پرش به محتوا

فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۱۹۵ سوره بقره: تفاوت میان نسخه‌ها

از دانشنامه فقه معاصر
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴۹: خط ۴۹:


=== دفاع مشروع ===
=== دفاع مشروع ===
جواز اعمال قدرت در برابر خطر نامشروع که از آن به دفاع مشروع نام برده می‌شود، به دلائل مختلفی مستند شده است. در [[دفاع مشروع در فقه اسلامی (کتاب)|کتاب دفاع مشروع در فقه اسلامی]]، به دلائل مختلف جواز این نوع از دفاع پرداخته شده است ازجمله آیه تهلکه که در صورت عدم انفاق در راه دفاع، جان و مال و ناموس انسان به خطر خواهد افتاد.<ref>بهشتی، دفاع مشروع در فقه اسلامی، ص۲۷-۳۵.</ref>   
جواز اعمال قدرت در برابر خطر نامشروع که از آن به دفاع مشروع نام برده می‌شود، به دلائل مختلفی مستند شده است. در [[دفاع مشروع در فقه اسلامی (کتاب)|کتاب دفاع مشروع در فقه اسلامی]]، به دلائل مختلف جواز این نوع از دفاع پرداخته شده است ازجمله آیه تهلکه که در صورت عدم انفاق در راه دفاع، جان و مال و ناموس انسان به خطر خواهد افتاد.<ref>بهشتی، دفاع مشروع در فقه اسلامی، ص۲۷-۳۵.</ref>
 
=== وجوب حفظ جان خود و دیگران ===
نویسنده [[فقه امداد و نجات: مبانی و چالش‌ها (کتاب)|کتاب فقه امداد و نجات]]، برای مستندسازی این رشته به آیاتی استناد می‌کند که بر وجوب حفظ جان تأکید دارند که ازجمله این آیات می‌توان به آیه ۱۹۵ سوره بقره اشاره کرد. این آیه، انسان را از در معرض خطر دادن نفس در حضور در وضعیت‌های خطرناک باز می‌دارد.<ref>علیزاده، فقه امداد و نجات، ص۴۶-۴۷.</ref>   


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۵۸: خط ۶۱:


مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
علیزاده، محمدرضا، فقه امداد و نجات؛ مبانی و چالش‌ها، مشهد، حوزه علمیه خراسان، ۱۴۰۲ش.


بهشتی، ابراهیم، دفاع مشروع در فقه اسلامی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، ۱۳۹۱ش.
بهشتی، ابراهیم، دفاع مشروع در فقه اسلامی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، ۱۳۹۱ش.

نسخهٔ ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۵۸

انفاق در راه خدا عامل نجات از هلاکت

آیه ۱۹۵ سوره بقره را که با نام آیه تهلکه نیز شناخته می‌شود،[۱] تکمیل کننده آیات قبل درباره جهاد دانسته‌اند.[۲] به گفته مفسران، در ابتدای آیه، خداوند برای اقامه جهاد در راه خدا، به بندگانش دستور به انفاق مال می‌دهد و در صورت سرپیچی، آن را سقوط به ورطه نابودی با دست خویش معرفی می‌کند؛ زیرا عدم انفاق در راه جهاد، باعث تضعیف قدرت مسلمانان می‌شود.[۳]

متن و ترجمه

«وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ»

«و در راه خدا انفاق كنيد و [با ترك اين كار پسنديده، يا هزينه كردن مال در راه نامشروع] خود را به هلاكت نيندازيد، و نيكى كنيد كه يقيناً خدا نيكوكاران را دوست دارد.»

واژگان مورد استناد در آیه

آیه تهلکه از سه فراز تشکیل شده که مورد استناد فقها واقع شده است.

وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ

وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ

در تفسیر نمونه آمده است که فراز «وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» هرچند درباره عدم ترک انفاق برای جهاد نازل شده؛ امّا مفهوم گسترده‌ای دارد و موارد دیگری را نیز شامل می‌شود، ازجمله اینکه انسان حق ندارد بدون پیش‌بینی‌های لازم از مسیر‌های خطرناک بگذرد و یا بدون برنامه‌ریزی وارد جنگ شود.[۴]

وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ

در ادامه آیه، خداوند بندگانش را به احسان تشویق می‌کند. به اعتقاد علامه طباطبایی منظور از احسان، خودداری از جهاد و مهربانی با دشمنان نیست؛ بلکه منظور این است که هر عملی را به بهترین شکل انجام دهند. اگر در حال جنگ هستند به بهترین شکل با دشمنان بجنگند و اگر در حال صلح هستند به بهترین شکل صلح کنند.

کاربرد در مباحث فقهی

آیه ۱۹۵ سوره بقره در چندین مسئله فقهی مورد استناد واقع شده است.

فرار از جهاد

طبق آنچه در تفسیر نمونه آمده، برخی برای فرار از جهاد، به عبارت «ولَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» استناد کرده و هرگونه جهاد ابتدایی را به هلاکت انداختن نفس دانسته‌اند و حتی قیام امام حسین(ع) را نیز مصداق آن شمرده‌اند.[۵] عده‌ای از فقها نیز بر آن شده‌اند که با استناد به این آیه می‌توان به وجوب آتش‌بس قائل شد.[۶] در پاسخ به این مسئله گفته شده «تَهْلُکَه» با شهادت تفاوت دارد. تهلکه به معنای مرگ بی‌دلیل است، در حالی که شهادت به‌معنای کشته شدن در راه هدف است[۷] و اینکه آیه محدود به گناهانی مانند خودکشی است که هلاکت بر آن صادق است.[۸] به باور صاحب جواهر نیز مبارزه کردن مسلمان ضعیف با دشمنی که درخواست مبارزه در میدان نبرد کرده است، مصداق انداختن خویش در تهلکه نیست و آن را مصداق شهادت برشمرده است؛ البته علامه حلی در قواعد آن را حرام دانسته است.[۹]

احتیاط شرعی

برخی فقها با استناد به جمله «ولَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»، درصدد اثبات وجوب احتیاط شرعی هستند. به این معنا، عملی که احتمال حرمت آن وجود دارد، مصداق افتادن در هلاکت و نابودی است و باید ترک شود. شیخ انصاری و برخی دیگر از فقها، چنین برداشتی از آیه را رد می‌کند و آن را مصداق شبهه موضوعیه دانسته است (که معلوم نیست آیا ترک احتیاط در این‌گونه موارد مصداق انداختن خویش در تهلکه است یا خیر؟) و اینکه به اتفاق همگان اجتناب در شبهه موضوعیه لازم نیست.[۱۰]

پرهیز و پیشگیری از بیماری‌ها

پیشگیری و پرهیز از بیماری‌ها به‌ویژه در بیماری‌ها مسری را از مصادیق آیه تهلکه دانسته‌اند. بر این اساس گفته شده که حفظ نفس از پیشامدهای خطرناک واجب است و بیماری نیز از جمله پیشامدهای خطرناک و مضر برای انسان است که به تصریح آیه باید با رعایت بهداشت و مسائل پزشکی از بیماری و به‌ویژه بیماری‌های واگیردار پیشگیری کرد.[۱۱]

لزوم ترک زیارت امام حسین در صورت خطر جانی

پژوهشگران دینی در مقام جمع بین روایات فراوان درباره زیارت امام حسین(ع) حتی در صورت وجود خطر و آیه تهلکه، به این نکته اشاره کرده‌اند که این زیارت اگر با خطر غیر جانی همراه باشد انجام آن مانعی ندارد و حتی در روایات آن را مستحب دانست‌اند، ولی اگر خطر جانی برای زائر در پی داشته باشد، آیه تهلکه بر روایات مقدم می‌شود و باید از زیارت اجتناب شود.[۱۲]

حرمت تغییر جنسیت

یدالله دوزدوزانی از مراجع تقلید شیعه با استناد به آیه تهلکه معتقد بر حرمت تغییر جنسیت است. از نظر او امکان کاربست این آیه در بحث تغییر جنسیت بر اساس معنای تأکیدی برای «باء» ممکن خواهد بود. به نظر او، کلمه «ید» به‌معنای قدرت و استطاعت است، و در نتیجه معنای آیه چنین خواهد بود: «قوای خودتان را هدر ندهید و فاسد و ضایع نسازید». مؤلف با اشاره به «قاعده مخصص نبودن مورد»، اختصاص آیه به بحث جهاد و نهی از به هلاکت انداختن قوای اجتماعی را کنار می‌گذرد و آن را شامل ضایع نمودن اعضای بدن نیز می‌داند. در نهایت از نظر او این آیه علاوه بر حرمت تغییر جنسیت، بر حرمت اعمالی نظیر عقیم‌سازی نیز دلالت می‌کند و کسی حق ندارد کاری کند که قوا یا اعضای اصلی بدنش از بین برود.[۱۳]

