پرش به محتوا

سوارکاری زنان

از دانشنامه فقه معاصر
نویسنده: مهدی شجریان
منابع بیشتر برای مطالعه درباره سوارکاری زنان: سوارکاری زنان (منابع مطالعاتی)
  • چکیده

سوارکاری زنان موضوعی که در دوران معاصر برای تبیین حکم فقهی دوچرخه‌سواری و موتورسواری بانوان مورد توجه قرار گرفته است. بررسی روایات ناظر به حرمت نشان می‌دهد که ادله مورد استناد از سوی برخی فقها به دلیل ضعف سندی یا ایرادات دلالی، برای اثبات حرمت کافی دانسته نشده و نهایتاً بر کراهت حمل شده‌اند. در مقابل، اطلاق آیات قرآن و برخی روایات خاص، جواز اولیه این عمل را تأیید می‌کنند. در خصوص امکان تعمیم حکم از سوارکاری سنتی به وسایل نقلیه جدید، دو دیدگاه گزارش شده است: دیدگاهی که با استناد به وحدت ملاک، حکم را قابل تعمیم می‌داند و دیدگاهی که به دلیل تفاوت موضوع و پرهیز از قیاس، تعمیم را روا نمی‌شمارد. همچنین، فتاوای فقهای معاصر نشان می‌دهد که مبنای اصلی حرمت، نه حکم اولی، بلکه عروض عناوین ثانویه‌ای همچون «منافات با عفت»، «جلب توجه نامحرم» و «زمینه‌سازی برای فساد» است.

طرح مسئله

در دوره معاصر حضور بانوان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، ورزشی و حمل‌ونقل شهری به نحو چشمگیری افزایش یافته است. در این میان، استفاده از وسایل نقلیه سبک مانند دوچرخه و موتورسیکلت، چه به عنوان یک ورزش، چه به عنوان ابزاری برای حمل‌ونقل فعال و بهبود سلامت و چه به مثابه یک کنش اجتماعی، به یکی از مسائل مهم و بحث‌برانگیز در ایران، تبدیل شده است. پژوهش‌های حوزه علوم ورزشی نشان می‌دهد که حمل‌ونقل فعال، شامل دوچرخه‌سواری، روشی مناسب برای خروج از سبک زندگی کم‌تحرک و بهره‌مندی از منافع متعدد است.[۱] از منظر اجتماعی نیز، این موضوع به یکی از مطالبات حقوقی زنان بدل شده است.[۲]

مطابق رویکرد برخی از پژوهش‌های موجود،[۳] از آنجا که دوچرخه و موتورسیکلت در عصر صدور روایات وجود نداشته‌اند، برای دستیابی به حکم شرعی این مسئله، لازم است به سراغ نزدیک‌ترین موضوع مشابه در متون دینی، یعنی «سوارکاری» (رکوب) بانوان بر حیواناتی چون اسب، شتر و الاغ رفت. این وسایل نقلیه سنتی، تنها ابزار حمل‌ونقل رایج در آن دوران بوده‌اند و روایاتی در خصوص حکم سوارشدن زنان بر آن‌ها وارد شده است. بنابراین، گام نخست برای روشن‌شدن حکم موتورسواری و دوچرخه‌سواری، شناخت دقیق حکم فقهی سوارکاری زنان بر مرکب‌های سنتی است. پس از تبیین این حکم، باید این مسئله بررسی شود که آیا می‌توان حکم مذکور را به وسایل نقلیه جدید تعمیم داد یا خیر؟

ادله حرمت سوارکاری زنان

در منابع روایی، ادله‌ای در نکوهش سوارکاری بانوان بر زین مرکب ذکر شده است. این روایات چندان در کتب فقهی معنون نبوده و مورد تحلیل و بررسی قرار نگرفته‌اند و صرفاً متن آنها نقل شده است. با این همه می‌توان آن‌ها را در دو دسته کلی صورت‌بندی کرد: روایات نهی‌کننده که با ماده یا صیغه نهی از این عمل منع کرده‌اند و روایات ذم‌کننده که با تعابیری مختلف به نکوهش این عمل پرداخته‌اند.

