فقه معاصر:پیش‌نویس آیه ۶۰ سوره انفال

متن و ترجمه آیه

«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ»

و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید و نیز برای قوم دیگری که شما بر (دشمنی) آنان مطلع نیستید (مراد منافقانند که ظاهرا مسلم و باطنا کافر محض‌اند) و خدا بر آنها آگاه است. و آنچه در راه خدا صرف می‌کنید خدا تمام و کامل به شما عوض خواهد داد و هرگز به شما ستم نخواهد شد.

توضیح مختصر آیه

آیه ۶۰ سوره انفال به مسلمانان دستور می‌دهد که در برابر دشمنان، تا می‌توانند ابزار جنگی تهیه و خود را مجهز کنند؛[۱] زیرا افزایش توان نظامی مسلمانان، باعث دفاع از حقوق جامعه اسلامی، ایجاد ترس در دشمن[۲] و در نهایت عامل بازدارنده از تهاحم به جامعه اسلامی خواهد شد.[۳] فقها و مفسران درباره واژه «قُوَّةٍ» در این آیه به چند نظر اشاره کرده‌اند؛ سید علی خامنه‌ای آن را به‌معنای قدرت و توان در ابعاد مختلف، از جمله نظامی، علمی و سازمانی تفسیر کرده است.[۴] ناصر مکارم شیرازی آن را شامل هر نوع نیروی مادی و معنوی مؤثر در پیروزی بر دشمن می‌داند.[۵] در تفسیر مجمع‌البیان قوّت، به تجهیز مردان، سلاح‌ها، ساخت قلعه‌ها و وحدت کلمه معنا شده است.[۶] در منابع روایی نیز واژه قوّة به سلاح‌ها، تیر، سپر، شمشیر و حتی خضاب کردن موی سفید با رنگ مشکی برای افزایش هیبت رزمندگان تفسیر شده است.[۷]

در بخشی از آیه به گروهی اشاره شده که مسلمانان از دشمنی آنان بی‌خبر هستند؛ ولی آمادگی نظامی مسلمانان، آنان را نیز می‌ترساند. در تفاسیر به چند گروه در این باره اشاره شده است: ۱) قبیله بنی‌قریظه؛ ۲) اهالی فارس؛[۸] ۳) منافقانی که ظاهراً مسلمان‌اند اما در باطن دشمن اسلام هستند؛[۹] ۴) جنیان که از دید انسان‌ها پنهانند.[۱۰] علامه طباطبایی نیز بر این باور است که این دشمنان شامل منافقان و کافرانی هستند که هنوز در عمل با مسلمانان دشمنی نکرده‌اند، اما احتمال دشمنی با اسلام را دارند.[۱۱]

بخش پایانی آیه از نظر تفسیر نمونه به تأمین منابع مالی برای تقویت نیروی نظامی مسلمانان اشاره دارد و ثواب آن را نه‌تنها در دنیا، بلکه در آخرت، تضمین شده می‌داند.[۱۲] علامه طباطبایی نیز این بخش را نشانه‌ای از بازگشت عادلانه انفاق در راه خدا، به‌ویژه در جهاد، می‌داند که پاداش آن در زندگی اخروی تحقق خواهد یافت.[۱۳] البته برخی نیز عبارت «و انتم لا تظلمون» را اشاره به این نکته می‌دانند که اگر شما توانمند شدید دیگر مورد ظلم دشمنان واقع نخواهید شد.[۱۴] هدف اصلی از این آیه جلوگیری از تجاوز دشمن به جامعه اسلامی دانسته شده است، نه اینکه با افزایش قدرت نظامی به حقوق دیگران تجاوز شود.[۱۵]

کاربردهای فقهی آیه

فقها و پژوهشگران فقهی از آیه ۶۰ سوره انفال در ابواب مختلف فقهی به‌ویژه در مباحث مربوط به جهاد و آمادگی دفاعی بحث کرده‌اند.

جهاد مالی و انفاق

عباسعلی عمید زنجانی در کتاب اصول و مقررات حاكم بر مخاصمات مسلحانه برای بیان مشروعیت جهاد مالی و بودجه نظامی به آیاتی از قرآن از جمله آیه ۶۰ سوره انفال استناد می‌کند. او افزون بر تکیه بر امدادهای غیبی و توکل بر خدا، بر این نکته تأکید می‌کند که در مسئله جهاد باید برای بسیج همه امکانات مادی و معنوی و استفاده بهینه از آنها نیز تلاش کرد. او در توضیح بیشتر تصریح می‌کند صرف نظر از عقل و تجربه، از نگاه اسلام و قرآن بین جهاد و پشتیبانی جنگ رابطه مستقیم علت و معلولی وجود دارد و راهی جز آمادگی کامل و توسعه ابعاد مختلف پشتیبانی وجود ندارد. به گفته او، دستور قرآن به آمادگی و تجهیز نیرو و ادوات جنگی در این عبارت «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» از آیه ۶۰ سوره انفال، از نظر کمّی و کیفی دارای اطلاق، و حاکم بر مسئله جهاد است.[۱۶]

دفاع پیش‌دستانه

محمدجواد آقاباقری در کتاب دفاع پیش‌دستانه با اشاره به اختلاف اقوال فقهاء درباره دفاع پیش‌دستانه در صورت احتمال حمله از سوی دشمن،[۱۷] با استناد به آیه ۵۸ سوره انفال معتقد است که در صورت خوف از خیانت دشمن، دفاع پیش‌دستانه مشروع است. او همچنین، با اشاره به آیه ۶۰ سوره انفال، آماده‌سازی نیروها و ترساندن دشمن را نوعی از دفاع پیشگیرانه قلمداد کرده است که باید حکومت اسلامی به آن اهتمام داشته باشد. البته او با اشاره به رفتار امام علی(ع) در قبال ابن‌ملجم، دفاع پیشگیرانه در قالب حمله را غیرمشروع می‌داند، زیرا آن امام پیش از وقوع جرم ابن‌ملجم، به مجازات او اقدام نکرد.[۱۸]

دفاع در برابر جنگ‌های نوین

سید هادی رمضانی در کتاب مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، ساختارهای نوین جنگی به جنگ سخت، نیمه‌سخت و جنگ نرم تقسیم می‌کند.[۱۹] او تحریم اقتصادی، جنگ سایبری و حتی فشارهای دیپلماتیک را زیرمجموعه جنگ نیمه‌سخت می‌داند که باید با تقویت بنیان اقتصادی داخلی، توسعه و رشد دانش و فناوری، و اعتماد به توان داخل در برابر آن از کشور دفاع کرد.[۲۰] او جنگ نرم را نیز ازجمله نبردهای مدرن در عصر حاضر به شمار می‌آورد که در چارچوب عرف، حقوق و قانون، اقدامات و فعالیت‌های خود را با هدف براندازی و فروپاشی نظام سیاسی انجام می‌دهد.[۲۱] نویسنده با استناد به آیات ۲۱۷ سوره بقره و ۶۰ سوره انفال، دفاع در برابر این نوع از تجاوز را با استفاده از ظرفیت رسانه، شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های رایانه‌ای، ترویج ورزش‌های سنتی، طراحی مد و لباس اسلامی و توجه ویژه به مراکز دانشگاهی، علمی و فرهنگی امکان‌پذیر می‌داند.[۲۲]

عملیات استشهادی

امیر ملامحمدعلی در کتاب مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت، برای اثبات جواز عملیات استشهادی به بررسی دو دسته ادله نقلی و عقلی می‌پردازد. از مهم‌ترین دلایل نقلی که ملامحمدعلی به آن استناد کرده، آیه ۶۰ سوره انفال است که مسلمانان را به آماده‌سازی نیرو و ادوات جنگی برای ترساندن دشمن تشویق می‌کند. به باور او، عملیات استشهادی به بهترین وجه می‌تواند در دل دشمن هراس افکند پس مصداق این آیه خواهد بود.[۲۳]وی معتقد است در این نوع عملیات، رضایت الهی، ایجاد رعب در دشمن و حمایت از دین الهی به وضوح دیده می‌شود و آن را برجسته‌ترین شکل جهاد با جان معرفی می‌کند.[۲۴]

سلاح‌های کشتار جمعی

گروهی از فقیهان شیعه با استناد به آیه ۶۰ سوره انفال، تولید و نگهداری سلاح‌های کشتارجمعی را جایز دانسته‌اند. به باور آنان، عموم این آیه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ ...» شامل هر نوع سلاح اعم از کشتارجمعی و غیر آن، است و به جهت آمادگی و قدرت بازدارنگی باید به سمت تولید آن رفت. چنان‌که محمد یزدی در کتاب فقه القرآن بر همین نکته تصریح می‌کند[۲۵] یا حیدر حب‌الله معتقد است که بر اساس ظاهر امرِ «َأَعِدُّوا» آمادگی و تهیۀ امکانات دفاع و مقابله با دشمن واجب است و اگر آیه شامل تهیه سلاح‌های کشتارجمعی هم باشد، تولید و تهیۀ آنها نه تنها جایز بلکه واجب است.[۲۶] به باور او، ظاهر آیه، لزوم آمادگی به منظور ایجاد ترس در دشمن است هرچند جنگی واقع نشده باشد که می‌تواند بر دستیابی به سلاح‌های کشتارجمعی یا حداقل بعضی از آنها نیز تطبیق شود.[۲۷] برخی نیز معتقدند اگر داشتن نیروهای انسانی جنگجو، یا سلاح‌های متعارف، خوف در دل دشمن ایجاد نمی‌کند، باید به سلاح‌های غیرمتعارف روی آورد؛ چنان‌که قید «استطاعت» شاهد آن است که باید تمام توان را برای برآورده‌شدن آن هدف به کار گرفت.[۲۸] آیت‌الله موسوی اردبیلی نیز ساخت تسلیحات کشتارجمعی را با اذن ولی فقیه و در راستای مصلحت نظام و دفاع از اسلام جائز می‌داند.[۲۹]

محمدجواد فاضل لنکرانی نیز بر آن است که حرمت تولید سلاح کشتارجمعی از آیات قرآن برداشت نمی‌شود. با این حال، معتقد است که به‌کارگیری این نوع از سلاح‌ها حرام است. وی آیاتی از قرآن را که می‌تواند در بحث سلاح‌های کشتارجمعی استفاده شود، دو دسته می‌داند:

  1. آیاتی که بر اساس آنها، مسلمانان باید با تقویت قدرت دفاعی خود باعث رعب دشمنان شوند. وی از این آیات،[۳۰] تولید و به‌کارگیری سلاح کشتارجمعی را نتیجه می‌گیرد.
  2. آیاتی که دلالت بر حرمت فساد می‌کند. وی با اتکا به این آیات[۳۱] بر آن می‌شود که فساد امری حرام و مبغوض است.

فاضل لنکرانی در تحلیل کلی این دو دسته، بر آن است که حرمت تولید سلاح‌های کشتارجمعی از این آیات برداشت نمی‌شود و از تقیید آیات دسته اول با آیات دسته دوم، تنها می‌توان حرمت به‌کارگیری را برداشت کرد؛ چراکه موجب فساد می‌شود. وی همچنین با اتکا به آیات ۱۹۰ و ۱۹۴ سوره بقره، بر حرمت استفاده از سلاح‌های کشتارجمعی تأکید می‌کند.[۳۲]

در مقابلِ این نظر گفته‌ شده که این آیه به خاطر کثرت استعمال، منصرف به سلاح‌های متعارف است، بنابراین دلالت آن بر جواز سلاح‌های کشتاری جمعی مشکل است و نمی‌تواند آمادگی و تهیۀ امکانات جنگی و سلاح‌های کشتارجمعی را ثابت کند.[۳۳] برخی نیز با توجه به معنای دو کلمه «قوة» و «ترهبون»، معتقدند مفاد آیه و منظور از قدرت در آن، قدرتی را توصیه می‌کند که رغبت دشمنان به تجاوز و ماجراجویی علیه مسلمانان را از میان ببرد؛ در حالی که سلاح کشتارجمعی نه تنها امنیت‌زا نیست، بلکه باعث ترس و عدم امنیت در دارندگان آن می‌شود. بنابراین اینگونه سلاح‌ها، تخصصاً از دایره آیه خارج می‌شود و هرگونه استفاده از این آیه به عنوان یک عام قاعده‌ساز منتفی است. چنان‌که امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای بر این باورند که سلاح‌های کشتارجمعی نه تنها تأمین کنندۀ صلح و امنیت جامعۀ بشری نیستند، بلکه تهدیدی جدی علیه بشریت و امنیت هستند.[۳۴] دلیل سوم بر منع تولید تسلیحات کشتارجمعی، لغویت و اسراف در آن به دلیل هزینه‌های گزاف آن است.[۳۵] آیت الله خامنه‌ای تولید سلاح‌های کشتارجمعی را کاری بیهوده، پرهزینه، پر دردسر و پرخطر می‌داند[۳۶] که جز هزینۀ ایجاد و نگهداری، هیچ فایده ای ندارد. با این بیان و در صورتی که ادله وجوب تولید و بهره‌برداری از این سلاح‌ها (مانند آیۀ ۶۰ انفال) قاصر از اثبات حکم وجوب باشند، حرمت تولید از باب اسراف قابل اثبات است.[۳۷]

