فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۳۴ سوره نساء: تفاوت میان نسخه‌ها

Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۵۷: خط ۵۷:
== تنبیه بدنی زنان ==
== تنبیه بدنی زنان ==


بسیاری از فقیهان و مفسران با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء، حق تأدیب زن نافرمان ([[نشوز|ناشزه]]) را یکی از آثار قوامیت مرد به شمار آورده‌اند.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۷۳- ۳۷۴؛  احمدی‌نژاد، ریاست شوهر بر خانواده در پرتو فقه و حقوق اسلامی، ص۱۰۹-۱۱۶؛ مصطفوی‌فرد و ایماندار، «رویکرد اندیشوران شیعه به مفهوم قوامیت مرد در آیه ۳۴ سوره نسا»، ص۸۲.</ref> آنان این حق را برای اصلاح رفتار و بازگرداندن زن به مسیر تعامل درست در خانواده و نه برای انتقام یا اعمال ظلم دانسته‌اند و گفته شده که این تنبیه باید بسیار خفیف باشد و نباید به کبودی، شکستگی و یا خون‌ریزی منجر شود.<ref>شعبانی، حق تأدیب زوج بر زوجه، ص۷۳-۸۶.</ref>در مقابل این دیدگاه، برخی از پژوهشگران معاصر بحث زدن زنان در این آیه را به گونه‌ای دیگر تفسیر کرده یا آن را مربوط به عصر نزول آیه دانسته‌اند که نسخ شده است<ref>معرفت، شبهات وردود حول القران الكريم، ص۱۵۷-۱۵۸.</ref> و یا مربوط به شرایط بحرانی جنگ احد بوده است و با رفع آن شرایط حکم جواز نیز برداشته شده است.<ref>الطالبی، امة الوسط، ص۱۳۳.</ref>


ابن عاشور در بحث زدن زنان ذیل [[آیه ۳۴ سوره نساء]] تأکید می‌ورزد، نمی‌توان برای جواز کتک‌زدن همسر بر «ضربی» استدلال کرد که منشأ آن نافرمانی و ناخوشایندی مورد تأیید عرف عرب است؛ زیرا این قانون بر پایه عرف جامعه عربی آن زمان صورت گرفته است، چنان‌که تفاوت مردمان نیز در آن منظور شده است. ابن‌عاشور در تفسیرش برای جلوگیری از سوء استفاده مردان از این حکم با تأکید بر این‌که «قَلَّ من یعاقب علی قدر الذنب» به اهرم حکومتی در این مورد اشاره کرده و می‌گوید: حکومت برای جلوگیری از سواستفاده مردان از این‌گونه احکام، می‌تواند انجام این احکام را خود به‌عهده بگیرد و هر کس خودسرانه دست به انجام آن‌ها بزند را مجازات کند.<ref>ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۱۱۹.</ref>
ابن عاشور از مفسران اهل سنت، درباره تنبیه بدنی زنان ذیل آیه ۳۴ سوره نساء بر این نکته تأکید می‌ورزد که نمی‌توان برای جواز کتک‌زدن همسر بر «ضربی» استدلال کرد که منشأ آن نافرمانی و ناخوشایندی مورد تأیید عرف عرب است؛ زیرا این قانون بر پایه عرف جامعه عربی آن زمان صورت گرفته است. او برای جلوگیری از سوء استفاده مردان از این حکم به اهرم حکومتی اشاره کرده و می‌گوید: حکومت برای جلوگیری از سواستفاده مردان از این‌گونه احکام، می‌تواند انجام این احکام را خود به‌عهده بگیرد و هر کس خودسرانه دست به انجام آن‌ها بزند را مجازات کند.<ref>ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ج۴، ص۱۱۹.</ref>


=== احکام زن ناشزه ===
[[سید محمد موسوی بجنوردی]]، نیز تنبیه بدنی در اسلام را در قالب «تعزیر» تعریف می‌کند و اجرای آن تنها از سوی حاکم شرع مجاز است. بنابراین، مرد پس از طی مراحل موعظه و هجر، باید به مرجع قضایی مراجعه کند و قاضی ممکن است با توجه به شرایط، تعزیر را به صورت مالی یا غیر بدنی اعمال کند. او این تفسیر را مانعی برای سوء استفاده و خشونت‌های خانگی می‌خواند.<ref>شعبانی، حق تأدیب زوج بر زوجه، ص۸۶.</ref>
علی اکبر شعبانی در کتاب «حق تأدیب زوج بر زوجه» به بررسی حکم زن ناشزه پرداخته و محور اصلی بحث را [[آیه ۳۴ سوره نساء]] قرار داده است. از نگاه او، «نشوز» به معنای سرپیچی و نافرمانی زن از شوهر است و قرآن برای مقابله با آن به ترتیب سه مرحله را توصیه کرده است: ۱. موعظه و اندرز، ۲. کناره‌گیری در بستر، و ۳. تنبیه بدنی. نگارنده تأکید می‌کند که این مراحل با هدف اصلاح رفتار و بازگرداندن زن به مسیر تعامل درست در خانواده صورت می‌گیرد، نه برای انتقام یا اعمال ظلم. وی با اشاره به دیدگاه فقها تصریح می‌کند که تنبیه بدنی باید خفیف و محدود باشد و نباید به کبودی، شکستگی یا خونریزی منجر شود. در مقابل، در صورت نشوز مرد، بر پایه [[آیه ۱۲۸ سوره نساء]]، زن اجازه هیچ‌گونه تنبیه بدنی ندارد (ص۷۳-۷۹).
 
=== دیدگاه‌های فقهی در مورد تأدیب ===
در ادامه، دیدگاه برخی فقیهان در این‌باره بررسی شده است. امام خمینی تحقق نشوز را تنها در صورت ترک وظایف واجب زن، مانند تمکین جنسی و ترک خانه بدون اجازه، ممکن می‌داند؛ در سایر موارد، نافرمانی به معنای نشوز نیست (ص۸۰). سید احمد خوانساری با الهام از شیخ مفید، معتقد است «هجر» هم به کناره‌گیری از بستر و هم به پشت‌کردن در بستر اطلاق می‌شود، اما در مورد ضرب، تنها باید به خفیف‌ترین شکل آن بسنده کرد، به‌طوری‌که هدف تنها اصلاح باشد، نه ارضای خشم. در مقابل، امام خمینی معتقد است در صورتی که مراحل ابتدایی مؤثر نبود، می‌توان شدت تنبیه را افزایش داد، ولی حتی در این حالت هم نباید بدن زن دچار کبودی، خونریزی یا سرخی شود (ص۸۱-۸۶).
 
در میان دیدگاه‌های فقهی، نظریه‌ای متفاوت از [[سید محمد موسوی بجنوردی]] ارائه شده است. به نظر موسوی بجنوردی، تنبیه بدنی در اسلام در قالب «تعزیر» تعریف می‌شود و اجرای آن تنها از سوی حاکم شرع مجاز است. بنابراین، مرد پس از طی مراحل موعظه و هجر، باید به مرجع قضایی مراجعه کند و قاضی ممکن است با توجه به شرایط، تعزیر را به صورت مالی یا غیر بدنی اعمال کند. او این تفسیر را مانعی برای سوء استفاده و خشونت‌های خانگی می‌خواند (ص۸۶). اما نگارنده با این دیدگاه موافق نیست و معتقد است در برخی روایات میان «تعزیر» و «تأدیب» تفاوت نهاده شده و مورد زن ناشزه از جمله مواردی است که اجازه اجرای تأدیب به خود شوهر داده شده است. به باور او، تنبیه درون‌خانگی در برخی موارد بهتر از مراجعه به دادگاه است، زیرا مراجعه به نهاد قضایی ممکن است به افشای مسائل زناشویی، لطمه به آبرو و وخامت روابط خانوادگی بیانجامد (ص۹۰-۹۱).
 
=== تأدیب زن ===
علی‌اکبر و نیما احمدی‌نژاد در کتاب ریاست شوهر بر خانواده در پرتو فقه و حقوق اسلامی به این نکته اشاره می کنند که فقیهان با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء، حق تأدیب زن نافرمان را یکی از آثار قوامیت مرد به‌شمار آورده‌اند. نگارندگان برداشت‌های افراطی از این آیه را ناسازگار با آموزه‌های اخلاقی اسلام می‌دانند و به روایتی از پیامبر(ص) استناد کرده‌اند که بر اساس آن زدن زن مذموم، و ترک نفقه، جایگزینی برای آن معرفی شده است. برخی روایاتی که زدن زن را جایز دانسته، آن را تنها مربوط به مواردی می‌داند که بدون قصد انتقام و بدون آسیب جسمی باشد. ایشان سپس نظر برخی فقیهان را که با دیدگاه‌شان همسو است، بیان می‌کنند (ص۱۰۹-۱۱۶).
 
نگارندگان تأکید دارند که حق تأدیب تنها در صورتی برای مرد معتبر است که او خود وظایف زوجیت را به درستی انجام داده باشد، و همسر ناشزه‌اش، به نصیحت‌ها و هجر او بی‌توجه باشد. ایشان در ادامه معنای نشوز را بررسی کرده‌ و در نهایت چنین نتیجه گرفته‌اند که تأدیب زن بخشی از ریاست شوهر نیست، بلکه تأدیب، ضمانت اجرایی خاصی است که مرد برای تحقق حق استمتاع، آن را به کار می‌گیرد (ص۱۱۷-۱۲۰).


== قوامیت مردان بر زنان ==
== قوامیت مردان بر زنان ==