فقه معاصر:پیشنویس آیه ۳۴ سوره نساء: تفاوت میان نسخهها
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
درباره گستره قوامیت مردان بر زنان نیز دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی مانند [[علامه طباطبایی]]، واژههای «الرجال» و «النساء» را نوع مردان و زنان و نه زن و شوهر دانسته و معتقدند که نوع مردان بر نوع زنان ریاست دارند و به همین جهت اموری مانند نبوت، ولایت، حکومت و قضاوت را مختص مردان میدانند.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۳؛ قرشی بنایی، تفسیر احسن الحدیث، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵؛ موسوی گلپایگانی، کتاب القضاء، ج۱، ص۴۴؛ حسینی طهرانی، «رساله بدیعه»، ص۷۸.</ref> در مقابل بسیاری از مفسران و فقها، با نفی عمومیت آیه و سرایت آن به مسائل اجتماعی، این آیه را منحصرا مربوط به امور خانواده و روابط میان زن و شوهر میدانند؛<ref>منتظری، دراسات فی الولایة الفقیه، ج۱، ص۳۵۰؛ صادقی تهرانی، «گفتگو با آیت الله دکتر صادقی تهرانی»، ص۲۷۶؛ هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ج۳، ص۳۰۱؛ جوادی آملی، زن در آینه جمال و جلال، ص۳۲۵.</ref> ازجمله [[محمدمهدی شمسالدین]]، بر آن است که فراز «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساء» در آیه مذکور را باید در کنار قید «وَبِما أنفَقوا مِن أموالِهِم» تبیین کرد؛ بر این اساس، علاوه بر آنکه قیمومت مرد بر زن تنها به زناشویی مرتبط است، پرداخت هزینه زندگی زن نیز باید از جانب مرد صورت گیرد، در غیر این صورت قوامیت مرد بر زن وجود نخواهد داشت.<ref>وطنی، حقوق و تکالیف زوجین و...، ۱۳۸۸ش، ص۵۴-۵۵.</ref> [[محمدجواد مغنیه]] نیز معتقد است که فقها گستره قوامیت را به اموری چون بودن طلاق در اختیار مردان، اطاعت زن از شوهرش در آمیزش و [[خروج زن از منزل|بیرون نرفتن از خانه بدون اجازه شوهر]]، محدود کردهاند.<ref>مغنیه، الکاشف، ج۲، ۳۱۴.</ref> | درباره گستره قوامیت مردان بر زنان نیز دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی مانند [[علامه طباطبایی]]، واژههای «الرجال» و «النساء» را نوع مردان و زنان و نه زن و شوهر دانسته و معتقدند که نوع مردان بر نوع زنان ریاست دارند و به همین جهت اموری مانند نبوت، ولایت، حکومت و قضاوت را مختص مردان میدانند.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۴۳؛ قرشی بنایی، تفسیر احسن الحدیث، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵؛ موسوی گلپایگانی، کتاب القضاء، ج۱، ص۴۴؛ حسینی طهرانی، «رساله بدیعه»، ص۷۸.</ref> در مقابل بسیاری از مفسران و فقها، با نفی عمومیت آیه و سرایت آن به مسائل اجتماعی، این آیه را منحصرا مربوط به امور خانواده و روابط میان زن و شوهر میدانند؛<ref>منتظری، دراسات فی الولایة الفقیه، ج۱، ص۳۵۰؛ صادقی تهرانی، «گفتگو با آیت الله دکتر صادقی تهرانی»، ص۲۷۶؛ هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ج۳، ص۳۰۱؛ جوادی آملی، زن در آینه جمال و جلال، ص۳۲۵.</ref> ازجمله [[محمدمهدی شمسالدین]]، بر آن است که فراز «الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساء» در آیه مذکور را باید در کنار قید «وَبِما أنفَقوا مِن أموالِهِم» تبیین کرد؛ بر این اساس، علاوه بر آنکه قیمومت مرد بر زن تنها به زناشویی مرتبط است، پرداخت هزینه زندگی زن نیز باید از جانب مرد صورت گیرد، در غیر این صورت قوامیت مرد بر زن وجود نخواهد داشت.<ref>وطنی، حقوق و تکالیف زوجین و...، ۱۳۸۸ش، ص۵۴-۵۵.</ref> [[محمدجواد مغنیه]] نیز معتقد است که فقها گستره قوامیت را به اموری چون بودن طلاق در اختیار مردان، اطاعت زن از شوهرش در آمیزش و [[خروج زن از منزل|بیرون نرفتن از خانه بدون اجازه شوهر]]، محدود کردهاند.<ref>مغنیه، الکاشف، ج۲، ۳۱۴.</ref> | ||
برخی از فقها و پژوهشگران با تکیه بر [[قاعده معاشرت به معروف]] قائل به وجود محدودیتهایی برای قوامیت مردان بر زنان شدهاند. بر این اساس گفته شده بسیاری از حقوقی که بهطور سنتی برای شوهر مطلق پنداشته میشود، به رفتار متعارف و عقلایی مقیّد شدهاند؛ بنابراین [[ریاست مرد بر خانواده]] (قوّامیت) بهمعنای مدیریت، نظمبخشی و تأمین مصالح خانواده است، نه خودکامگی؛ ازاینرو هر دستور مرد که برخلاف عرف و مصلحت خانواده باشد، لازمالاطاعه نیست.<ref>فضلالله، من وحی القرآن، ج۴، ص۱۹۷-۲۰۰ روحانی مشهدی، معاشرت به معروف در روابط زوجین با تاکید بر فقه امامیه و حقوق ایران، ص۱۱۰- | برخی از فقها و پژوهشگران با تکیه بر [[قاعده معاشرت به معروف]] و [[قاعده مصلحت]] قائل به وجود محدودیتهایی برای قوامیت مردان بر زنان شدهاند. بر این اساس گفته شده بسیاری از حقوقی که بهطور سنتی برای شوهر مطلق پنداشته میشود، به رفتار متعارف و عقلایی و مصلحت مقیّد شدهاند؛ بنابراین [[ریاست مرد بر خانواده]] (قوّامیت) بهمعنای مدیریت، نظمبخشی و تأمین مصالح خانواده است، نه خودکامگی؛ ازاینرو هر دستور مرد که برخلاف عرف و مصلحت خانواده باشد، لازمالاطاعه نیست.<ref>فضلالله، من وحی القرآن، ج۴، ص۱۹۷-۲۰۰ روحانی مشهدی، معاشرت به معروف در روابط زوجین با تاکید بر فقه امامیه و حقوق ایران، ص۱۱۰-۱۱۱؛ شعبانپور و همکاران، «تبیین مولفههای قرآنی قوامیت مردان با تأکید بر کاربست سنجههای مصلحت در فقه شیعه»، ص۴۳.</ref> | ||
=== بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ === | === بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ === | ||