محمدمهدی شمس‌الدین: تفاوت میان نسخه‌ها

Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mahjoor60 (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴۲: خط ۴۲:
===ولایت امت بر خود===
===ولایت امت بر خود===
{{اصلی|نظریه ولایت امت بر خویش}}
{{اصلی|نظریه ولایت امت بر خویش}}
از میان نظریات موجود درباره فقه سیاسی، محمدمهدی شمس‌الدین همانند [[مهدی حائری یزدی]]، ضمن نفی حق ویژه فقیهان در حکومت، معتقد است اداره حکومت در جامعه اسلامی با رعایت ضوابط کلی دین به‌عهده مردم است.<ref>کمالی اردکانی و کدیور، «مردم‌سالاری در آرای شیخ محمدمهدی شمس‌الدین و دکتر مهدی حائری یزدی...»، ص۶۳-۶۴.</ref> به‌باور شمس‌الدین، فقیهان در دوره غیبت معصوم(ع) به دو منصب قضاوت و نیز بیان احکام ثابت شرعی منصوب شده‌اند و مناصب دیگری از جمله سلطه سیاسی و حاکمیت دولت برای آنان اثبات نشده است. وی همچنین معتقد است فقیهان در تدبیر امور سیاسی نائب امام معصوم نیستند و بر مردم ولایت ندارند و مقدرات سیاسی مردم به عهده خود آنها است. از نظر وی فقاهت شرط ریاست دولت منتخب اسلامی نیست و تمامی مسائل دولت و از جمله رئیس دولت با مراجعه به آرای عمومی تعیین می‌شود.<ref>کدیور، نظریه‌های دولت در فقه شیعه، ص۱۷۱-۱۷۴ به نقل از اطاعت، «مشارکت سیاسی در اندیشه فقهای شیعه»، ص۸۳.</ref>
از میان نظریات موجود درباره [[فقه سیاسی]]، محمدمهدی شمس‌الدین مانند [[مهدی حائری یزدی]]، ضمن نفی حق ویژه فقیهان در حکومت، معتقد است اداره حکومت در جامعه اسلامی با رعایت ضوابط کلی دین بر عهده مردم است.<ref>کمالی اردکانی و کدیور، «مردم‌سالاری در آرای شیخ محمدمهدی شمس‌الدین و دکتر مهدی حائری یزدی...»، ص۶۳-۶۴.</ref> به‌باور شمس‌الدین، فقیهان در دوره غیبت معصوم(ع) به دو منصب قضاوت و نیز بیان احکام ثابت شرعی منصوب شده‌اند و مناصب دیگری از جمله سلطه سیاسی و حاکمیت دولت برای آنان اثبات نشده است. وی همچنین معتقد است فقیهان در تدبیر امور سیاسی نایب امام معصوم نیستند و بر مردم ولایت ندارند و مقدرات سیاسی مردم بر عهده خود آنان است. از نظر وی، فقاهت شرط ریاست دولت منتخب اسلامی نیست و تمام مسائل دولت، از جمله رئیس دولت، با مراجعه به آرای عمومی تعیین می‌شود.<ref>کدیور، نظریه‌های دولت در فقه شیعه، ص۱۷۱-۱۷۴ به نقل از اطاعت، «مشارکت سیاسی در اندیشه فقهای شیعه»، ص۸۳.</ref>


محمدمهدی شمس‌الدین با اتکا به [[اصل عدم ولایت]] افراد بر یکدیگر در فقه شیعه، معتقد است که هیچ حاکمی از مشروعیت برخوردار نیست و برترین اصل در حاکمیت افراد بر یکدیگر این است که هیچ‌کس بر دیگری حق حاکمیت ندارد و هر اقدامی برای تسلط بر دیگری، غیرقانونی و نامشروع است.<ref>شمس‌الدین، حدود مشارکت سیاسی زنان در اسلام، ص۵۴ به نقل از اطاعت، «مشارکت سیاسی در اندیشه فقهای شیعه»، ص۸۳.</ref>
محمدمهدی شمس‌الدین با اتکا به [[اصل عدم ولایت]] افراد بر یکدیگر در فقه شیعه، معتقد است که هیچ حاکمی مشروعیت ندارد و برترین اصل در حاکمیت افراد بر یکدیگر این است که هیچ‌کس بر دیگری حق حاکمیت ندارد و هر اقدامی برای تسلط بر دیگری غیرقانونی و نامشروع است.<ref>شمس‌الدین، حدود مشارکت سیاسی زنان در اسلام، ص۵۴ به نقل از اطاعت، «مشارکت سیاسی در اندیشه فقهای شیعه»، ص۸۳.</ref>


به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اندیشمند شیعه معاصر، محمدمهدی شمس‌الدین ابتدا به اسلام سیاسی باور داشت اما از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی دچار تحول فکری شد.<ref>حب‌الله، «مشخصات نظریه فراغ و قوانین بالادستی شریعت»، ص۱.</ref>
به‌گفته [[حیدر حب‌الله]]، اندیشمند شیعه معاصر، محمدمهدی شمس‌الدین ابتدا به اسلام سیاسی باور داشت، اما از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی دچار تحول فکری شد.<ref>حب‌الله، «مشخصات نظریه فراغ و قوانین بالادستی شریعت»، ص۱.</ref>


===حرمت شبیه‌سازی انسانی===
===حرمت شبیه‌سازی انسانی===