نویسندگان کتاب قواعد فقه بشر‌دوستانه معتقدند که استفاده از سلاح‌های هسته‌ای به دلیل بُرد بسیار گسترده در کشتار و تخریب به هیچ وجه جایز نیست؛ البته به باور آن‌ها، ارهاب و ترساندن دشمن که هدف اِعداد امر شده در آیه ۶۰ سوره انفال است با داشتن دانشِ هسته‌ای نیز محقق می‌شود و نیازی به ساختِ سلاح هسته‌ای نیست. نویسندگان، امر الهی مبنی بر آمادگی برای مقابله با دشمن را دلیل موجهی برای ساخت سلاح هسته‌ای نمی‌دانند، زیرا معتقدند آمادگی باید با فرآیندی مشروع صورت گیرد و سلاح هسته‌ای که جمعی از بی‌گناهان را نابود می‌سازد، مشروع و مجاز نیست.[۳۸]

تأسیس سازمان‌های اطلاعاتی

عباسعلی عمید زنجانی برای اثبات ضرورت تشکیل سازمان اطلاعاتی در مدیریت جهاد، بعد از اشاره به سیره پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع)، به این نکته اشاره می‌کند که ایجاد سازمان اطلاعاتی مقدمه واجب است. به گفته او، اگر در آیه ۶۰ سوره انفال «قوة» به قدرت نظامی و تسلیحاتی تفسیر شود، کسب و حفاظت اطلاعات نوعی قدرت نظامی محسوب می‌شود و بنابراین از باب مقدمه واجب، وجوب خواهد بود. وی در ادامه تذکر می‌دهد که هدف غایی تشکیلات اطلاعاتی را باید در هدف‌های جهاد و دعوت جهانی اسلام پیدا کرد. او با نشان‌دادن سابقه تاریخی شبکه اطلاعاتی در اندیشه اسلامی، مشاغل «عریف» و «نقیب» را با عنوان «شبکه اطلاعاتی عریف و نقیب» شرح می‌دهد و به این نکته نیز اشاره می‌کند که به دلیل سوء استفاده خلفا و سلاطین از این افراد، در تعدادی از روایات، از این مشاغل نکوهش شده است؛ وگرنه طبق آیه ذکر شده این مشاغل ضروری جامعه اسلامی و ابزار حفظ حکومت است.[۳۹]

جواز تجسس برای حفظ نظام اسلامی

رضا مظفری در کتاب بررسی مسئله فقهی تجسس، به بررسی تزاحم حرمت تجسس و وجوب حفظ نظام (به معنای جامعه و مجتمع اسلامی) پرداخته است (ص۹۴-۹۷). وی در این تزاحم، ملاک وجوب حفظ نظام اسلامی را بر ملاک حرمت تجسس مقدم می‌دارد. وی در توضیح این مسئله، با اشاره به دیدگاه فقیهانی که حفظ نظام را واجب دانسته‌اند (مانند شیخ طوسی، علامه حلی، شهید اول و امام خمینی) (ص۱۰۰-۱۰۲). او برای جایزدانستن تجسسی که به منظور حفظ نظام انجام می‌شود، دلایل فقهی زیر را بررسی کرده است:

ادله وجوب حفظ نظام

اولین دلیلی که نویسنده بر اساس آن تجسس را جایز دانسته، ادله‌ای است که بر اساس آن حفظ نظام واجب است. این دلایل عبارت‌اند از:

  1. آیه ۶۰ سوره انفال؛ این آیه به صراحت بر لزوم آمادگی برای حفظ جامعه اسلامی از هجوم دشمنان دلالت دارد (ص۱۰۳).
  2. روایات؛ مظفری با بررسی چهار روایت، حفظ نظام اسلامی را یکی از مهم‌ترین واجبات دانسته، فراهم‌کردن مقدمات آن را نیز واجب می‌شمارد. به گفته او، بررسی وضعیت دشمن از نظر نیروی انسانی، تجهیزات جنگی و برنامه‌های آنان از مقدمات مهم حفظ نظام محسوب می‌شود (رضا مظفری، بررسی مسئله فقهی تجسس، قم، میراث ماندگار، ۱۳۹۴ش، ص۱۰۷).

مشروعیت مسابقات تیراندازی

گروهی از فقیهان شیعه با استناد به آیه ۶۰ سوره انفال و روایتی از پیامبر(ص) که «قُوَّة» را به «تیراندازی» تفسیر کرده‌اند، مشروعیت مسابقات تیراندازی را استنباط کرده‌اند.[۴۰]

لزوم تشکیل حکومت اسلامی و حفاظت از آن

امام خمینی این آیه را دلیل شرعی برای حفظ نظام اسلامی و دفاع از استقلال امت اسلام می‌داند و اینکه این آیه دلیل لزوم تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت است.[۴۱]

اصول و فنون مذاکره

مولف کتاب در بخش چهارم سعی می‌کند برخی از مهم‌ترین اصول و فنون مذاکره را در سه مرحله: پیش از آغاز مذاکره، حین مذاکره و پس از مذاکره تبیین کند (ص۱۰۷).

اصول و فنون پیش از آغاز مذاکره

«استقبال از پیشنهاد صلح از سوی طرف مقابل» از اصول و فنون پیش از مذاکره است، دولت اسلامی باید در موضع اقتدار باشد (انفال، ۶۰) و چنانچه طرف مقابل درخواست صلح و آشتی داشت، این درخواست باید مورد توجه قرار گیرد (انفال، ۶۱)؛ بدیهی است که باید همواره مراقب فریب و نیرنگ دشمن بود و پیشنهاد دشمن نباید موجب به خطر افتادن منافع دولت اسلامی شود، از سوی دیگر ردّ پیشنهاد صلح از همان ابتدا و بدون سنجش و بررسی موجب می‌شود، دولت اسلامی در افکار عمومی دنیا جنگ طلب نمایش داده شود (ص۱۰۸-۱۰۹).

«شناخت دقیق طرف دیگر مذاکره» و آگاهی از اهداف، مقاصد و نیات ایشان و شناخت انگیزه و میزان خصومت و دشمنی طرف مقابل از دیگر ضروریات پیش از مذاکره است، همچنین «ورود به مذاکرات از موضع قدرت و عزت» و نشان‌دادن اقتدار و نمایش قدرت نظامی پیش از آغاز مذاکرات موجب می‌شود، دشمن به دنبال امتیازگیری نیافتد، چنانچه در آیه ۶۰ سوره انفال به آن اشاره شده است؛ این اقتدار و استحکام در جریان مذاکره پیامبراکرم(ص) در جنگ احزاب و صلح با بنی‌ضمره به‌طور عیان به چشم می‌خورد (ص۱۱۰-۱۱۵).

«کوچک نشمردن دشمن» اصل دیگری است که باید پیش از آغاز مذاکره مورد توجه باشد، چراکه کوچک‌شمردن دشمن، مذاکره‌کنندگان دولت اسلامی را از کید و فریب دشمن غافل خواهد ساخت؛ از همین رو حضرت علی(ع) تصریح فرمودند: «لاتستصغرن عدوا و ان ضعف» (ص۱۱۷).

«عدم اعتماد و خوش‌بینی به دشمن» اصل دیگری است که باید در مذاکرات با دول کفر و شرک به‌ویژه اگر رویکرد خصمانه داشته باشند، مورد توجه قرار گیرد، همچنان که در آیه ۱۱۳ سوره هود به آن اشاره شده است؛ هرگونه اعتماد و پشت‌گرمی به طرف مقابل می‌تواند زمینه ساز شکست مسلمین در میدان مذاکره باشد (قاسم شبان‌نیا، مذاکره دولت اسلامی با سایر دول از منظر فقه اسلامی، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، ۱۳۹۶ش، ص۱۱۸).

بایدها و شایدهای فعالیت رسانه‌ای از منظر اسلام

در فصل سوم کتاب فقه رسانه در اسلام، مباحث متنوعی درباره بایدها و شایدهای (به‌معنای اموری که از نظر فقهی منعی برای آنها وضع نشده) فعالیت رسانه‌ای از منظر فقه اسلامی مطرح شده که در سه بخش مشروعیت رسانه، ویژگی‌های رسانه اسلامی و کارکردهای آن قابل دسته‌بندی است.

مشروعیت رسانه از منظر اسلام

نویسنده در ابتدای این فصل بحثی درباره مشروعیت رسانه از منظر اسلام ارائه کرده و ضمن آن ماهیتی ابزاری برای رسانه در نظر گرفته است؛ ابزاری که می‌تواند با نقش‌آفرینی در آموزش و پرورش، نشر فضیلت، گسترش فلسفه دین و گسترش فرهنگ عدالت‌خواهی و ستم‌ستیزی، به‌عنوان یک ابزار کارآمد مشروعیت شرعی پیدا کند. این حکم درباره رسانه، از نظر نویسنده، با خطوط قرمز و زردی همراه است که محرمات و مکروهات شرعی هستند (ص۵۷-۵۸).

نویسنده روشن‌کردن افکار عمومی مردم، پیشبرد اهداف اسلام و سبک زندگی اسلامی، تلاش برای نفی مرزبندی‌های کاذب و تفرقه‌انگیز، مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی را به عنوان کارکردهای مثبت و ارزشی رسانه برمی‌شمرد (ص۶۴-۶۵) و فعالیت در زمینه کارکردهای مثبت و ارزشی رسانه را از نظر فقهی از واجبات کفایی معرفی می‌کند. نویسنده تلاش کرده است با اتکا به آیاتی از قرآن، چون آیه استعداد (انفال/۶۰) و آیه نَفْر (توبه/۱۲۲)، برخی مباحث فقهی، چون حرمت تحریف و کتمان و برخی روایات این امر اثبات گردد (ص۶۵-۷۶). پس از بحثی درباره علل موفقیت رسانه در غرب، به ارائه راهکارهایی برای اسلامی‌شدن رسانه می‌پردازد و قدم‌هایی شش‌گانه را پیشنهاد می‌دهد که «حمایت مالی و سیاسی مسئولین از رسانه» یکی از آنهاست (خلیل منصوری، فقه رسانه در اسلام قم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، ۱۳۹۶ش، ص۹۰-۹۲).

اجتهاد مستمر؛ محرک تطبیق دین با تحولات زمان

مطهری اجتهاد را صرفاً یک تکنیک علمی نمی‌داند، بلکه آن را «قوّه محرّکه اسلام» معرفی می‌کند؛ نیرویی حیاتی که دین را در مواجهه با تحولات تاریخی و اجتماعی زنده و پویا نگاه می‌دارد (ج۱، ص۱۴۰). از نگاه او، در جهانی که مقتضیات آن دائماً دگرگون می‌شود، اجتهاد نیز باید همواره فعال و زمان‌شناس باقی بماند. وی با اشاره به آرای ابن‌سینا، اقبال لاهوری و تأمل در آیات قرآن، بر ضرورت استمرار اجتهاد در همه دوره‌ها تأکید می‌ورزد (ج۱، ص۱۴۱).

برای روشن‌سازی این دیدگاه، مطهری به نمونه‌هایی از فقه ناظر به زمان اشاره می‌کند؛ ازجمله آیه شریفه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوّة» (انفال، ۶۰) که بر آمادگی رزمی تأکید دارد، اما تجهیزات و امکانات نظامی به اقتضای هر زمان متفاوت‌اند و نمی‌توان آن را محدود به تیراندازی یا اسب‌سواری دانست (ج۱، ص۱۴۳). همچنین، وی به پاسخ امام علی (ع) درباره رنگ کردن موی سفید اشاره می‌کند که آن را امری تابع شرایط روانی و اجتماعی زمانه می‌داند، نه یک اصل ثابت شرعی (ج۱، ص۱۴۴).

در بیان سیره فقهی اهل‌بیت(ع) در مواجهه با مقتضیات تاریخی و نمونه‌های عملی تطبیق فقه با زمان، مطهری به تغییر پوشش امام صادق(ع) و صلح امام حسن(ع) اشاره می‌کند؛ تصمیماتی که گرچه در ظاهر سنت‌شکنانه بودند، اما در حقیقت مبتنی بر درک عمیق از شرایط زمان اتخاذ شده‌اند (ج۱، ص۱۳۳–۱۳۶). همچنین وی، شخصیت امام علی(ع) را تجسمی از عقل، فقه و زمان‌شناسی می‌داند که الگویی فراتاریخی برای تمامی عصرها به شمار می‌آید (ج۱، ص۱۵۳–۱۶۲).