بررسی تحقیقات فقیهان نشان می‌دهد که فقها اثبات حرمت از مجموع این روایات را مشکل دانسته‌اند و گویا به همین دلیل است که صاحب وسائل الشیعه، روایات این موضوع را با عنوان «بَابُ كَرَاهَةِ رُكُوبِ النِّسَاءِ السُّرُوجَ‌» آورده است.[۴]

روایات نهی‌ از سوارکاری زنان

در منابع روایی، احادیثی نقل شده است که به طور مستقیم با ماده نهی یا صیغه نهی سوارکاری زنان را مورد نهی قرار داده‌اند:

کلینی از امام صادق(ع) نقل می‌کند که فرمود: «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَنْ يُرْكَبَ سَرْجٌ بِفَرْجٍ»؛[۵] واژه «نهی» و صیغه آن در اصول فقه ظهور در حرمت دارد و اگر قرینه‌ای بر کراهت وجود نداشته باشد، از این روایت حرمت استفاده می‌شود. در روایت دوم از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است: «لَاتَحْمِلُوا الْفُرُوجَ عَلَى السُّرُوجِ فَتُهَيِّجُوهُنَّ لِلْفُجُورِ».[۶] و نیز شیخ صدوق در روایتی از امام باقر(ع) نقل می‌کند که: «وَلَا يَجُوزُ لِلْمَرْأَةِ رُكُوبُ السَّرْجِ إِلَّا مِنْ ضَرُورَةٍ أَوْ فِي سَفَرٍ».[۷]

به اعتقاد مجلسی روایت اول از نظر سندی ضعیف است و بر همین اساس بر بیش از کراهت دلالت نمی‌کند.[۸] روایت دوم نیز دچار ضعف سند است.[۹] علاوه بر این ظهور یا دست کم اشعار در تعلیل دارد. در این صورت ممکن است موضوع حکم سوارکاری نباشد، بلکه تهییج شهوت زن به واسطه نشستن روی زین باشد؛[۱۰] که در نتیجه در موارد فقدان شهوت حکم منتفی خواهد شد. روایت سوم نیز به اعتقاد آیت‌الله مکارم شیرازی ضعیف السند است، ضمن اینکه فقرات دیگر آن حکم الزامی ندارند. بنابراین از این روایت نیز در نهایت، کراهت استفاده می‌شود.[۱۱]

روایات مذمت سوارکاری زنان

گروه دوم از روایات مشتمل بر نهی صریح نیستند بلکه با تعابیری مختلف، سوارکاری زنان را نکوهش کرده و مذموم شمرده‌اند. در این خصوص می‌توان به سه دسته فرعی از روایات اشاره کرد:

  • در دسته نخست از ماده «لعن» استفاده شده است. چنان‌که کلینی از امام صادق(ع) نقل می‌کند: «السُّرُجُ مَرْكَبٌ مَلْعُونٌ لِلنِّسَاءِ».[۱۲] «لعن» در لغت به معنای طرد و دور کردن از خیر و رحمت،[۱۳] و نشان‌دهنده مغضوبیت این عمل است.
  • دسته دوم روایاتی هستند که سوارشدن زنان بر زین را یکی از نشانه‌های آخرالزمان یا علائم ظهور معرفی می‌کنند: «اذا ... َ رَكِبَ ذَوَاتُ‏ الْفُرُوجِ‏ السُّرُوج»[۱۴]؛ «لَتَرْكَبَنَّ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ‏ السُّرُوج‏».[۱۵]
  • و بالاخره روایاتی که در شرح ماجرای دفن امام حسن(ع) و ممانعت عایشه از آن، وی را به عنوان «أَوَّلَ امْرَأَةٍ رَكِبَتْ فِي الْإِسْلَامِ سَرْجا» معرفی می‌کنند.[۱۶]

علی ایروانی در مقام نقد و ارزیابی استناد به این روایات گفته است که واژه لعن هم بر امور حرام و هم مکروه صدق می‌کند. با این حال، به دلیل کثرت استعمال روایی این واژه در امور مکروه، برخی فقها معتقدند که حمل آن بر حرمت نیازمند قرینه است و در صورت نبود قرینه، بر قدر متیقن مغضوبیت که کراهت است، حمل می‌شود.[۱۷] مرتضی مطهری نیز ضمن تاکید بر ضعف سندی این روایات، در استفاده تعبیر «ذوات الفروج» برای زنان توسط پیامبر(ص) به شدت تردید می‌کند و آن را هتک حضرت می‌شمارد.[۱۸] و هم او تصریح می‌کند که هیچ فقیهی از صدر اسلام فتوای به حرمت رکوب زنان نداده است و اگر حرمتی هم مطرح شده، به دلیل اعمال حرامی مثل عریان‌شدن بوده که با این عمل صورت می‌گرفته است.[۱۹]

ادله جواز سوارکاری زنان

پژوهش‌گران فقه برای بیان جواز سوارکاری زنان به دلایلی قرآنی و روایی استناد کرده‌اند.

آیات رکوب

در قرآن کریم آیاتی چند، سوارکاری بر حیوانات را به عنوان یکی از آیات و نعمات الهی مطرح کرده‌اند.[۲۰] به اعتقاد برخی نویسندگان اطلاق آیات شامل زنان نیز می‌شود و بر حلیت سوارکاری بر حیوانات و غیر آنها دلالت دارند.[۲۱] در آیه ۸ نحل می‌فرماید: «وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُون». علامه طباطبایی «ما لا تعلمون» را به سایر حیوانات و غیر حیواناتی که مسخر انسان هستند و شناخته‌شده نبوده‌اند، تفسیر می‌کند.[۲۲]

روایات خاص

شیخ صدوق از معاویة بن عمار نقل می‌کند که از امام صادق(ع) پرسیدم: «آیا زن می‌تواند سعی بین صفا و مروه را سوار بر اسب یا شتر انجام دهد؟ امام فرمود: اشکالی ندارد». سپس راوی همین سؤال را در مورد مردان نیز تکرار می‌کند و امام همان پاسخ را می‌دهند.[۲۳] برخی پژوهشگران این روایت را به عنوان دلیلی بر جواز سوارکاری بانوان مورد استناد قرار داده‌اند.[۲۴]

در برخی روایات نیز سوار شدن بر «رَحل» (زین شتر)[۲۵] مدح شده است. شیخ کلینی از پیامبر اسلام(ص) روایت می‌کند: «خَيْرُ نِسَاءٍ رَكِبْنَ الرِّحَالَ نِسَاءُ قُرَيْشٍ»؛ یعنی بهترین زنانی که بر رحل شتر سوار شدند، زنان قریش‌اند. پیداست که اگر رکوب برای زنان امری حرام یا دست‌کم مذموم و مغضوب بود، در توصیف «بهترین زنان» قرار نمی‌گرفت. حر عاملی نیز این روایت را در باب «خیر النساء» نقل کرده است.[۲۶]

تعمیم حکم سوارکاری به دوچرخه‌سواری و موتورسواری

پس از بررسی حکم سوارکاری بر حیوانات، پرسش اساسی این است که آیا می‌توان حکم حرمت یا کراهت را به وسایل نقلیه جدید مانند دوچرخه و موتور تعمیم داد؟ در این زمینه دو دیدگاه اصلی وجود دارد.

دیدگاه اول: امکان تعمیم حکم

برخی از فقها حکم سوارکاری بر حیوان را قابل تعمیم به دوچرخه و موتورسیکلت می‌دانند. این دیدگاه بر شباهت موضوعی و وحدت ملاک استوار است. در استفتائی از آیت‌الله روحانی پرسیده شده است که آیا اطلاق «تَسرُج» (سوار زین شدن) شامل موتور و دوچرخه نیز می‌شود یا مخصوص زین اسب است؟ وی پاسخ می‌دهد: «ظاهراً فرق نمی‌کند».[۲۷] این پاسخ نشان می‌دهد که از نظر وی، موضوع «سَرج» (زین اسب) در روایات پیشین خصوصیت ویژه‌ای ندارد و می‌توان حکم آن را به زین دوچرخه و موتور نیز تسری داد.