اهدای عضو

نویسنده کتاب مبانی فقهی اهدای عضو به دو دیدگاه درباره سلطه مطلق و سلطه محدود انسان بر تصرفات در بدن خود اشاره می‌کند. او برای اثبات محدودیت تسلط انسان بر تصرف در بدن خود به آیه ۱۹۵ سوره بقره استدلال کرده است. او همچنین به روایاتی ذیل این آیه اشاره می‌کند که به انسان اجازه می‌دهند فقط در صورت ضرورت و نیاز، در بدن خود تصرف کند؛ ازجمله روایتی از امام رضا (ع) را در مورد پذیرش ولایتعهدی به خاطر جلوگیری از هلاکت نفس نقل می‌کند[۱۴] و ادعا می‌کند که روایت به صراحت بیان می‌کند که انسان به طور کلی حق ندارد به نفس خود ضرر برساند، مگر در موارد اکراه و اضطرار که جان یا حیثیت او در معرض خطر جدی قرار می‌گیرد.[۱۵]

لزوم انفاق مالی برای جهاد

عباسعلی عمید زنجانی در کتاب اصول و مقررات حاکم بر مخاصمات مسلحانه بر این نکته تأکید می‌کند که در جهاد علاوه بر توکل بر خدا باید برای بسیج همه امکانات مادی و معنوی نیز تلاش کرد. او برای مستندسازی لزوم جهاد مالی به آیاتی از قرآن از جمله آیه ۱۹۵ سوره بقره استناد کرده است که عدم انفاق در راه جهاد را از عوامل هلاکت جامعه اسلامی می‌داند.[۱۶]

حرمت عقیم‌سازی

سید محسن مرتضوی در کتاب پیشگیری از بارداری و سقط‌درمانی در آیینه فقه، اصلی‌ترین روش پیشگیری از بارداری را بستن لوله‌های زنان و مردان معرفی کرده است. نویسنده بیان می‌کند که اگر بستن لوله‌ها به‌عنوان روشی موقتی و بدون مقدمات حرامی همچون لمس و نگاه نامحرم انجام شود، اشکالی ندارد، اما متخصصان معتقدند این روش باعث عقیم شدن دائمی زن و شوهر می‌شود و بنابراین حرام است. مرتضوی برای اثبات حرمت بستن لوله‌های زنان و مردان به آیات و روایات مختلفی از جمله آیه تهلکه استناد کرده است. او بستن لوله‌های باروری را مصداق عقیم‌سازی دانسته و استفاده از آن را برای زنان و مردان حرام می‌داند.[۱۷]

جواز عملیات استشهادی

در کتاب دفاع پیش‌دستانه به راه‌های مختلف این نوع دفاع از جمله عملیات استشهادی پرداخته شده است. نویسنده کتاب، با این اعتقاد که دفاع از کشور اسلامی مهم‌تر از حفظ جان است، عملیات استشهادی را جایز می‌شمارد. به گفته او، حتی اگر عملیات استشهادی نوعی خودکشی باشد، از آنجا که واجب اهمّ (ضربه‌زدن به دشمنان اسلام و دفاع از سرزمین‌ اسلامی) بر آن توقف دارد، انجام آن جایز و لازم خواهد بود. به گزارش نویسنده، سید محمدحسین فضل‌الله که عملیات استشهادی را جایز می‌داند، از ادله عدم جواز آن پاسخ داده است؛ از جمله این ادله استدلال به آیه ۱۹۵ سوره بقره است که فضل‌الله آن را مربوط به امور شخصی دانسته و شامل عملیات استشهادی نمی‌داند.[۱۸]

دفاع مشروع

جواز اعمال قدرت در برابر خطر نامشروع که از آن به دفاع مشروع نام برده می‌شود، به دلائل مختلفی مستند شده است. در کتاب دفاع مشروع در فقه اسلامی، به دلائل مختلف جواز این نوع از دفاع پرداخته شده است ازجمله آیه تهلکه که در صورت عدم انفاق در راه دفاع، جان و مال و ناموس انسان به خطر خواهد افتاد.[۱۹]

وجوب حفظ جان خود و دیگران

نویسنده کتاب فقه امداد و نجات، برای مستندسازی این رشته به آیاتی استناد می‌کند که بر وجوب حفظ جان تأکید دارند که ازجمله این آیات می‌توان به آیه ۱۹۵ سوره بقره اشاره کرد. این آیه، انسان را از در معرض خطر دادن نفس در حضور در وضعیت‌های خطرناک باز می‌دارد.[۲۰]