در ادامه همین مسیر، مطهری برخورد فقهی فیض کاشانی با جمود جریان اخباری‌گری را نیز بیان می‌کند؛ ازجمله مخالفت او با وجوب سنت تحت‌الحنک، زیرا این حکم نه اصیل، بلکه تدبیری در برابر نشانه‌های مشرکان بود. کاشانی حتی استفاده از پوشش‌های جدیدی همچون کت و شلوار یا کلاه شاپو را جایز می‌دانست، مشروط بر آن‌که نشان وابستگی به مذهب مخالفی نداشته باشد (مرتضی مطهری، اسلام و نیازهای زمان، تهران، صدرا، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۱۴۵–۱۴۶).

واژگان مورد استناد برای تروریسم

نگارنده در فصل سوم به بررسی مفاهیم و واژگانی در متون دینی پرداخته که برخی افراد برای معرفی اسلام به‌عنوان دینی تروریستی و توجیه اقدامات خشونت‌آمیز خود به آن‌ها استناد کرده‌اند. او با ارائه دلایل متعدد این برداشت‌ها را رد می‌کند (ص۵۹). یکی از این واژگان، کلمه «ارهاب» و مشتقات آن است که در آیات مختلفی از جمله آیه ۶۰ سوره انفال به‌کار رفته است (ص۵۹-۶۳). به باور مؤلف، این واژه در قرآن به معنای لغوی خود یعنی خوف و ترس به‌کار رفته و با معنای اصطلاحی آن که امروزه رایج شده تفاوت دارد. به‌گفته او آنچه از واژه ارهاب در قرآن برداشت می‌شود، هیچ بار معنایی منفی ندارد (ص۶۳). همچنین، در آیاتی مانند آیه ۱۵۱ سوره اعراف و آیه ۳۲ سوره مائده به صراحت با کشتار بدون دلیل شرعی مخالفت شده است؛ بنابراین، اسلام به هیچ وجه اعمال تروریستی را تأیید نمی‌کند (ص۶۵).

شاهرودی به وجود واژگانی در روایات اشاره می‌کند که ممکن است برای توجیه اعمال تروریستی مورد استناد قرار گیرد. از جمله این واژگان، «فَتْک» به‌معنای غافلگیر کردن و کشتن شخص (ص۶۶-۷۰) و «غیله» به‌معنای فریب دادن فرد است (ص۷۰-۷۳). مؤلف با استناد به چندین روایات معتقد است که اسلام به‌شدت با قتل از طریق غافلگیری، فریبکاری و بدون دلیل شرعی مخالف است (مرتضی ابریان شاهرودی، ترور و تروریسم از دیدگاه فقه امامیه، شاهرود، آوای چلچله، ۱۴۰۲ش، ص۷۴).

پانویس

  1. طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۱۱۴.
  2. طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۱۱۷؛ فاضل مقداد، کنز العرفان، ج۱، ص۳۸۸.
  3. خامنه‌ای، سخنرانی «مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)».
  4. خامنه‌ای، سخنرانی «مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)».
  5. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۲۲.
  6. طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص۸۵۲.
  7. عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۲، ص۱۶۴-۱۶۵.
  8. طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص۸۵۳.
  9. فاضل مقداد، کنز العرفان، ج۱، ص۳۸۸.
  10. طبری، جامع البیان، ج۱۴، ص۳۷–۳۸.
  11. طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۱۱۶.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۲۸.
  13. طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۱۱۶–۱۱۷.
  14. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۲۹.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۲۹.
  16. عمید زنجانی، اصول و مقررات حاكم بر مخاصمات مسلحانه (جهاد)، ص۵۹-۸۵.
  17. آقاباقری، دفاع پیش‌دستانه، ص۵۴-۵۷.
  18. آقاباقری، دفاع پیش‌دستانه، ص۵۸-۶۱.
  19. رمضانی، مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، ص۱۷۵-۱۷۷.
  20. رمضانی، مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، ص۱۷۸-۱۸۹.
  21. رمضانی، مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، ص۲۰۰.
  22. رمضانی، مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، ص۲۰۲-۲۱۲.
  23. ملامحمدعلی، مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت، ص۱۰۳-۱۰۸.
  24. ملامحمدعلی، مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت، ص۱۰۸-۱۱۶.
  25. یزدی، فقه القرآن، ج۲، ص۲۵۴.
  26. حب‌الله، دراسات فی الفقه الاسلامی المعاصر، ج۲، ص۳۱۷.
  27. حب‌الله، دراسات فی الفقه الاسلامی المعاصر، ج۲، ص۳۱۷.
  28. ربانی و دیگران، بررسی ادله جواز یا حرمت تولید و انباشت سلاح‌های کشتارجمعی، ص۹۳.
  29. ناصر، المنطلقات الفقهية لنظریة التفصیل فی إنتاج اسلحة الدمار الشامل، شماره ۴، ص۵۰.
  30. سوره انفال، آیه ۶۰؛ سوره نساء، آیه ۷۱؛ سوره توبه، آیه ۵.
  31. سوره بقره، آیه ۱۱ و آیه ۲۷ و آیه ۳۰ و آیه ۲۰۵.
  32. علیدوست، فقه هسته‌ای، ص۷۷-۸۵.
  33. ربانی و دیگران، «بررسی ادله جواز یا حرمت تولید و انباشت سلاح‌های کشتار جمعی»، ص۹۲.
  34. خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۳۹۳؛ خامنه‌ای، پیام به نخستین کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه. مرور خبر ۷ مرداد ۱۴۰۱ش.
  35. ربانی و دیگران، «بررسی ادله جواز یا حرمت تولید و انباشت سلاح‌های کشتار جمعی»،‏ ص۱۰۴.
  36. بیانات در دیدار دانشمندان هسته‌ای. مرور خبر ۷ مرداد ۱۴۰۱ش.
  37. خامنه‌ای، بیانات در نوزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی، مندرج در سایت خامنه‌ای دات آی آر.
  38. لری‌نژاد و قائمی خرق، قواعد فقه بشردوستانه، ص۴۷-۶۴.
  39. عمید زنجانی، اصول و مقررات حاكم بر مخاصمات مسلحانه، ص۱۰۳-۱۱۸.
  40. شیخ طوسی، المبسوط، ج۶، ص۲۸۹؛ ابن‌ادریس حلی، السرائر، ج۳، ص۱۴۶؛ طباطبایی، ریاض المسائل، ج۱۰، ص۲۳۳–۲۳۴؛ ابن‌برّاج، المهذب، ج۱، ص۳۳۰.
  41. خمینی، ولایت فقیه، ص۳۳.

منابع

  • رمضانی، سید هادی، مبانی فقهی و حقوقی دفاع مشروع در خارج از مرزها، تهران، نشر جاودانه، ۱۳۹۹ش.
  • آقاباقری، محمدجواد، دفاع پیش‌دستانه، تهران، دانشگاه امام صادق، ۱۳۹۳ش.
  • ملامحمدعلی، امیر، مبانی فقهی عملیات استشهادی از دیدگاه شیعه و اهل سنت، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۵ش.
  • ابن‌ادریس حلی، محمد بن منصور، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌برّاج، عبد‌العزیز طرابلسی، المهذب، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
  • خامنه‌ای، سید علی حسینی، سخنرانی «مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)» در دانشگاه امام حسین(ع)، ۲۱ مهر ۱۳۹۸ش.
  • خمینی، سید روح‌الله، ولایت فقیه، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوازدهم، ۱۴۲۳ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تحقیق: سید محمد‌تقی کشفی، تهران، المکتبة المرتضویه، چاپ سوم، ۱۳۸۷ق.
  • طباطبایی، سید علی، ریاض المسائل فی تحقیق الاحکام بالدلائل، قم، موسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • عمید زنجانی، عباسعلی، اصول و مقررات حاكم بر مخاصمات مسلحانه (جهاد)، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۵ش.
  • عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، قم، انتشارات اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
  • علامه طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • لری‌نژاد، محمد و سید محسن قائمی خرق، قواعد فقه بشر‌دوستانه، تهران، مجد، ۱۳۹۵ش.
  • فاضل مقداد، جمال الدین، کنز العرفان فی فقه القرآن، تهران، المکتبة المرتضویة، بی‌تا.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.