دیدگاه دوم: عدم امکان تعمیم حکم

در مقابل، دیدگاه دیگری معتقد است که سوارکاری بر حیوان و سوار شدن بر دوچرخه و موتور، دو موضوع متفاوت هستند و حکم یکی را نمی‌توان به دیگری سرایت داد. استدلال اصلی این دیدگاه آن است که در روایات، ذم و نکوهش متوجه «اصل سوارشدن» نیست، بلکه به طور خاص به سوارشدن بر «سَرج» (زین اسب، قاطر و الاغ) معطوف شده و در هیچ روایتی، ذمّی نسبت به «رَحل» (زین شتر) وارد نشده است. این تفکیک نشان می‌دهد که خود «سرج» خصوصیتی داشته که سوارشدن بر آن برای بانوان ناپسند تلقی شده است. این خصوصیت، چنانکه در برخی روایات اشاره شده، می‌تواند «تهییج شدن زنان به گناه» باشد که احتمالاً به دلیل شکل خاص زین و نوع حرکت حیوان، می‌توانسته منجر به تحریک جنسی شود.

گفته‌اند از آنجا که شکل زین دوچرخه و موتور و نحوه برخورد بدن با آن‌ها متفاوت از زین‌های قدیمی است و آن حالت محرک در وسایل جدید وجود ندارد، نمی‌توان اتحاد عرفی دو موضوع را احراز کرد. تسری حکم از یک موضوع به موضوع دیگر بدون احراز اتحاد عرفی، قیاس محسوب می‌شود. بنابراین، حکم کراهت سوارکاری بر سرج، به دوچرخه‌سواری و موتورسواری قابل تعمیم نیست و در نتیجه حکم اولی این دو، بر اساس اصل برائت، اباحه است.[۲۸]

عناوین ثانوی حرمت

فارغ از حکم اولی سوارکاری، گاهی عناوینی ثانوی بر این عمل عارض می‌شود که می‌تواند حکم آن را از جواز یا کراهت به حرمت تغییر دهد. غالب فقهای معاصر که قائل به ممنوعیت دوچرخه‌سواری و موتورسواری بانوان در انظار عمومی شده‌اند، به همین عناوین ثانوی استناد کرده‌اند. این عناوین را می‌توان در چند دسته نزدیک به هم طبقه‌بندی کرد:

منافات با عفت، حیا و شأن زن مسلمان

آیت‌الله تبریزی این عمل را «منافی با عفّت بانوان» می‌داند.[۲۹] آیت‌الله سیستانی نیز بر لزوم پرهیز از حرکاتی که «خلاف عفاف، حیا، متانت و شأن زن مسلمان محسوب می‌شود» تأکید کرده و دوچرخه و موتورسواری را از مصادیق آن برمی‌شمارد.[۳۰] آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز این برنامه‌ها را «خلاف عفّت و غیرت و سنن و تعالیم اسلامی» توصیف می‌کند.[۳۱]

جلب توجه نامحرم و در معرض فتنه قرار گرفتن

برخی از فتاوا بر این نکته تأکید دارند که این عمل موجب جلب نظر نامحرمان می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای به صراحت دوچرخه‌سواری بانوان «در مجامع عمومی و نیز در جایی که در معرض دید نامحرم باشد» را حرام اعلام کرده‌اند. [۳۲] آیت‌الله تبریزی نیز آن را «موجب جلب نظر مردان و معرض فتنه» می‌داند.[۳۳] آیت‌الله سیستانی هم بر پرهیز از اعمالی که «موجب جلب توجه نامحرم» می‌شود، تأکید دارد.[۳۴]

زمینه‌سازی برای فساد و گناه در جامعه

دلیل دیگر، تأثیرات سوء اجتماعی این عمل و فراهم کردن زمینه برای گسترش گناه است. آیت‌الله سبحانی این کارها را «زمینه‌ساز گسترش گناه در جامعه» می‌خواند.[۳۵] آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به «پیامدهای سوئی که اینگونه امور دارد»، لزوم پرهیز از آن را یادآور می‌شود.[۳۶] آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز آن را «مستلزم ترویج فحشاء و منکرات و مفاسد عظیمه» می‌داند.[۳۷]