پانویس

  1. جمعی از نویسندگان، «آیه تهلکه»، مندرج در فرهنگ‌نامه علوم قرآن، ص۳۶۰.
  2. طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۵۱۶؛ طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۶۴؛ صادقی تهرانی، الفرقان، ج۳، ص۱۰۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۵.
  3. طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۶۴؛ مغنیه، التفسیر المبین، ج۱، ص۳۸؛ رضایی، تفسیر قرآن مهر، ج۲، ص۱۳۴.
  4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶.
  5. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶-۳۹.
  6. محقق کرکی، جامع المقاصد، ج۳، ص۴۶۷.
  7. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۶-۳۹.
  8. متقیان تبریزی، «نسبت‌سنجی آیه «لاتُلقوا بِأَیدیکم اِلَی التَّهلُکَه» با ادله وجوب جهاد»، مندرج در سایت اجتهاد.
  9. نجفی، جواهرالکلام، ج۲۱، ص۸۹.
  10. انصاری، فرائد الأصول، ج۲، ص۶۳. شبیری، «ادله احتیاط»، مندرج در سایت مدرسه فقاهت.
  11. عباسی خراسانی، «عدم قرنطینه مصداق القای در تهلکه»، مندرج در مدرسه فقاهت.
  12. مجلسی، بحارالانوار، ج۹۸، ص۱۰؛ صفائی‌راد، « بررسی روایات ترغیب به زیارت سیدالشهداء در صورت خوف و خطر جانی»، ص۶۹-۷۱.
  13. دوزدوزانی، تغییر جنسیت آری یا نه؟، ص۳۳-۴۰.
  14. صدوق، عیون اخبار الرضا، ص۲۹.
  15. رضایی، مبانی فقهی اهدای عضو، ص۴۰-۴۱.
  16. عمید زنجانی، اصول و مقررات حاکم بر مخاصمات مسلحانه، ص۶۰-۸۰.
  17. مرتضوی، پیشگیری از بارداری و سقط‌درمانی در آیینه فقه، ص۸۴-۱۰۱.
  18. آقاباقری، دفاع پیش‌دستانه، ص۱۴۰ و ۱۶۲-۱۶۷.
  19. بهشتی، دفاع مشروع در فقه اسلامی، ص۲۷-۳۵.
  20. علیزاده، فقه امداد و نجات، ص۴۶-۴۷.

منابع

طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.

علیزاده، محمدرضا، فقه امداد و نجات؛ مبانی و چالش‌ها، مشهد، حوزه علمیه خراسان، ۱۴۰۲ش.

بهشتی، ابراهیم، دفاع مشروع در فقه اسلامی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، ۱۳۹۱ش.

آقاباقری، محمدجواد، دفاع پیش‌دستانه، تهران، دانشگاه امام صادق(ع)، ۱۳۹۳ش.

صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۴ق.

دوزدوزانی، یدالله، تغییر جنسیت آری یا نه؟، قم، نشر آثار امین، ۱۳۸۷ش.

رضایی، مریم، مبانی فقهی اهدای عضو، تهران، نشر بیکران دانش، ۱۳۹۵ش.

مرتضوی، سید محسن، پیشگیری از بارداری و سقط‌درمانی در آیینه فقه، مشهد، حوزه علمیه خراسان، ۱۳۹۹ش.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

صفائی‌راد، محمدجواد، «بررسی روایات ترغیب به زیارت سید الشهداء در صورت خوف و خطر جانی»، پژوهشنامه حج و زیارت، شماره ۱۹، ۱۴۰۱ش.

متقیان تبریزی، محمد، «نسبت‌سنجی آیه «لاتُلقوا بِأَیدیکم اِلَی التَّهلُکَه» با ادله وجوب جهاد»، مندرج در سایت اجتهاد، تاریخ درج ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ش، تاریخ بازدید ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.

محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۱ق.

شبیری، سید جواد، «ادله احتیاط»، درس خارج اصول، مندرج در سایت مدرسه فقاهت، تاریخ درج ۲۱ آذر ۱۳۹۵ش، تاریخ بازدید ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.

جمعی از نویسندگان، «آیه تهلکه»، مندرج در فرهنگ‌نامه علوم قرآن، قم، انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۴ش.

عباسی خراسانی، هادی، «عدم قرنطیه مصداق القای در تهلکه»، درس خارج فقه، مندرج در سایت مدرسه فقاهت، تاریخ درج ۱ تیر ۱۳۹۹ش، تاریخ بازدید ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۸ق.

عمید زنجانی، عباسعلی، اصول و مقررات حاکم بر مخاصمات مسلحانه، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۸۵ش.

مغنیه، محمدجو.اد، التفسیر المبین، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۲۵ق.

رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.

صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.

انصاری، مرتضی، فرائد الأصول، قم، مجمع الفکر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.

نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲ش.