استقلال وکلا در آینه فقه، حقوق ایران و حقوق انگلستان (کتاب)
| استقلال وکلا در آینه فقه، حقوق ایران و حقوق انگلستان | |
|---|---|
| اطلاعات کتاب | |
| نویسنده | سید علی میرلوحی |
| زبان | فارسی |
| تعداد صفحات | ۱۴۷ |
| اطلاعات نشر | |
| ناشر | تفکر آیندهساز |
| محل نشر | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۴۰۱ش |
| نوبت چاپ | اول |
- چکیده
استقلال وکلا در آینه فقه، حقوق ایران و حقوق انگلستان، نوشته سیدعلی میرلوحی، اثری ۱۴۷ صفحهای است که ابعاد مختلف استقلال وکیل در نظامهای حقوقی ایران و انگلستان و نیز در فقه اسلامی را بررسی میکند. هرچند بخش عمده کتاب به تحلیل مباحث حقوقی اختصاص یافته، نویسنده کوشیده است با استناد به قواعدی همچون لاضرر، لاحرج، نفی فساد، اصل حریت، اصل عدالت و لزوم بیطرفی قاضی، ضرورت استقلال وکیل را از منظر فقهی نیز تبیین کند.
معرفی اجمالی
کتاب استقلال وکلا در آینه فقه، حقوق ایران و حقوق انگلستان نوشته سیدعلی میرلوحی، اثری است درباره ابعاد مختلف استقلال وکیل در نظامهای حقوقی ایران و انگلستان و نیز در فقه اسلامی. این کتاب را برای نخستین بار انتشارات تفکر آیندهساز در سال ۱۴۰۱ آن را در ۱۴۷ صفحه منتشر کرده است.
ساختار کتاب
اثر فصلبندی مشخصی ندارد و بیشتر مباحث آن درباره ابعاد حقوقی استقلال وکیل در نظام حقوقی ایران و انگلستان است. بخش کوچکی در اواسط کتاب به تحلیل این موضوع از منظر فقهی اختصاص یافته که رد این گزارش به آن بخش توجه شده است. کتاب خطاهای متعدد نگارشی و ویرایشی نیز دارد و نیازمند بازنویسی جدی است.
استقلال وکیل
نویسنده در آغاز کتاب روشن میکند که مقصودش از «استقلال وکیل» پاسخگو نبودن وکیل نیست، بلکه توانایی او در پیگیری حقوق جامعه بدون تأثیرپذیری از فشارهای سیاسی و حکومتی است. از نگاه او، استقلال وکیل لازمه بنیادین تحقق عدالت است (ص۸).
میرلوحی معتقد است استقلال وکیل زمانی تحقق مییابد که صنف وکلا مستقل از سایر قوا باشد و وکیل بتواند در چارچوب قانون برای حمایت از حقوق موکل خود در برابر هر شخص اقدام کند، بدون آنکه نگران پیامدهای منفی باشد (ص۴۶). وی استقلال وکیل را همچنین به عدم مداخله ناروای مقامات دولتی یا جامعه در کار وکیل تفسیر میکند (ص۵۰).
استقلال وکیل از منظر فقه
نویسنده برای اثبات ضرورت استقلال وکیل در فقه، به مجموعهای از قواعد اصولی و موازین عقلی استناد میکند که موارد مهم آنها عبارتاند از:
_ قاعده لاضرر: بر اساس این قاعده، شخصی که توانایی دفاع از خود را ندارد در معرض زیان قرار میگیرد؛ زیرا بیان مؤثر و دفاع درست بر قاضی اثر میگذارد. تحقق این دفاع جز با استقلال و آزادی وکیل ممکن نیست (ص۶۰-۶۱).
_ قاعده لاحرج: فرد غیرحقوقدان برای آگاهی از مسائل پیچیده دادرسی باید مشقت فراوانی متحمل شود؛ ازاینرو طبق قاعده لاحرج، وجود وکیل مستقل ضروری است (ص۶۱-۶۲).
_ قاعده نفی فساد: نویسنده معتقد است فقدان استقلال وکیل ذاتاً مفسدهآمیز است و به حکم عقل باید از آن جلوگیری کرد؛ بنابراین این قاعده نیز بر استقلال وکیل دلالت دارد (ص۶۲-۶۴).
_ اصل حریت: این اصل، آزادی طرفین برای انتخاب وکیل و آزادی وکیل در دفاع را محترم میشمارد. تحقق این اصل وابسته به استقلال وکیل است (ص۶۴-۶۵).
_ اصل عدالت: از نگاه نویسنده، مهمترین دلیل فقهی استقلال وکیل اصل عدالت است. عدالت زمانی برقرار میشود که نهاد دفاع و وکالت جدا از نهاد قدرت و حاکمیت باشد و مستقل عمل کند (ص۶۵-۶۶).
_ قاعده حسن و قبح عقلی: استقلال نهاد وکالت از منظر عقل امری پسندیده است؛ زیرا حق را تسهیل و از ظلم جلوگیری میکند (ص۶۶).
_ لزوم بیطرفی دستگاه قضا: تأکید اسلام بر بیطرفی قاضی پشتوانهای فقهی برای لزوم استقلال وکیل به شمار میرود (ص۶۷-۶۸).