تهییج شهوت و نمایش مفاتن بدن

برخی فتاوا به صورت مشخص‌تر به مسئله تحریک شهوت اشاره دارند. آیت‌الله روحانی در پاسخ به استفتائی در مورد سوارشدن زن بر موتور یا دوچرخه «که مهیج شهوت دیگران بشود»، پاسخ می‌دهند که زن مسلمان چنین کاری نمی‌کند و نباید بکند.[۳۸] آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز این عمل را «نمایش و جلوه دادن مفاتن بدن بانوان به مردان اجنبی» می‌داند.[۳۹]

پانویس

  1. ↑ کشاورز، نوذری و امیرحسینی، «ارائه الگوی مدیریت عملکرد توسعه دوچرخه سواری بانوان با رویکرد ساختاری تفسیری مقاله»، ص۱۲۳ و ۱۲۹.
  2. ↑ پناهی و همکاران، «مطالعه ادراک نابرابری‌های جنسیّتی در تجربه زیسته زنان شهر مراغه مقاله»، ص ۱۸۷.
  3. ↑ رضوان‌طلب، جهرمی و پورصدقی، «دوچرخه سواری و موتورسواری بانوان از منظر فقه و حقوق»، ص۹-۱۶.
  4. ↑ حر عاملی، وسائل الشيعة، ج‌۲۰، ص۱۷۸.
  5. ↑ کلینی، الكافي، ج‌۵، ص۵۱۶.
  6. ↑ کلینی، الكافي، ج‌۵، ص۵۱۶.
  7. ↑ صدوق، الخصال، ج‏، ص۵۸۸.
  8. ↑ مجلسی، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‌۲۰، ص۳۳۲.
  9. ↑ مجلسی، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‌۲۰، ص۳۳۳.
  10. ↑ مجلسی، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، ج‌۸، ص۳۷۶.
  11. ↑ مکارم شیرازی، كتاب النكاح، ج‌۶، ص۱۲۵.
  12. ↑ کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴۱.
  13. ↑ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۷۴۱.
  14. ↑ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۱، ص۳۳۱.
  15. ↑ قمی، تفسير القمي، ج‏۲، ص۳۰۵.
  16. ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۰.
  17. ↑ ایروانی، الأصول في علم الأصول، ج۲، ص۲۷۱.
  18. ↑ مطهری، مجموعه آثار، ج‌۱۹، ص۶۰۵.
  19. ↑ مطهری، مجموعه آثار، ج‌۱۹، ص۶۰۴-۶۰۵.
  20. ↑ یس: ۴۲ و ۷۲؛ غافر: ۷۹؛ زخرف: ۱۲.
  21. ↑ رضوان‌طلب، جهرمی و پورصدقی، «دوچرخه سواری و موتورسواری بانوان از منظر فقه و حقوق»، ص۱۶.
  22. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۱۲.
  23. ↑ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج‏۲، ص۴۱۶.
  24. ↑ رضوان‌طلب، جهرمی و پورصدقی، «دوچرخه سواری و موتورسواری بانوان از منظر فقه و حقوق»، ص۱۶-۱۷.
  25. ↑ راغب اصفهانی، مفردات، ص۳۴۷.
  26. ↑ حر عاملی، الفصول المهمة في أصول الأئمة - تكملة الوسائل، ج‌۳، ص۳۹۲.
  27. ↑ روحانی، استفتائات، ج۴، ص۱۷۴.
  28. ↑ رضوان‌طلب، جهرمی و پورصدقی، «دوچرخه سواری و موتورسواری بانوان از منظر فقه و حقوق»، ص۱۷-۱۹.
  29. ↑ تبریزی، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۹۶.
  30. ↑ سیستانی، توضیح المسائل جامع، ج۴، ص۵۱.
  31. ↑ صافی گلپایگانی، جامع الأحکام، ج۲، ص۱۵۵.
  32. ↑ خامنه‌ای، استفتاءات درباره احکام حجاب و عفاف
  33. ↑ تبریزی، استفتائات جدید، ج۱، ص۴۹۶.
  34. ↑ سیستانی، توضیح المسائل جامع، ج۴، ص۵۱.
  35. ↑ سبحانی تبریزی، استفتاءات، ج۱، ص۳۶۵.
  36. ↑ ناصر مکارم شیرازی، استفتاءات جدید، ج۱، ص۵۲۶.
  37. ↑ صافی گلپایگانی، جامع الأحکام، ج۲، ص۱۵۵.
  38. ↑ روحانی، استفتائات، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹.
  39. ↑ صافی گلپایگانی، جامع الأحکام، ج۲، ص۱۵۵.

فهرست منابع

  • ايروانى، على، الأصول في علم الأصول، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم‏، ۱۴۲۲ق.
  • پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری
  • پناهی، رقیه؛ سرایی، حسن؛ کلدی، علیرضا؛ عابدینی، صمد؛ «مطالعه ادراک نابرابری‌های جنسیّتی در تجربه زیسته زنان شهر مراغه»، مطالعات جامعه شناسی، شماره ۴۵، زمستان ۱۳۹۸ش.
  • تبریزی، جواد، استفتائات جدید، قم، سرور، ۱۳۸۵ش.
  • حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، ۱۴۰۹ق.
  • حرّ عاملى، محمد بن حسن، الفصول المهمة في أصول الأئمة - تكملة الوسائل، قم: مؤسسه معارف اسلامى امام رضا(ع)، ۱۴۱۸ق.
  • خامنه‌ای، سید علی، استفتاءات درباره احکام حجاب و عفاف. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری. تاریخ مراجعه ۵ مهر ۱۴۰۵ش.
  • راغب اصفهانى، حسين، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۲ق.
  • رضوان‌طلب، محمدرضا؛ جهرمی، سعید؛ پورصدقی، رضا؛ «دوچرخه سواری و موتورسواری بانوان از منظر فقه و حقوق»، فقه و حقوق خانواده، شماره ۷۸، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش.
  • روحانی، سید محمدصادق، استفتائات، قم، حدیث دل، بی‌تا.
  • سبحانی تبریزی، جعفر، استفتاءات، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۹ش.
  • سیستانی، سید علی، توضیح المسائل جامع، مشهد، دفتر آیت الله العظمی سیستانی، ۱۴۰۳ش.
  • صافی گلپایگانی، لطف‌‌الله، جامع الأحكام، قم، دفتر تنظيم و نشر آثار حضرت آيت الله العظمی صافی گلپایگانی، ۱۳۸۵ش.
  • صدوق، محمد بن على، الخصال، قم، دفتر نشر اسلامی، ۱۳۶۲ش.
  • صدوق، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة، تهران، اسلاميه، ۱۳۹۵ق.
  • صدوق، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلامى، ۱۴۱۳ق.
  • ‏‫طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان في تفسیر القرآن. بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات.‬ ۱۳۵۲ش.‬‬‬‬‬‬‬‬‬ش
  • قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي، قم، دار الكتاب، ۱۴۰۴.
  • کشاورز، جواد؛ نوذری، ولی؛ امیرحسینی، سید احسان، «ارائه الگوی مدیریت عملکرد توسعه دوچرخه سواری بانوان با رویکرد ساختاری تفسیری»، زن و جامعه، شماره ۵۵، پاییز ۱۴۰۲.
  • كلينى، محمد بن يعقوب، الکافی، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسى، محمدباقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۴۰۴ق.
  • مجلسى، محمدتقى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، قم، مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور، ۱۴۰۶ق.
  • مطهرى، مرتضى، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۸ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، استفتاءات جدید، قم، مدرسة الإمام علي بن أبي طالب(ع)، ۱۴۲۷ق.
  • مكارم شيرازى، ناصر، كتاب النكاح، قم، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.