفته نشود، باید این آیه را از متشابهات دانست؛ چرا که انسانها در بیشتر افعال خود در حال تغییر خلق الله هستند و حال اینکه قطعا نمیتوان همه آن تغییرها را حرام دانست.<ref>محسنی، الفقه و مسائل طبیة، ج۱، ص۲۱۳؛ و ج۲، ص۱۷.</ref> | ||
== کارکردهای آیه در مباحث فقهی == | == کارکردهای آیه در مباحث فقهی == | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۷: | ||
=== شبیهسازی و همزادسازی انسان === | === شبیهسازی و همزادسازی انسان === | ||
شبیهسازی و همزادسازی انسان از مباحثی است که برخی فقیهان برای اثبات حرمت آن به آیه ۱۱۹ سوره نساء استناد کردهاند. اکثریت علمای اهلسنت، برای حرمت شبیهسازی انسان به آیه ۱۱۹ سوره نساء | [[شبیهسازی انسان|شبیهسازی]] و [[همزادسازی انسان]] از مباحثی است که برخی فقیهان برای اثبات حرمت آن به آیه ۱۱۹ سوره نساء استناد کردهاند. اکثریت علمای اهلسنت، برای حرمت شبیهسازی انسان به آیه ۱۱۹ سوره نساء استدلال کردهاند.<ref>اسلامی، شبیهسازی انسانی از دیدگاه آیین کاتولیک و اسلام، ص۲۱۱-۲۳۳.</ref> فقیهان شیعه در حکم شبیهسازی انسان اتفاق نظر ندارند و دیدگاه آنان از جواز تا حرمت مطلق در نوسان است.<ref>محقق داماد، «شبیهسازی انسان از منظر فقه و اخلاق»، ص۱۵.</ref> جعفر سبحانی شبیهسازی انسان را با استناد به این آیه حرام دانسته است.<ref>سبحانی، استفتائات، ج۲، ص۲۵۶.</ref> همچنین به نظر [[محمدمهدی شمسالدین]]، شبیهسازی انسانی بهحکم اولی حرام است و شبیهسازی انسانی به تغییر نامناسب جسمانی میانجامد که در آیه مذکور «تغییر خلق» خوانده شده است.<ref>شمسالدین، الاستنساخ الجنین، ص۵۸، به نقل از: قاسمی، دانشنامه فقه پزشکی، ج۲، ص۵۵۷-۵۵۸.</ref> [[محمد مؤمن]] اگرچه در درستی این استدلال اشکال کرده، دلالت آیه را بر حرمت شبیهسازی نمیپذیرد، اما به باور او، در صورت درستی این استدلال، میتوان آن را در مسئله همزادسازی انسان نیز جاری کرد و به تحریم آن فتوا داد.<ref>مؤمن، «شبیهسازی»، ص۵۱-۵۲.</ref> | ||
=== تغییر جنسیت === | === تغییر جنسیت === | ||
آیه ۱۱۹ سوره نساء در بحث تغییر جنسیت برای غیرخنثی نیز مورد استناد قرار گرفته است. برخی فقیهان شیعه مانند جعفر | آیه ۱۱۹ سوره نساء در بحث [[تغییر جنسیت]] برای غیرخنثی نیز مورد استناد قرار گرفته است. برخی فقیهان شیعه مانند [[جعفر سبحانی]]،<ref>سبحانی، احکام صلاة القضاء، ص۴۰۸.</ref> [[جواد تبریزی]]<ref>تبریزی، صراط النجاة، ج۱، ص۳۳۰.</ref> و [[یدالله دوزدوزانی]]<ref>دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه، ص۳۷-۴۱.</ref> با استناد به آیه ۱۱۹ نساء تغییر جنسیت را حرام دانستهاند. در مقابل گروه دیگری از فقیهان شیعه، مانند [[محمدحسین فضلالله]] و محسن ملکی، با تکیه بر تفسیر خود از آیه، معتقدند این آیه بر تغییر جنسیت انسانها دلالت ندارد.<ref>فضلالله، فقه الحیاة، ص۲۲۸-۲۲۹؛ ملکی، تغییر جنسیت از دیدگاه فقه امامیه، ص۵۸-۷۰.</ref> [[مجمع فقه اسلامی]] مستقر در مکه، در تاریخ ۱۳ رجب ۱۴۰۹ق در فتوایی با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء تغییر جنسیت مردان به زنان و زنان به مردان را حرام اعلام کردند.<ref>جیزانی، فقه النوازل، ج۴، ص۹۶-۹۷.</ref> | ||
=== انواع چهرهآرایی و جراحی زیبایی === | === انواع چهرهآرایی و جراحی زیبایی === | ||
برخی فقیهان اهلتسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصلکردن موها، فاصلهانداختن بین دندانها، و کندن مو) را حرام دانسته، آن را از مصادیق تغییر در خلق الله بهشمار آوردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج۲، ص۲۶۵۰؛ کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص۵۸۷.</ref> | برخی فقیهان اهلتسنن با استناد به آیه ۱۱۹ سوره نساء برخی اقسام آرایش (مانند وصلکردن موها، فاصلهانداختن بین دندانها، و کندن مو) را حرام دانسته، آن را از مصادیق تغییر در خلق الله بهشمار آوردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج۲، ص۲۶۵۰؛ کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص۵۸۷.</ref> اما به گفته [[یوسف قرضاوی]] زینتهایی حرام است، که به صورت افراطی انجام شده باشد، مانند نازککردن ابروها، رنگکردن مو، تراشیدن ریش.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۶-۹۳.</ref> | ||
بسیاری از فقیهان اهلسنت با استناد به این آیه انواع جراحیهای زیبایی را حرام دانستهاند.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص۲۳۸؛ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص۱۳۵.</ref> با این حال برخی از ایشان، مانند [[یوسف قرضاوی]]، ضمن پذیرش این ادعا معتقدند، اگر انجام این عملهای جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله [[لا حرج]]، اشکالی ندارد.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۷.</ref> | بسیاری از فقیهان اهلسنت با استناد به این آیه انواع [[جراحی زیبایی|جراحیهای زیبایی]] را حرام دانستهاند.<ref>کنعان، الموسوعة الطبیة الفقهیة، ص۲۳۸؛ عودة، «عملیات تجمیل الوجه التحسینیة»، ص۱۱؛ ابولحیه، العشرة الزوجیه، ص۱۳۵.</ref> با این حال برخی از ایشان، مانند [[یوسف قرضاوی]]، ضمن پذیرش این ادعا معتقدند، اگر انجام این عملهای جراحی برای رفع برخی عیوب نادر باشد (مانند قطع انگشتان زائد) به استناد ادله [[لا حرج]]، اشکالی ندارد.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۷.</ref> | ||
برخی فقیهان اهلتسنن خالکوبی را از مصادیق تغییر در خلق الله دانستهاند؛ ازاینرو به حرمت آن فتوا داده، این حکم را مورد اتفاق فقیهان بهشمار آوردهاند.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ساعاتی، بلوغ الامانی، ج۲، ص۲۶۵۰.</ref> چنانکه یوسف قرضاوی از عالمان اهلتسنن نیز با استناد به این آیه خالکوبی را حرام دانسته است.<ref>قرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۸۷.</ref> | |||
با این حال عموم فقیهان شیعه در این فرع استناد به آیه را نپذیرفتهاند<ref>برای نمونه نگاه کنیدبه: منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج۳، ص۱۱۳؛ اعرافی، مکاسب محرمه، ج۴، ص۲۲۷.</ref> و برای رد آن به جواز حلق رأس و حلق عانه شاهد آوردهاند.<ref>منتظری، دراسات فی المکاسب المحرمه، ج۳، ص۱۱۳.</ref> در مقابل، محسن فیض کاشانی، این آیه را شاهدی بر حرمت ریشتراشی قلمداد کرده<ref>فیض کاشانی، الوافی، ج۶، ص۶۵۸.</ref> و [[محمدرضا نجفی طبسی]] با استناد به این آیه بر حرمت تراشیدن ریش استدلال نموده است.<ref>نجفی طبسی، المنیة فی حکم الشارع و اللحیة، ص۱۴.</ref> | |||
=== عقیمسازی (حیوان یا انسان) === | === عقیمسازی (حیوان یا انسان) === | ||